و اسلحه و یراق قلعه لوری و تومانوس مقرر شد که جهة قلعۀ ایروان نقل شود و چون خاطر انور از مهام آن صوب فراغت یافت مظفر و منصور لوای معاودت افراخته کوچ فرمودند و چون همیشه تسخیر ولایت شیروان و قلعۀ ایروان در ضمیر الهامپذیر رسوخ داشت رأی جهانآرا اقتضای آن کرد که متوجه سرحد ایروان گشته تعمیر قلعۀ آنجا بفرمایند و بعد از فراغ خاطر از آن امر هرگاه مشخص شود که درین سال حرکت لشکر روم بدین مرز و بوم واقع نخواهد شد و رومیان شیروان از مدد و کومک مأیوس گردند عنان نصرتنشان بدان صوب انعطاف یافته در زمستان این سال بتوفیق حضرت ذوالجلال بفتح و تسخیر قلاع شیروان پردازند بدین عزیمت والاعنان فیروزی عیان از راه جبال اخستآباد که راهی بود در نهایت صعوبت و از کثرت درخت و جنگل و بیشه آفتاب را مجال تابیدن بآن سرزمین نیست و نشیب و فرازش با صدق این معنی افتاده:
بیت کسی ندیده فرازش مگر بچشم ضمیر کسی نرفته نشیبش مگر بپای گمان ضیق طرق به مثابۀ که در اکثر جاها یک سوار بصد تشویش عبور مینمود متوجه شدند طبقات لشکر را به چند قسم منقسم فرموده هر روز یک گروه کوچ میکردند.
مجملا قریب بده روز تمامت سپاه منصور از آن راه عبور نموده در کوکجهدنکیز مجتمع گشتند.
دیگری از سوانح این سال که در هنگام فتح قلعۀ گنجه بظهور پیوست که امیر ابو الولی انجو شیرازی بجهة خویشتنداری و مسامحات که از سلامت نفس و کمآزاری در ضبط و ربط وجوه شرعیه مینموده ملازمان بیاطلاع او جسارت و دلیری کرده در وجوه متعلقه به سرکار حضرت امام الجن و الانس تصرفات کرده بودند از منصب عالی صدارت معزول گشته قاضی خان ولد میرزا برهان که از اجله سادات عظیم القدر سبعی حسنی قزوینی و از اقوام قاضی جهان وزیر حضرت شاه جنت مکان بود بدین رتبه عالی سربلندی یافت و بعضی محال عراق که معظم آن دار السلطنه اصفهان و یزد و قم و کاشان بود سرافراز نموده بمیر جلال الدین حسن صلائی اصفهانی که سید فاضل صاحب سخن از سادات شهرستان اصفهان بود و آباء و اجداد عظامش همیشه در این دودمان قدسنشان بمناصب عالیه اختصاص داشتهاند تفویض یافت.
گفتار در تعمیر قلعۀ ایروان و حالات متنوعه که از عزیمت یورش شیروان سمت وقوع یافت
چون موکب ظفرنشان در کوکجهدنکیز نزول اجلال فرموده و عساکر منصوره فوج فوج بر درگاه خلایق پناه جمع آمدند اکثر امراء عظام و طبقات لشکر ظفر فرجام سوای اللهویردی خان و بعضی از خاصان درگاه و مقربان بساط اقدس که حسب الفرموده در رکاب اشرف توقف فرمودند مابقی بتعمیر قلعۀ ایروان مأمور گشته به سرکاری اللّه قلی بیک قورچیباشی متوجه انجام آن خدمت شدند و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی با وفور نشاط و شمول انبساط از ساحل دریای کوکجه عبور فرموده سیر کنان و صیدافکنان از راه سیسحان بطرف نخجوان توجه فرموده در خلال این حال عورتی گرجیه مسماة به گلچهره که در زمان حضرت شاه جنت مکان از خدمت منسوبان این دودمان و بعد از سنوح واقعه ناگزیر آن حضرت همراه سمیون خان به گرجستان رفته بوده و چون سمیون خان چنانچه در این اوراق سبق ذکر یافته گرفتار رومیان گشته او را باستنبول بردند مخدرات آن سلسله کدبانوی مذکوره را باستنبول فرستاده بودند که در خدمت او بوده بلوازم پرستاری قیام نماید و عورت مزبوره بتقریبات به خدمت والدۀ محترمه سلطان محمد خان خواندگار روم مشهور به والدۀ سلطان که در امور سلطنت آن دودمان صاحب اختیار بود رسیده بنا بر طرز دانی و آداب خدمت نزد او راه یافته چند گاه در استنبول میبوده در این وقت بتحریک وزراء و ارکان دولت سلطان روم بتخصیص درویش پاشاء وزیر اعظم بانفاق یکی از چاوشان رومی از جانب سمیون خان بدرگاه سعادتنشان آمده عرایض آورد ما حصل کلام آنکه همیشه سلاطین عدالت آئین امنیت عالم و ترفیه احوال امم را بر مطالب عالیه دنیوی راجح و مقدم