سلطان زیاد اغلی و غیرهم منقلای سپاه گردانیده بطرف مرند فرستادند و موکب ظفر قرین به ییلاق تنگیز توجه فرموده علفزارهای آن ییلاق محل نزول شهریار آفاق گردید چون سلطان روم بدین مرز و بوم رسید اولامه تکلو را با جمعی از جنود رومیۀ به محاصره قلعۀ وان فرستاد و از خوی القاس میرزا را با بعضی از پاشایان و - سنجقبیکیان تا موازی چهل هزار کس بر سر امراء منقلای بمرند ارسال داشت و خود با بقیۀ سپاه رزم خواه بجانب تبریز در حرکت آمد امراء عظام که بمرند رفته بودند زیاد اغلی را با جمعی از مبارزان جنود اقبال به قراولی فرستاده بودند بمقدمة الجیش رومیان رسیده میانۀ ایشان جنک عظیم و نبرد قوی اتفاق افتاده از زیاد اغلی در آن جنگ مردانگیها بظهور آمد و امراء که در چمن مرند اقامت داشتند از کثرت جنود روم که فوج فوج میرسیدند احتیاط ورزیده خود را بطرف کوه کشیدند و جمعی را بجهت خبرگیری در مرند گذاشته بودند.
القاس میرزا و رومیان که بمرند رسیدند دلاوران قزلباش که به خبرگیری مانده بودند بعزم دستبرد خود را بدیشان نموده طرح جنگ انداختند و عنان کشیده سپاهیانه جنگ میکردند رومیان بملاحظۀ آنکه آن فوج قلیل مبادا کومک کثیر در کمین داشته باشند به جنگ دلیری نمیکردند بالاخره فیما بین حربی صعب و پیکاری قوی بوقوع پیوسته قزلباش جنگ کنان به امراء پیوستند و رومیان از جلادت و مردانگی آن فئۀ قلیل اندیشیدند چون عبد اللّه خان و امرأ قزلباش از چمن مرند رفته بودند ایشان نیز صلاح در مراجعت دانسته از آنجا بازگشته در چرنداب تبریز بسطان سلیمان ملحق شدند و عبد اللّه خان و امراء نیز در ییلاق اشنکیز بموکب همایون پیوستند حضرت شاه والاجاه جنت بارگاه مبارزان جنود اقبال را باطراف و جوانب معسکر رومیان تعیین نموده دستبردهای نمایان کرده شب و روز مخالفان را آسوده نمیگذاشتند و هر روز جمعی را بدست آورده بقتل میرسانیدند چنانچه رومیه بطلب آذوقه از اردوی خود قدم بیرون نمیتوانستند نهاد آذوقه و علیق الدواب در اردوی رومیه حکم عنقا گرفته غنی و فقیر از فقدان نان نگران بودند و رومیان از استیلای جوع شروع در غارت شهر کردند اما از جنس مأکول چیزی بدست ایشان درنمیآمد و در عرض چهار روز که سلطان سلیمان در شهر تبریز اقامت داشت چندین هزار اسب و استر از بیقوتی از قوت افتاده به چراگاه عدم شتافتند
فرار سلطان سلیمان از تبریز
سلطان سلیمان از این نهضت پشیمان گشته چارۀ بجز مراجعت نجست و در شبی که اردوی همایون از اشکنیزکلیه کوچ کرده خبر قرب وصول لشکر قزلباش در اردوی رومیه شایع شد سلطان سلیمان طبل ارتحال کوفته احمال و اثقال پیش فرستاده خود تا صباح بر سر اسب ایستاده صبحی راهی شد اجامره و اوباش تبریز دست بقتل و غارت رومیان برآورده جمعی کثیر از زخم خنجر تیز اجامره و اوباش خونریز تبریز راه عدم پیمودند از غرایب حالات در آن چند روز که رومی در چرنداب بود از شدت صاعقه و تند باد چنان کرد و غبار انگیخته شد و هوا تیره و تار گشت که دیدۀ اولو الابصار و انظار دیدۀ دوربین روزگار روز روشن از شب تار فرق نمیکردند بعد از رفتن رومیان ظلمت و تیرگی انجلا یافته هوا اعتدال پذیرفت و جیوش دریا خروش خسرو ایران حسب الفرمان قضا جریان بتعاقب رومیان در حرکت آمده در هر مرحله دستبردهای نمایان میکردند و سلطان سلیمان بجانب وان رفته توپها و بادلیجهای قلعهکوب نصب نموده در لوازم قلعه گیری سعی نموده در لوازم قلعهگیری سعی نمودن گرفت شاه علی سلطان چکنی کوتوال قلعۀ وان از کثرت و هجوم رومیان خائف و هراسان گشته قلعه را سپرده بیرون آمد خواندگار رستم پاشا را در قلعۀ وان گذاشت و چون قلعۀ قارص را که در ما بین چخورسعد و ارز روم واقع و یک طرف آن به گرجستان مسق پیوسته است و از آمد و شد عساکر طرفین خراب بود رومیان آبادان نموده چهار پنجهزار نفر از سوقیه و ارباب مناصب از آماسیه و ارض روم و توقات و سیواس و آقشهر و بلاد غریبۀ آنجا فرستاده بودند در این وقت سلطان سلیمان عثمان چلبی نام قوللرآقاسی خود را با چهار پنجهزار سوار جرار به محافظت آنجا فرستاده خود بجانب موشآباد رفت و حضرت شاه جنت مکان دست از تعاقب بازنداشته اسماعیل میرزا با کوکجه سلطان قاجار بر سر آن جماعت به قارص فرستادند و ایشان بسرعت برق و باد ایلغار نموده در حدود قلعه به قوللر آقاسی مذکور و جنود رومیه رسیدند فیما بین جنگ در پیوست و عساکر ظفر فرجام بر جنود روم غالب آمده تا دو سه هزار رومیه و چهار پنجهزار از سوقیه و مردم اطرافی که بجهت آبادانی قارص جمع آورده بودند طعمۀ شمشیر غازیان گشته خشک و تر به آتش قهر سوخته گردید بقیة السیف از بیم جان خود را بقلعه انداختند افواج قاهره قلعه را مرکزوار