پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۵۴۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

راه آمد شد بیرونی مسدود گشته آذوقه لشکر روی در کمی آورد و نرخ مأکولات ترقی کرده جو و کاه حکم عنقا گرفت بنا بر توجه خاطر اشرف به ترفیه احوال سپاه و غمخواری لشکر حکم شد که عساکر نصرت‌نشان طوایل و الاغان باری و سواری که در پای قلعه ضرورت داشته باشند بصحرای آب کرکه گرمسیر است و همیشه علف خشک و تر می‌دارد فرستند.

لهذا اکثر اهل اردو الاغان باری و سواری را بنا بر فقدان علیق بصحرای مذکور فرستادند و تا سه ماه آفتاب عالمیان سر در نقاب حجاب و پردۀ احتجاب کشیده از زیر ابر ظلمت تاب چهره نمی‌نمود و اکثر اوقات هوا مترشح و سحاب متقاطر بوده شبانروز بارندگی انقطاع نمی‌یافت و در آن دو سه ماه عساکر ظفر پناه به صعوبت روزگار گذرانیدند با وجود این حال چون ماه صیام باختتام رسید حضرت اعلی شاهی ظل اللهی متوجه امر محاصره و امور قلعه گیری شدند.

بر ازکیاء پوشیده نماند که بلدۀ شماخی در میان راه واقع شده طول شهر و قلعه در عرض دره واقع افتاده شده اصل شهر که بیوت و مساکن رعیت است در دامنۀ کوه طرف جنوبی واقع شده و خانه‌های حکام و سلاطین ماضیه به کوه جانب شمالی اتصال یافته و ارض آن نسبت به اراضی شهر ارتفاع تمام دارد و رومیان هر کدام را یک قلعه ترتیب داده هر دو را با هم اتصال داده‌اند و در قلعۀ جانب شمالی که مکان مرتفع است بروج عالی‌اساس سپهر مماس از سنک و آهک ساخته و پرداخته‌اند که از غایت ارتفاع کمند اندیشه از کنگره تسخیر آن کوتاه است و از محکمی و استواری بمتین الماسگون رخنۀ در آن صورت‌پذیر نیست و سیبه آوردن از جانب شمالی که در مقابل این بروج عالی افتاده به غایت دشوار است.

بالجمله ملاحظۀ اطراف و جوانب شهر و قلعه کرده مورجلها قسمت یافت جانب شمالی باهتمام الله‌ویردی خان قرار یافت و از جانب غربی که طول شهر و قلعه و طرف اردوی معلی است اول سیبۀ قورچی‌باشی و قورچیان عظام مقرر گشت و بعد از ایشان سیبۀ ذو الفقار خان و لشکر آذربایجان و بعد از آن سیبه قرچقای بیک و غلامان و تفنگچیان و بعد از ایشان سیبۀ گنجعلی خان حاکم کرمان و در انتها جانب غربی سیبۀ علی‌قلی خان ایشیک‌آقاسی‌باشی شاملو قرار یافت و سایر امراء و عساکر ظفر فرجام به کومک سیبهای مذکور معین گشتند و در جانب شرقی کسی تعیین نیافت و چون مصالح و اسباب ضروری سیبه در پای قلعه نبود و از راه دور آوردن از کثرت بارندگی و گل و لای که شتر و الاغ را مجال تردد نبود متعذر بود لاعلاج مبارزان جنود اقبال حسب‌الاشارۀ شهریار بی‌همال که در عالم جوانی دانش‌آموز پیران کار دیدۀ تجربه کار از راه دور شروع در حفر جسر نموده در هر چند قدم برج گونه ترتیب داده بر دور آن خندق بریده تفنگچی کماندار و مردم دلیر جنگی بقدر احتیاج در آنجا می‌گذاشتند که محافظت کارکنان جسر می‌نموده باشند و بدین طریق پیشتر می‌رفتند و با وجود بارندگی شب و روز آرام نگرفته در سیبها کار می‌کردند و رومیان در اوایل حال در کمال نخوت و غرور اظهار تجلد نموده از دروازه‌های شرقی و جنوبی که کسی نبود بیرون آمده در دامنۀ کوه صف کشیده آمادۀ رزم و قتال می‌گشتند و بعضی اوقات پیشتر آمده آهنگ نبرد ساز می‌دادند و از این طرف چون اسبهای اکثر سپاهیان که در جنگ قلعه ضرورت نبود بصحرا فرستاده بودند میسر نمی‌شد که بصدمات دلیرانه مخالفان را گوشمالی داده از باره تهور و بی‌اعتدالی به زیر آورند و روز بروز پای بی‌اعتدالی پیشتر و بیشتر نهاده سر راه بر متمردان اردوی معلی گرفته دستبرد می‌نمودند تا آنکه بعضی از اعیان سپاه و ملازمان درگاه که قدرت اسب نگاهداشتن داشتند و بصحرا فرستاده بودند مورد عتاب و خطاب شاهانه گشته اسبهای خود را از صحرا آوردند و یک‌دو مرتبۀ دیگر سواره بیرون آمدند آهنگ جنک نمودند از صدمات سپاه منصور مقهور گشته در کمال خذلان بازگردیدند و چپرها نیز بحوالی قلعه نزدیک رسیده سیبها استحکام یافت ترک آن جرأت و دلیری کرده در چهار دیوار قلعه خزیدند و چند مرتبه بسیبها ریخته با اهل قلعه جنک در پیوستند.

اما کاری نساخته خایب و خاسر بازمی‌گردیدند و از این‌طرف بیشتر از پیشتر در سیبه پیش بردن و چپر و نقب کندن اهتمام می‌نمودند و توپهای بزرگ که در حین محاصرۀ قلعه گنجه ترتیب یافته در آنجا مانده بود حکم شد که بپای قلعۀ شماخی نقل نمایند و چون قبل از فتح قلعه بجهة صیانت احوال عجزه و زیردستان تعیین حاکم ضابط لازم بود عنایت شهریاری ذو الفقار خان قرامانلو را شایسته این منصب والا دانسته او را بدین پایۀ اعلی اعتلا بخشید