ملحق گردند و قورچیان بهرام صولت بدین خدمت مأمور گشتند و چون ایالت و دارائی و امیرالامرائی ولایت شیروان به امیرزاده اعظم کوستندیل میرزا ولد الکسندر خان نامزد شده بود که چون بتوفیق اللّه تعالی به حیطۀ تسخیر درآید به او ارزانی دارند در این وقت الکسندر خان از خدمت اشرف تعهد نمود که پسر را همراه او کرده و بشیروان فرستند که با لشکر گرجستان به معاونت پسر بتقدیم رسانیده در این زمستان که مددی از هیچ طرف به رومیان شیروان نمیرسید آن ولایت را مسخر کرده و بدو سپارد و بدین نیکوخدمتی عیار اخلاص خود را بر محک طبع و قاد همایون ظاهر گرداند هر چند بر ضمیر منیر اشرف واضح بود که سخنان او فروغی از صدق ندارد و مطلب اصلی آنست که خود را بولایت خود رساند اما حضرت اعلی شاهی ظل اللهی که رأی عالم آرایش انتظامبخش سلسله ظاهر و باطن است بنا بر استمرار قاعده فرمانروائی و مراعات سلسله ظاهر کستندیل میرزا را مورد توجهات شاهانه گردانیده برتبۀ بلند امیرالامرائی و لقب ارجمند خانی مفتخر و سربلند گردانیدند و چند کس را که شایستگی عمارت داشتند برتبه عمارت سرافراز نموده در ولایت شیروان الکاء به ایشان شفقت شده و روانۀ دار الارشاد اردبیل گردانیدند که در آنجا ساختگی خود و لشکر کرده روی توجه بمقصد آورند و حکم معلی بصدور پیوست که هرکس از مردم ایل و اویماقات حوالی اردبیل و ارشق و طوالش و آن حدود ملازمت کوستندیل خان و امرای شیروان اختیار نماید احدی مانع نشود و الکسندر خان را به عواطف خسروانه مستحضر گردانیده خلع فاخره گرانمایه از تاج و جیقه و کمر مرصع و سایر تشریفات لایقه مرحمت فرمودند و طهمورث پسرزادۀ او را در ملازمت اشرف نگه داشته سایر فرزندان و مخدرات استار آن سلسله که در اردوی معلی بودند رخصت انصراف یافته باتفاق پدر و پسر روانه آن دیار شدند و امراء که به مرافقت و تابینی کستندیل خان مقرر گشتند به موجبی است که مرقوم میگردد:
شاهمیر خان که از نژاد والیان قدیم ولایت شکی است و مدتی بود که به پایۀ سریر اعلی آمده بود و جبهه اخلاص بر زمین عبودیت میسود عاطفت علیاء شاهنشاهی در ازاء ظهور اخلاص و دولتخواهی در مقام احیای سلسله قدیمه شده او را به ایالت و دارائی ولایت موروث شکی سربلند گردانیده باتفاق امیر الامراء مذکور روانه فرمودند.
شمسی خان قزاقلر که با اتباع خود در قراباغ مانده در میانۀ رومیه رتبه پاشائی یافته بود در پای قلعه ایروان بدرگاه سدرهنشان آمده اظهار ارادت و اخلاص کرد و مورد الطاف شاهانه گشته رتبۀ خانی یافته بود در این وقت در سلک امرای شیروان انتظام یافت دیگری علیخان موافق که از جماعت رومیه قراباغ بود در زمانی که کستندیل خان از خدمت اشرف بدیدن پدر به گرجستان رفته بود علیخان مذکور در قراباغ او را ملاقات نموده انواع مدد و همراهی بظهور آورده بود او را در میان رومیه علی بیک منافق میگفتهاند او نیز در پای قلعۀ ایروان به خدمت اشرف رسیده رتبه عمارت و خانی یافت و مقرر شد که در زمرۀ اویماق شاملو بوده من بعد او را علی خان موافق گویند او را نیز در شیروان الکاء داده باتفاق کستندیل خان فرستادند.
هر چند سابقا اشعاری باین مقدمات شده چون در اینجا مناسبتر بود از تکرار نیندیشیده دیگرباره مذکر حال ایشان گردید دیگری بیکتاش سلطان که پسر محمد خان موصلو ترکمانست و و رابطۀ خویشی با کستندیل خان داشت حسب الالتماس مشار الیه مرتبه عمارت و لقب سلطانی یافته در سلک امرای شیروان منظم گردید.
دیگری تیزرو سلطان مقدم و اخی سلطان جاگیر بود علیخان سلطان شمسالدینلو و پسر سردار محمود و علی سلطان ارشی و فوجی از تفنگچیان موکب همایون نیز به مرافقت او مأمور شدند و چون این جماعت را از معبر قومین اولمی آب کر که در نزدیکی گنجه است عبور میبایست کرد از ملاحظه آسیب رومیۀ گنجه و شیروان مقرر شد که ذو الفقار خان قرامانلو از اردبیل و حسین خان زیاد اغلی در ارسبار با قشون و لشکر خود تا کنار آب که مرافقت الکسندر خان و کستندیل خان نموده ایشان را به سلامت از آب گذرانیده عود نمایند و ایشان نخست بدار الارشاد اردبیل رفته بشرف زیارت حضرت سلطان الاولیاء و مشایخ کرام قدس الله ارواحهم مشرف گشته از ارواح مقدسه آن بزرگان دین و پیش قدمان شاهراه یقین استمداد