سپردند و دو سه روز با اهل اردو بعود او معامله پرداخته الاغان باری و سواری سرانجام نموده همگی با خانه کوچ در قلعه بیرون آمدند و علیقلی خان حسب الفرمان قضا جریان جمعی از غازیان شاملو و تفنگچیان را در قلعه گذاشته خود باتفاق پاشا و معتبران قوم باردوی کیهانپوی آمده در آلکیتچائی پاشا و رفقا سعادت آستانبوسی دریافته به نوازشات خسروانه سرافراز شدند و خلاع فاخره به همگی ایشان علی قدر مراتبهم عنایت شد چند نفری که ارادۀ توقف نمودند بمقاصد ارجمند فایز گردیدند پاشا و جمعی که رفتنی بودند چند نفر از ملازمان درگاه به قلاوزی ایشان مأمور گشته سالما غانما به سرحد رسانیدند و حضرت اعلی بنفس نفیس متوجه قلعه شده نیک و بد آن را بنظر احتیاط درآوردند.
قلعۀ تفلیس قلعهایست در دامنۀ کوهی بلند واقع شده از یک طرف که نارین قلعه در آنجا است سر بثریا افراخته آب رودخانۀ کر اگر چه از جانب غربی آمده بطرف شرقی میرود و در جوار شیروان آب رودخانۀ ارس بدو پیوسته به دریای خزر میریزد اما بحوالی تفلیس که میرسد پیچیده شده گویا از شمال
فتح قلعه تفلیس بیزحمت جنک
آمده بجنوب میرود و در آن حوالی قلعه از سمت جنوب گردیده بجانب شرقی میافتد و در حریم شهر و قلعه که آب میگذرد زمین سنگ بستی مرتفع واقع شده و در مقابل آن کوه بلندی پیش آمده تخته پلی در کمال استحکام در آنجا ترتیب دادهاند که از تفلیس بولایت گرجستان از آن تخته پل تردد مینمایند و رودخانه بآن عظمت که از انهار مشهورۀ آفاق است از زیر آن تخته پل میگذرد و شهر تفلیس در جانب غربی آن تخته پل افتاد.
و چشمههای بسیار و عیون بیشمار از آن کوه جریان مییابد که قریب به هفتاد هشتاد چشمۀ آن آبگرم است و در زمان قدیم هریک از سلاطین اسلامی و کفرۀ گرجی بر بالای آبهای گرم گنبدها عمارت کرده استحمام مینمودهاند و حمام مردم آن شهر منحصر در آن است چند حمام در درون قلعه و بسیاری در بیرون است و الیوم قریب بسی چهل حمام بحال خود بود که بعضی دایر و بعضی استعداد دائریت داشت ارتفاع بروج قلعه بمثابهایست که با فلک الافلاک دعوی محاذات مینماید و از هیچ طرف سلاطین آفاق را تسلط بر آن قلعه متصور نیست زیرا که از سه طرف آن کوههای بلند سر بفلک افراخته و یک طرف آب رودخانۀ کر میگذرد و بدین جهت مکانی که محل اقامت و نزول لشکر تواند بود در حریم شهر و قلعه نیست و الحق بدست درآمدن چنین حصن حصینی که فی الحقیقة ستون ولایت گرجستان و شیروان است باین آسانی جز بتأیید آسمانی و توفیق سبحانی و نیروی اقبال حضرت اعلی خاقانی نتواند بود سکنۀ آن شهر اکثر نصاری ارمنی و گرجی و قلیلی مسلمان نیز هستند کلیسا و معبد نصاری که اکثر قدیم است در آن شهر و نواحی آن بسیار است.
فوت گرگین خان والی کارتیل
از سوانح آن ایام که در اثناء نهضت همایون بطرف گرجستان اتفاق افتاد قضیۀ فوت گرگین خان ولد سمایون خان والی کارتیل است که جمعی از معتمدان آن سلسله بدرگاه جهانپناه آمده از آن واقعه اخبار نمودند حضرت اعلی آمدهها را نوازش فرموده لوارصاب خان پسر او که در آنوقت چهاردهساله بود،
مصراع «چون مه چهارده در حسن تمام» بجای والد به حکومت ملک موروث و لقب ارجمند فرزندی سربلندی یافت احکام شفقتآمیز و خلاع فاخره جهة او و مخدرات استار آن سلسله ارسال داشته از زمره مقربان بساط اقدس محمد بیک بیگدلی شاملو را بدان صوب فرستادند که پرسش بازماندگان کرده به شفقت و عاطفت شاهانه مطمئن و امیدوار گرداند و او حسب الفرموده عمل نموده در همان چند روز از گرجستان عود نموده اکثر میرزادهها و ازناوران گرجی همراه او به پایۀ سریر اعلی آمده به سعادت آستانبوسی سر افراز و بروابط خاص ممتاز شدند.
مواد اعتضاد و استظهار گرجیان آن سلسله بلطف و شفقت خسرو کامکار عالینژاد سمت ازدیاد پذیرفت و حضرت اعلی از شمول عاطفت و بندهپروری میرزادههای گرجی را علی قدر مراتبهم به تفقدات شاهانه و عطایای پادشاهانه نواخته و مهمات ایشان را بر وجه دلخواه ساخته همگی را خوشدل و شادمان روانۀ اوطان گردانیدند و بجهت لوارصاب خان دیگرباره خلاع فاخره و تنسوقات وافره فرستاده بمواعید دلپذیر شاهانه امیدوار گردانیده و حکومت تفلیس و کوتوالی قلعه بمحمد سلطان شمسالدینلو مشهور بدلو محمد تفویض یافته جمعی از تفنگچیان خاصه شریفه را تعیین فرمودند که همراه محمد سلطان در آن قلعه بوده به محارست قیام نمایند و اسباب