پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۵۲۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

خود کرده مقید به رفاقت سردار نشده در طی وادی فرار بر یکدیگر سبقت می‌جستند در باستانی نامه‌های شهریاران والاشکوه سمت وضوح دارد که چون دشمن راه فرار جوید آن را مسدود گردانیدن آئین فتوت و لایق پادشاهان صاحب مروت نیست بلکه ممانعت نکردن بصلاح دولت اولی است.

بیت چو دشمن ره چاره جوید غمین مشو مانع چاره‌جویان ز کین مجملا آخر همان روز عزیمت رومیان سمت ظهور یافت حضرت اعلی علی قلی خان را به جهت تحقیق این حال فرستادند که بر کما هی احوال اطلاع یافته عرض نماید مشار الیه پذیرای فرمان گشته وقت غروب و هنگام افروختن مشاغل بحوالی اردوی رومیان رسیده روشن شد که در آن اردو بجز دو سه بیمار و یار نمانده پاسی از شب گذشته بود که معتمدی از جانب علی‌قلی خان رسیده و از فرار سردار خبردار نمود.

چون آداب و قاعدۀ سلاطین نبوده و نیست که در شب بنفسه تعاقب دشمن نمایند و حضرت اعلی تجویز تعاقب در آن شب دیجور نفرمودند.

اما جمعی مردم فرومایه و اوباش قزلباش بطمع اخذ غنیمت سر در پی ایشان نهاده الاغان و شتران باردار که بعضی فرومایگان قطع تعلق ننموده همراه برده بودند می‌گرفتند و بهر کس می‌رسیدند به قتلش می‌پرداختند از علامات ادبار که بآن طایفه روی آورده بود گروهی از ایشان که قریب پانصد نفر بودند شب راه گم کرده صبح به میان باغات قصبۀ طسوج در آمدند و شخصی از مردم آنجا را بدست آورده بزر فریفته‌اند که راهنمائی کرده طریق سلامت و راه بیرون شد بدیشان نماید آن شخص از اخلاص و یک‌جهتی این دودمان آن گمگشتگان وادی سلامت را براه بلا رهنمون گشته به میان میدان قصبه طسوج آورده طسوجیان را خبردار می‌سازد رعایا هجوم آورده بیرون شد را گرفته شروع درگرفت و گیر و قتل و کشش می‌نمایند رومیان را به نوعی دست از کار مانده بود که یک نفر رعیت بی‌یراق بضرب چوب و مطراق سه چهار رومی با یراق را پیش انداخته اسلحه و یراق از ایشان گرفته به قتلش می‌پرداخت.

القصه آن سرگشتگان بادیۀ حیرت و سرگردانی بالتمام معروض تیغ انتقام طسوجیان شدند و ما یعرف ایشان نصیب آن جماعت شده تا سلماس و الباق اکراد نیز با رومیه بدین شیوه عمل نموده اگر از سر حیاتشان می‌گذشتند از رخوت و لباسشان نمی‌گذشتند.

مجملا نصف شب بر عموم سپاه قزلباش ظاهر شد که سردار فرار نموده بجهت نهب و غارت اموال و اسباب روی بجانب اردو و اغرق رومیه آورده تا صبح گرد از آن اردو برآوردند جمعی که پیشتر از دیگران رفته بودند نقل می‌نمودند که خیام مفروش و صنادیق چیده و شتران در برابر خیمه‌ها خوابیده در اکثر آنها طویله هم بقاعده مقرر کشیده بود چنان مفهوم می‌شد که جمعی که در جنگ مقتول و گرفتار گردیده‌اند یا از جنگ‌گاه فرار نموده‌اند خیمۀ ایشان بی‌صاحب مانده دیگری که بروز سیاه خود درمانده بوده پروای دست درازی به آنها نکرده و جمعی که به جنگ نرفته در خانۀ خود بوده‌اند آنچه از نقود و نفایس اموال توانسته‌اند همراه خود برده‌اند و سایر احمال و اثقال بر جا گذاشته و رفته‌اند.

پیری سلطان قزاقلر در اول شام داخل اردوی سردار شده بود نقل می‌نمود که به میان خرگاه خاصه سردار در آمدم پارۀ زر مسکوک سرخ و سفید ریخته بود و انگشتر او در کنار مسند افتاده شمشیر مرصعی برسم و قاعدۀ مقرر که بر پهلوی امراء می‌گذارند نهاده بود به خزانه او درآمدم خیمه بزرگ و طولانی بود صنادیق بر دور آن چیده صندوق‌پوشهای مخمل و زربفت بر روی صنادیق گسترده اکثر مقفل بود یک‌دو صندوق را که گشودم از اسباب و اقمشه مملو بود چون یک نفر زیاده همراه من نبود یک قطار شتر از شترخان آورده چهارده صندوق بی‌آنکه بما فی الصندوق مطلع گردم بار کرده با شمشیر مزبور بیرون آوردم بعد از بیرون آمدن او مردم از اطراف و جوانب داخل اردو شده بنهب و غارت اموال و اسباب می‌پرداختند شخصی نشان سردار جغال‌اغلی را که منشیان روم به دیباچه مناسب و آیات و احادیث توشیح و بطلا و جواهرات و لاجورد تزیین داده بودند بدست آورده بنظر اشرف رسانید.

چون احکام و اسناد بزرگان که مایه افتخار سلسلۀ ایشان است در صندوقچه‌های مخصوص می‌باشد از اینجا قیاس می‌توان کرد که بچه مثابه مضطرب و سراسیمه رفته‌اند که پروای برداشتن آن نکرده‌اند ما حصل کلام آنکه اموال و اسباب لا تعد و لا تحصی که در آن اردو بود تمامی به تاراج حادثات رفته