انتقام گردیدند و جنود قزلباش بفتح و ظفر اختصاص یافته قلعه را بمحمد زمان سلطان شاملو که از ملازمان مظفر حسین میرزا بود و مدتی بود از هندوستان عود نموده در ملازمت حسینخان میبود چون از اوضاع آن ولایت خبردار بود سپرده آذوقه و یراق قلعهداری سرانجام نموده عود کردند.
بعد از معاودت جنود قزلباش شاهی بیک خان در همان ایام خود با لشکر آراسته و فیلان پیراسته و اسباب قلعهگیری بر سر قلعۀ بست آمد و چون به پای قلعه رسید از کمال غرور و خشمناکی اراده نمود که یورش بقلعه انداخته جبرا قهرا مسخر گرداند و فیل نامی که معظم اقبال او بود بر دروازه قلعه رانده لشکریان از اطراف و جوانب هجوم نمودند در اثنای جنگ و جدال با دلیجی از قلعه انداختند در حینی که آن عربده جوی کوه پیکر خرطوم ثعبان مثال بلند ساخته با در و دیوار در عربده بود گلولۀ بادلیج بر دهان او خورده حلقوم را از یکدیگر دریده کارگر آمد و فیل غلطیده از پای درآمد از افتادن فیل لشکریان را دست از کار رفته پای اهتمامشان سست گردید و بسیاری از بهادران جنگی بزخم تفنگ ناچیز شدند شاهی بیک خان درین یورش کاری نساخت و دست قدرت خود را از دامن مقصود کوتاه دیده بجز بازگشتن چارۀ نیافت و قطع تعلق از آن ولایت کرده بجانب قندهار بازگشت و ولایت گرمسیر بتصرف اولیای دولت قاهره قرار گرفته سادات و رعایا متوجه زراعت و آبادانی شدند حسینخان حقایق این حال را به پایۀ سریر اعلی عرض نموده زله خان را به خدمت اشرف فرستاد حضرت اعلی شاهی ظل اللهی را وقوع این قضایا که باقتضای قضا بیاختیار روی داده بود در موقع قبول درنیامد زیرا که اگر از اینطرف الفت و دوستی منظور نبوده باشد چرا این اهتمام در تسخیر قندهار بظهور نیامد که خود را آلوده قلعه بست سازند علیایّحال چون در آذربایجان مشاغل عظیمه در پیش بود زله خان را به علیقلی خان شاملو حاکم ری سپردند که در ری نگاه دارند که بعد از فراغ از مشاغل آذربایجان او را با دیگر گرفتاران قرین اعزاز و احترام روانۀ دیار خود سازند.
در اواخر این سال معزا ابراهیما شیرازی که مستوفی الممالک شده بود و کما ینبغی از عهده این امر خطیر بیرون نتوانست آمد از بیپروائی و مستی بادۀ هوشربای منصب در محاسبات گیلان خبطی چند زده مبلغهای کلی بسهو و نسیان از مال دیوان فروگذاشت کرده بود که میرزای عالمیان وزیر آن ملک خود بمقر آمده عرض کرد و ذره از بیشعوری او بر پیشگاه ضمیر اقدس پرتو شعور انداخت او را عزل فرموده در اول سال ئیلانئیل اربع عشر و الف آن منصب عالی بمیرزا قواما ولد میرزا حسن کفرانی اصفهانی که ابا عن جد از اکابر و اهالی آن دیار است و در این هنگام وزیر هرات بود تفویض یافت و او کسب علم سیاق از آقا شاه علی دولتآبادی مستوفی سابق که استاد المحاسبین بود نموده در آن فن شریف کمال مهارت دارد.
وقایع سال میمنت مآل ئیلانئیل ترکی مطابق سنۀ اربع عشر و الف که سال نوزدهم جلوس سعادت مأنوس همایون شاهی ظل اللهی است
نوروز عشرت افروز این سال میمنت منوال در روز دوشنبه غرۀ شهر ذیالقعدة الحرام سنۀ اربع عشر و الف اتفاق افتاد یعنی نیر اعظم و عطیهبخش عالم که اهتزاز نسایم ریاض جهان و طراوت عالم جان از فیض تربیت اوست بمنزل شرف انتقال نموده بیمن حکمت کامله مبدع جهانآرا فسحت سرای جهان و گلشن احوال جهانیان از فیض بهار و لطافت ازهار طراوت تازه و نزهت بیاندازه یافت حضرت اعلی شاهی ظل اللهی در دار السلطنۀ تبریز آنروز طربانگیز را به فرخی و فرخندگی گذرانیده بلوازم جشن و سور و مراسم شادمانی و سرور اقدام فرموده بمراحم خسروانه بهجتافزای خلایق بودند و امرای نامدار و صدور عالیمقدار و وزراء و مقربان بارگاه فلک مدار و اعیان سپاه ظفر شعار که در آنوقت در موکب نصرت قرین بودند هریک علی قدر مراتبهم پیشکشهای نوروزی خود و امراء و حکام