احوال آن سعادتمندان مناسب بسیاق تاریخ نیست بنا بر ایمائی که در صدر داستان شده صحیفۀ مصادقت و اخلاص را بنگارش آن آرایش داده میگوید که اخلاف صدق اتصاف آن جناب اول میرک بیک مذکور است که به حلیۀ قابلیت و زیور استعداد و اهلیت آراستگی داشت در اوایل حال که از خطۀ اردوباد بیرون آمد ملازمت رکن السلطنه معصوم بیک صفوی اختیار نموده منصب انشاء و لشکرنویسی یافت و بالاخره به مرتبۀ وزارت ترقی کرده چند سال من حیث استقلال بدان خدمت مشغول بود و در سفر حجاز مرافقت اختیار نموده چون معصوم بیک در حینی که محرم شده بود بتیغ غدر رومیان کشته گشته درجۀ شهادت یافت او متعلقان شهید سعید مذکور را آورده به منتسبان آن امیر کبیر کمال خدمتکاری و پاس حقوق نمکخوارگی بجای آورد و در مجلس بهشت آئین حضرت شاه جنت بارگاه راه خدمت یافته مجلسنویسی میکرد و آن جماعت در مقام تربیتش میبود در این اثنا اجل موعود رقم حیاتش را از صحیفۀ هستی محو کرده هادم اللذات بنیاد حیاتش برانداخت.
و دیگری ادهم بیک است که او نیز بوفور استعداد و قابلیت و حسن اخلاق موصوف بود در بدو حال در مرافقت ولد بیهمال متوجۀ سفر خیر اثر حجاز شده بعد از واقعه ناگزیر والد بدان سعادت عظمی فایز گشته بعد از معاودت به اردو آمد مدتی اوقات خجسته ساعات بکسب قابلیت و علم سیاق مصروف داشت و از جانب اشرف بمنصب استیفاء سرکار شاهزاده مغفور سلطان مصطفی میرزا مأمور گشته در اواخر منصب وزارت سرکار نواب میرزا بآن جناب تعلق گرفت.
بعد از رحلت شاه جمجاه جنت آشیان و واقعۀ میرزا که در ایام سلطنت اسماعیل میرزا روی داد و شرح آن در طی وقایع زمان مذکور در مجلد اول مسطور گشته چند گاه متوجه هیچ شغلی از مشاغل دنیا نبود تا آنکه در زمان جلوس نواب سکندر شأن سلطان محمد پادشاه منصب کلانتری در دار السلطنۀ تبریز که از معظمات امور است بدو تفویض یافت لیکن از آن مهم بنا بر نخوت و غرور و خودسری و خودرأیی امیر خان ترکمان و اقتدار عمال سرکار او دامن همت در چیده چند گاه در اردوباد مقیم بود تا آنکه در اواخر ایام جهانبانی شاهزاده مغفرت انتما سلطان حمزه میرزا که بساط دولت امیر خان درهم نوردیده مغضوب گشت و علیقلی خان فتح اغلی استاجلو مرتبه ایالت و دارائی دار السلطنۀ تبریز یافت او را بارتکاب منصب مرجوعه ترغیب نموده بالاخره وزارت سرکار خان مذکور بآن جناب تعلق گرفت و در زمان جلوس سعادت مأنوس همایون اعلی شاهی ظل اللهی که بساط دولت علیقلی و رفقای او درنوردیده گشت جناب مشار الیه چند روزی وزارت اسلمس خان تاتی اغلی ذو القدر مهردار اختیار نموده بالاخره از مشاغل دنیوی دلگیر گشته میل توطن مشاهد مقدسه و کسب مثوبات اخروی نموده چند گاه توفیق مجاورت عتبات عالیات دریافت و برادر فرخنده سیرش را آرزوی ملاقات برادر غالب گشته استدعای حضور گرامیش نمود و خدمتش بعراق آمده بعد از آنکه با برادر حمیده سیر و اقوام عهد ملاقات تازه کرد ارادۀ توطن شیراز نمود و منظور انظار شفقت شاهانه گردیده هرساله مبلغ یکصد تومان شاهی از قصر الدشت شیراز برسم سیورغال عنایت فرمودند و در ایام توطن شیراز مرتبۀ دیگر سفر خیر اثر حجاز اختیار نمود توفیق حج مکرر یافت و یکدو مرتبه بقصد زیارت روضۀ مقدس حضرت امام ثامن ضامن علیه السلام متوجه مشهد مقدس معلی گشته بدان سعادت عظمی فایز گردید و در شهور سنه تخاقویئیل سبع عشر و الف در خطۀ شیراز آهنگ سفر بقا ساز داده رخت هستی بدار الملک عدم کشید.
شعر او نیز چو جمله پاک مردان گردید به آن جهان شتابان دیگری از اولاد ملک بهرام مهر سپهر وزارت و اقبال اعتماد الدولة غفران مآل حاتم بیک است که بعد از فوت والد والانژاد بمنصب کلانتری اردوباد مغضوب گشته با وجود حداثت سن و عنفوان شباب از روی کمال دانش و بینش بلوازم آن مهم اشغال مینمود تا آنکه بجهة مناقشه و گفتگو بعضی از حساد آن ملک از آن مهم ملول و متنفر گشته به ارادۀ خود ترک به اردو آمد بعد از چند گاه وزارت دلو بوداق روملو حاکم خوی اختیار نموده چند سال بآن امر مشغول بود چون دلو بوداق از حکومت معزول گشت جناب آصفی یکدو سال بیشغل و عمل در اردو بسر میبرد که قضیه رحلت شاه جمجاه جنت مکان روی نمود در زمان اسماعیل میرزا به زیارت عتبات عالیات توجه