خطۀ اردو باد متعلق گشته سایۀ اقبال بر مفارق متوطنان آن بلدۀ طیبه گستردند که تا تعمیر قلعۀ ایروان و بازگشتن امراء و لشکریان چند روزی در آن مقام بهجتفزا عشرتپیرا بوده بعد از فراغ خاطر از مهام قلعۀ مزبور عنان نصرتنشان بتسخیر ولایت شیروان معطوف دارند انشاءالله - وحده العزیز.
ذکر توجه موکب همایون به خطۀ دلپذیر اردوباد و خاطر از مهمات آذربایجان پرداختن و رایات اقبال بتسخیر شیروان افراختن
اردوباد قصبهایست به غایت دلگشا و دلنشین در جانب شمالی آب ارس که سخنپرداز خطۀ شیراز خواجه حافظ در مدح سواحل طیبه نزهت فزایش فرموده:
شعر ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس در دامنۀ کوه قپان واقع شده در کمال نزهت و خرمی به لطافت و عذوبت ماء و باغات و بساتین میوهدار و چشمههای خوشگوار شهرۀ آفاقست هیچ منزلی و سرزمینی نیست که چشمه آبی در نهایت لطافت و سردی در آنجا نبوده باشد مردم آنجا بتشیع فطری و خلوص عقیدت و دوستداری خاندان کرامت و ولایتنشان صفویه مشهور و معروفند چنانچه در زمان تسلط رومیه چند مرتبه بدین جهت قتل عام یافتند و خرابی تمام بآن بلدۀ جنت مقام و اختلال باحوال سکنۀ و اهالی آنجا خصوصا طبقه علیۀ نصیریه طوسیه که از احفاد استاد البشر عقل حادی عشر خواجه نصیر الملة و الدین طوسی روح اللّه روحهاند راه یافت و درین هنگام که آن اختلال به نیروی اقبال خسرو بیهمال زوال پذیرفت منظور عنایات شاهانه گشته از جمیع تکالیف دیوانی معاف و مرفوع القلم و در کل ولایت آذربایجان محسود اماثل و اقرانند و چون آصف جماقتدار و اعتماد الدولة غفران دثار حاتم بیک از آن سلسله علیه است و راقم حروف را بنا بر طول مدت معاشرت و همصحبتی و طریقۀ اخلاص و نمکخوردگی آن عالیجناب فلک احترام ناگزیر بود که در این مقام برخی از احوال سعادت منوال آن سلسلۀ علیه بقلم اخلاص در صحیفه بیان نگارد.
القصه آن طبقه رفیعه از فضایل و کمالات عقلیه و نقلیۀ جد بزرگوار بیبهره نیستند شیخ علی نقی کمره در مدح آن صاحب اقبال در رشته نظم کشیده ابیات بلند و معانی دلپسند بسیار دارد از آن جمله این بیت مناسب این مقام است:
بیت تا ابد بارور میوۀ فضلاند و هنر هر خس و خار که در خطۀ اردوبادند اکثر ایشان به حلیه صلاح و پرهیزگاری و زیور قابلیت و استعداد ذاتی و سلامت نفس و اخلاق حمیده آراسته و پیراسته همواره مرجع و ملجأ عموم مردم آن دیار بودهاند و آن دستور رفیع مقدار صاحبدولتی بود بمکارم اخلاق ستوده موصوف و عالیمنزلتی بهسلامت نفس و نیکاندیشی خلایق مشهور و معروف از وفور قابلیت و کاردانی برتبۀ وزارت دیوان اعلی معزز و سربلند گشته قریب به بیست سال مسند وزارت دیوان و حل و عقد امور جهانیان بذات ملک صفاتش آراستگی داشت و همواره پرتو انوار تربیت و عاطفت شاهانه بر وجنات احوالش تافته روز بروز پایۀ قدر و منزلتش بلندی میگرفت طبع درربارش - کامبخش کافۀ انام و دربار سعادت مدارش مرجع خاص و عام مهام ممالک به اصابت رأی ملکآرایش منتظم و مشید و امور خلایق و برایا بحسن کیاست و کاردانی آن مهر سپهر کامرانی بر وجه دلخواه ممهد هرگز در مدت عمل بخواست و طلب عنف راضی نبود و آزار و اضرار موری در خاطر خطیر آن آصف سلیمان منزلت خطور ننمود.
القصه خامۀ سخنگزار در تبیین حالات پسندیده آن وزیر صایبرأی بعجز و قصور معترف است و منزویان گوشۀ اندیشه از تفکر اوصاف حلیه آن دستور ملکآرای در زاویۀ خمول و ناکامی معتکف که اگر در این باب خوض رود سخن بدرازی کشد لهذا در این مقام بهمین قدر اکتفاء نمود و آن دستور ستوده سیر خلف صدق مرحوم ملک بهرام است و او بزرگی بود کریم الذات و کریمی پسندیده صفات در زمان سلاطین ماضیه بر نهج آبا و اجداد بر مسند عز و شرف متمکن و آثار نجابت و بزرگی از ماضیۀ احوالش ظاهر و نمایان و پرتو