سرحدهای ممالک از نظر اقدس گذرانیده به نوازشات ارجمند سرافرازی یافتند در همین روز فیروز ملازمان امیر کونه خان قاجار که بحسب فرمان در النجق نخجوان اقامت داشت آمده خبر جنگ او را با محمد تکلو سنجق رومی و انهزام یافتن او از عساکر منصوره رسانیده از جمله غنایم و اخترمهای مخالفان چند رأس اسب و چند قبضه تفنگ که لایق سرکار اشرف بود بنظر اقدس گذرانیدند شرح این سانحه آنکه محمد تکلو خود را از شجعان روزگار میشمارد از جانب سردار رتبۀ امارت یافته با فوجی از ابطال رجال ایروان و کوکجه و آن حدود آمده بود که با جنود قزلباش که در آن حدود توقف نموده باشد مقاومت نموده دستبردهای نمایان نماید و در آن حدود منتهز فرصت بود
در خلال این احوال از جنود رومیه قجر پاشا و مصطفی پاشا با گروه انبوه و میران اکراد از وان بعزم برهم زدن امیر کونه خان ارادۀ آمدن نخجوان نموده بودند امیر کونه خان از ورود این خبر با گروهی از طایفۀ غازیان جلادت اثر قاجار و امرای تابین و جمعی که به کومک او تعیین شده بودند تا کنار آب ارس رفته بود پاشایان مذکور از دلیری و پای جلادت پیش نهادن امیر کونه خان خوفناک گشته جرأت پیش آمدن نکردند و فسخ آن عزیمت نموده بازگشته بودند و امیر کونه خان خاطر از ممر مخالفان جمع کرده و عنان بصوب مراجعت تافت.
محمد تکلو از رفتن امیر کونه خان به کنار آب خبر یافته بخیال آنکه بحدود النجق آمده تاخت و غارت و دستبردی نماید با فوجی از ابطال رجال و گروه لوند و مردم طاغی یاغی تا حدود نخجوان آمد امیر کونه خان اکثر مردم خود را که احمال و اثقال همراه داشتهاند پیش انداخته خود متعاقب با معدودی میآمده و چون میدانست که محمد تکلو در این حوالی میگردد و همواره در کمین مکر و خدعه است چند کس را برسم خبرگیری بر سمت ایروان فرستاده بود که مبادا غافل سر راهی بغازیان گیرد ایشان به چند نفر از قراولان دچار شده چون اندک مردمی بودهاند با آنکه در آئین سپاهگیری خبرگیران را تا ضرورت نشود رخصت محاربه نیست راکب جهل و غرور گشته برایشان تاخته در هم آویختهاند و آن جماعت با فارسان مضمار جهالت و نادانی به حیله و روباهبازی جنگی کرده لحظۀ ایشان را به خود مشغول کردهاند تا آنکه سیاهی لشکر از بسو نمایان شده آن دلاوران معرکه نبرد را در میان گرفته فیمابین جنگ عظیم در پیوست گروهی از آن مردم در آن معرکه ضایع شدند و چند نفری جنگ - کنان زخمدار و ناتوان بیرون رفته خود را بامیر کونه خان رسانیده حقیقت حال اخبار نمودند و همان لحظه طلیعۀ لشکر مخالف نیز نمایان میشود.
امیر کونه خان با آنکه استعداد جنگ نداشته و اکثر مردم او پیشتر رفته بودند چنانچه اسبان سواری و کوتلهای او را برده بودند جز محاربه نمودن لایق نام و ناموس خود ندانسته با فوجی قلیل که همراه داشت قدم به معرکۀ کارزار نهاد فیما بین جنگ در پیوست و محمد تکلو با گروه انبوه جلوریز به معرکه ستیز رسیده بیک حمله چرخچیان جنود قزلباش را شکست داد.
امیر کونه خان مشاهده آن حال نموده توکل بر عنایت قادر ذوالجلال کرده خود با امرای رفیق و مردمی که بر سر داشت عنان یکران به محاربۀ اعدا انعطاف داده فیما بین نیران قتال و جدال اشتعال یافت و گروه مخالف آثار اقتدار ظاهر ساخته بسیاری از دلاوران لشکر قزلباش را زخمدار کردند چنانچه مقصود سلطان کنگرلو زخم یافت و بر اسب سواری امیر کونه خان چند زخم رسید و علی هذا - القیاس نزدیک بآن شده بود که چشم زخمی رسد از مؤبدات اقبال روزافزون شاهی ظل اللهی که همیشه قرین حال منتسبان این سلسله ابد توأمان است چند نفر از ملازمان امیر کونه خان که پیشتر روانه النجق شده بودند از دیر آمدن خان متزلزل خاطر گشته بملاحظۀ آداب نوکری بازگردیدهاند و خبر رفتن او بر سمت ایروان شنیده طریق خدمت سپرده بسرعت برق و باد خود را در هنگام گرمی معرکۀ قتال به آقای خود رسانیدهاند از آن جمله جلوداری که اسب کوتل همراه داشته در وقتی که اسب سواری خان از شدت زخمها و بسیاری تک و دو از کار مانده بود رسیده و امیر کونه خان این لطیفۀ غیبی را از امارات فتح و علامات ظفر دانسته بر جنیبت آسوده سوار شده با فوجی که در آنوقت حاضر بودند بر صف اعدا تاخته و آثار غلبه ظاهر ساخته