پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۵۴۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

و اخلاص جبهۀ عبودیت بر خاک سوده از غبار سم سمند جهان‌پیمای شاهی روشنائی دیدۀ امید حاصل می‌نمودند و آن حضرت بدیده تلطف و مرحمت در آن قوم نظر انداخته در کمال فرح و انبساط خاطر و شکفتگی مزاج منازل دلگشای آن سلسلۀ رفیعه را بفر نزول همایون زینت افزودند و فرمانبران دستور آصف نشان جشن شاهانه که در خور میهمانی چنین باشد آراسته ساده‌رخان گل‌عذار به آتش خط و گلگونۀ رخسار بآن مجلس بهشت‌نشان بسان حور و غلمان درآمده اقراح راح ریحانی به گردش درآوردند و چند روز در کمال نشاط و خرمی - بهجت‌افزای خواطر بودند و ملازمان آصف جم اقتدار لحظۀ از کشیدن اطعمه و اشربۀ لذیذه و میوه‌های گوناگون نمی‌آسودند و از هر گونه ما یحتاج آن مقدار جمع آورده بودند که زیاده از آن متصور نبود و آن جناب چند روز بر این منوال خوان کرم گسترده جمیع امراء و ارکان دولت پادشاهی و مخصوصان و مقربان بساط اقدس و ملازمان درگاه را که در رکاب نصرت انتساب بودند و امراء و اعیان که از تعمیر قلعۀ ایروان فارغ گشته فوج فوج وارد می‌گردید مقداری کرامند علی قدر درجاتهم برسم اقامت و ساوری ایثار می‌کردند و اهل خدمت و ارباب طرب و ندماء مجلس بهشت آئین را به خلاع فاخره و انعامات و تکلفات وافره نوازش فرمودند.

بعد از چند روز ارادۀ خاطر اشرف بدان متعلق گشت که مواضع قریبۀ آن بلده را سیر فرمایند از آن جمله موضعی است ونندنام از قراء معتبره و اماکن لطیفۀ روزگار در دامنۀ کوهی واقع شده درۀ در میان دارد در هر دو طرف دره باغات و بساتین میوه‌دار بیشمار آب خوش‌گوارش ما صدق تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ و حدایق میوه‌دارش طوبی مثال پربرگ‌وبار و چون آن منزل نیز محل توطن و سکنای بعضی از طبقه علیۀ نصیریه است و فی الحقیقة آن موضع نزهت‌بخش نیز بآن سلسله منسوبست در آنجا نیز اسباب ضیافت و ما یحتاج بدستور اردوباد از سرکار آن عالی‌جناب مکرمت‌نهاد مرتب گشته دقیقۀ از دقایق میزبانی فروگذاشت نکردند و از آنجا بسیر قصبۀ کلیس که سکنۀ آنجا اکثر مسیحی اهل ذمه و برخی مسلمان نیز هستند تشریف برده منازل آن طایفه را بنور حضور منور گردانیده فرح‌افزای ضمایر بودند.

بعد از فراغ از سیر و تماشای آن حدود بصوب اردوباد مراجعت فرموده دیگرباره آن بلده طیبه از ورود مقدم همایون رشک بستان ارم گردید و چون عزیمت جانب قراباغ و یورش شیروان مصمم خاطر انور بود و راهی بود که از اردوباد به فضای قراباغ می‌رود و بدرۀ علی موسوم است راهی است در مضیق جبال به غایت تنک و عبور دو سوار از پهلوی یکدیگر از مضایق آن بسیار دشوار فرمان گیتی مطاع بنفاد پیوست که از امراء و اعیان لشکر و طبقات حشم فوج فوج و مرتبه به مرتبه بتدریج از آن راه عبور نموده در چولدر و برکشاط که صحاری مسطح و علفزارهای مروح دارد جمع آیند و موکب اقبال تا ده روز بواسطۀ صعوبت راه و عبور لشکر انجم حشر در خطۀ دلگشای اردوباد عشرت‌پیرا بوده کام‌بخش سکنۀ آن بلده بودند و خدمات اعزۀ سلسلۀ نصیریه و اقرباء و اتباع اعتماد الدولة مغفور مرضی خاطر مبارک و مستحسن کافه خلایق گشته الحق دوست و دشمن و حساد و اضداد زبان بتحسین گشودند و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی مکررا اظهار خوشنودی فرموده همگی ایشان را به خلاع فاخره سرافراز گردانیدند و از آنجا موکب همایون فال به فیروزی و اقبال بجانب مقصد در حرکت آمدند و امراء عظام و عساکر ظفر فرجام که به ایروان رفته بودند اطراف و جوانب قلعۀ سابق را که بنا بر صلاح وقت کنده شده بود بر طوایف قزلباش و طبقات لشکر قسمت فرموده هرکس در کار خود اهتمام نموده در اندک فرصتی عمارت قلعه را باتمام رسانیده ذخیره و ما یحتاج سران عساکر منصوره نقل آنجا کرده حسب الامر الاعلی قلعه را بامیر کونه خان سپرده کوچ کردند و چنانچه مذکور گشت بتدریج از درۀ علی عبور کرده در چولدر و برکشاط جمع آمده باردوی نصرت قرین پیوستند.

ذکر توجه موکب نصرت‌نشان بتسخیر ولایت شیروان و فیروزی یافتن بعون عنایت حضرت ملک منان