ذکر وقایع و حالات متنوعه و بدست درآمدن قلاع لوری و تفلیس و تومانوس و قضایا که بعد از فتح قلعۀ گنجه و تسخیر ملک قراباغ بظهور پیوست
بعد از فتح و تسخیر قلعۀ گنجه چون از حسینخان قاجار اطوار ناهنجار بظهور آمده مردم قراباغ از سلوک ناهموار او شکوه میکردند و رأی معدلت اقتضا او را از نظر اعتبار انداخته بود ایالت آن ولایت بمحمد خان زیاد اغلی قاجار که برخی از احوال او در قضایای سالهای گذشته مرقوم قلم بیان گردیده مرحمت شد و بعد از انتظام مهام قراباغ همت والانهمت بتسخیر قلعۀ لوری و تفلیس و تومانوس مصروف گشته موکب اقبال متوجه آن حدود شد و چون احسناباد محل نزول اردوی شکوه گردید به نوعی رعب و هراس در دلهای مستحفظان قلاع مذکور استیلا یافته بود که خیال مخالفت و قلعهداری در مخیله هیچکس نمیگنجید نخست محمد پاشا قزاقلر حاکم قلعۀ لوری که تا غایت در راه دولت خواهی رومیه ثبات قدم ورزیده مطلقا از جادۀ متابعت آن قوم عدول و انحراف جایز نمیداشت بیاختیار کسان اعتمادی به پایۀ سریر اعلی فرستاده بتوسط محمد بیک بیگدلی شاملو که از خاص درگاه بود عرض استکانت و بندگی نموده زبان اعتذار به کلمۀ استغفار گشاد و عرضه داشت نمود که اگر عفو شهریار کامکار شامل حال این خاکسار گشته به جرایم سابق مورد عقوبت نگردد سر قدم ساخته بهخاکبوسی آن درگاه میآیم چون صدق قول او بر ضمیر منیر فیض تأثیر آن خسرو جرمبخش پوزشپذیر پرتو ظهور انداخت فرستادههای او را بمواعید شاهانه نوید دادند و او مژده بخشایش یافته با دلی پر از امید و بیم قاصد آن کعبۀ آمال گشته داخل اردوی معلی شد و به وساطت امراء و مقربان به مجالست مجلس بهشت آئین مستعد گردیده منظور نظر عنایت و عاطفت گشت و به خلاع فاخرۀ شاهی از تاج و کمر مرصع داشت و زین مرصع و سایر تشریفات و تفقدات معزز و مباهی گردید و کلید قلعه لوری را به منسوبان درگاه سپرده از جانب اشرف کس بجهت محافظت قلعه و ضبط توپخانه و یراق تعیین یافت و چون خاطر انور از قلعۀ لوری جمع گردید نهضت همایون بجانب تفلیس و تومانوس تصمیم یافت.
در خلال این احوال عرایض ضراعت آئین از جانب قلعه تومانوس رسیده استدعاء نمودند که اگر از جانب لشکر ظفر اثر قزلباش آسیبی به ایشان نرسد و از صرصر غضب قیامت اثر پادشاهی ایمن بوده باشند قلعه را سپرده روی عجز و افتقار بدرگاه سپهر اقتدار میآورند مراحم خسروانه منشور استمالت مبنی بر عواطف شاهانه بهآن جماعت ارسال فرموده اشاره نمودند که هرکس از ایشان ارادۀ بودن این دیار داشته باشد علوفه و تیماری که در زمان رومیه داشته باشند مضاعف آن عنایت میشود و هرکس عزیمت رفتن دیار روم نماید با اهل و عیال و ارزاق و اموال روانه گردد که به هیچوجه از لشکریان مضرت و آسیبی به ایشان نمیرسد.
جماعت اروام مستحفظان قلعۀ تومانوس این معنی را سرمایۀ نجات دانسته همگی روی امید بدرگاه جهانپناه آورده به خلاع فاخره و نوازشات وافره مخصوص گشته جمعی که ارادۀ رفتن داشتند کس همراه کرده سالما غانما روانه نمودند و بعضی که توقف اختیار کردند به منتهای مطلب خود فایز گردیدند و چون رودخانۀ آل کیت حدود گرجستان مضرب سرادقات عظمت و اجلال گردید عبد اللطیف پاشا حاکم تفلیس و آقایان و ریش سفیدان رومیه که در آن قلعه بودند نتایج لطف و قهر پادشاهی را از حال مردم گنجه و لوری و تومانوس قیاس نموده به دلالت بخت بیدار کس خود را با عریضۀ ضراعتنشان به خدمت اشرف فرستاده همین استدعا نمودند ملتمس ایشان نیز بعز انجاح مقرون گشته حکم همایون مبنی بر استمالت و قبول استیمال باسم پاشاء مزبور و عظماء آن قوم عز صدور یافته مصحوب حسین بیک جارچیباشی قور ذو القدر فرستادند پاشا و آن جماعت بمضمون آن منشور سعادت اطلاع حاصل نموده اگر چه برایشان واضح بود که در مواعید شاهانه شایبۀ خلافی نیست و بهر کس امان دادند از مضرت و آسیب گروه قزلباش ایمناند لیکن به مقتضای آیۀ کریمۀ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی بجهت اطمینان قلوب قوم و عزت و اعتبار خود و امتیاز آن قلعه که از حصین مشهوره آفاق است از دیگر قلاع التماس نمودند که یکی از امراء عالیقدر به پای قلعه آید که قلعه را به او سپرده به وساطت او به خدمت اشرف رسند.
حضرت اعلی شاهی ظل اللهی علیقلی خان شاملو را بدین خدمت مأمور فرموده بجانب تفلیس فرستادند و چون خان مذکور بقلعه قریب شد عبد اللطیف پاشا و آقایان بلوازم استقبال قیام نموده نهایت اطاعت و انقیاد بظهور آورده قلعه را به علیقلی خان