ذکر نهضت موکب همایون بعزم تسخیر قراباغ از راه اردبیل و فتح قلعۀ گنجه بعون عنایت حضرت رب جلیل
چون خاطر خطیر اشرف اعلی از امور ضروریه سرحد تبریز و کردستان فراغت یافت و امراء اکراد طوعا او کرها قدم در دایرۀ متابعت این خاندان ولایتنشان نهادند خاقان دشمنسوز دوستنواز امراء اکراد را به انعامات وافره و خلاع فاخرۀ نواخته همگی را رخصت انصراف ارزانی داشته هریک بمقر حکومت بازگشتند اگر چه سفر و یساق بامتداد کشیده بعون عنایت الهی فتحی چنین روی داده بود خاطرها بجهت اصلاح حال سپاه بتوجه جانب عراق و اوطان میل و رغبت تمام داشت اما هیچیک از امراء و خاصان درگاه را جرأت اظهار این مدعا نبود و رأی عالمآرای اشرف بتوجه جانب قراباغ و فتح قلاع گنجه و شیروان مصمم گشته نقوش این عزیمت به نوعی در صحنه تدبیر خسرو جهانگیر بقلم تقدیر نگارش یافته بود که تغییر در آن محال مینمود در اوایل تحویل جدی که عین شدت شتا و هوا در نهایت برودت و سرما بود و کوه و هامون از سردی دی پوستین قاقم برف در پوشیده کلاه سنجابی ابر بر سر داشتند و از بیم یخبند زمینهای پست و بلند ستوران از رفتار عاجز آمده در خاطر هیچکس قرار نمیگرفت که در چنین وقتی که طبایع طلبکار شعلۀ آتش و آرزومند گوشه قشلاقاند سفر و یساق احتمال وقوع داشته باشد حضرت اعلی از دار السلطنۀ تبریز عنان عزیمت بدان صوب در حرکت آوردند.
از امراء نامدار اللهویردی خان رخصت فارس یافت که در زمستان تجهیز لشکر کرده در اول بهار با قشون آراسته متوجه یساق گردیده بمعسکر ظفر قرین پیوندد و لشکریان امراء خراسان که در موکب همایون بودند مرخص شده روانه آن صوب شدند و بعضی از عساکر نصرت فرجام که از امتداد سفر بیسامان شده بودند بالضروره رخصت یافته بمنازل و اوطان رفتند که در این زمستان به انجام ضروریات یساق پرداخته در اوایل بهار خجسته آثار بموکب جهانگشا پیوندند حسن خان استاجلو حاکم همدان را که جهة ضبط ثغور طرف بغداد رفته بود در این وقت طلب فرمودند و او حسب الامر - الاعلی با قشون آراسته متوجه گشته در کل منازل و مراحل با برف دست و گریبان و ستوران از ناهمواره زمینهای یخبسته افتانوخیزان خود را به آستان اقبال آشیان رسانیدند.
الحاصل موکب همایون فال به دولت و اقبال بدار الارشاد اردبیل رسیده بشرف طواف مرقد منور و تربت معطر حضرت سلطان الاولیاء و برهان الاصفیاء و مشایخ عظام صفویه استسعاد یافته از ارواح مقدسه اجداد کرام رضوان الله علیهم استمداد همت نموده در اوایل ماه مبارک رمضان متوجه کلخواران که مدفن شریف حضرت سلطان جبرئیل قدس سره است شدند و چند روز در آن موضع متبرکه بجهة انجام مهام ضروریه توقف واقع شد.
از سوانح آن ایام آنکه چون بمسامع جلال رسیده بود که در بلاد خراسان از احکام و عمال جزو نسبت و بعجزه وزیر دستان زیادتی و حیف و میل میشود رأی معدلت انتما اقتضای آن کرد که یکی از کاردانان بساط قرب و دبیران صواباندیش بامر جلیل المراتب وزارت کل مملکت خراسان منصوب گردد که در کمال اقتدار بتنظیم امور آن ولایت قیام نموده در رفع زیادتی و حیف و میل برایا و زیردستان مساعی جمیله بظهور آورد قرعۀ اختیار باسم خواجه محمد شفیع وزیر کل دار المرز که از زمرۀ وزراء بمزید قرب و منزلت ممتاز و خطاب میرزای عالمیانی داشت افتاده بدان منصب عالی معزز و سربلند گردیده علاوه مناصب سابق گشت و نیک و بد کل مهمات آن ولایت و عزل و نصب عمال و کلانتران برأی و رؤیت او مفوض گردیده پایۀ قدر و منزلت او بین الاقران به اوج اعتلاء رسید و چون در این سال در حدود آذربایجان کممحصولی واقع بود و در قراباغ بجهت تاخت قزلباش احوال رعایا اختلال پذیرفته زراعتی نشده بود و غله بسیار کم بود به ملاحظه تنقیص لشکر حکم قضا نفاذ بظهور پیوست که دیوانیان موازی بیست هزار خروار یکصد منی غله بر محال آبادان آذربایجان رقم نمایند که رعایا به الاغ