انصراف یافته مشمول عاطفت و احسان روانه شدند و در خلال این احوال جاسوسان که بجهة تحقیق احوال و رسانیدن اخبار جانب استنبول رفته بودند خبر رسانیدند که ارکان دولت خانوادۀ عثمانی جغال را که در میانۀ رومیان بوفور شجاعت و اصابت رأی و حسن تدبیر از اکفاء و اقران سمت رجحان دارد و در سرحد فرنگستان قابودان بود و باصطلاح رومیان میر بحر را قابودان مینامند به در خانه طلب نموده به وزارت اعظم و سرداری منسوب ساخته جمعی کثیر از قاپوقولی وینکچری همراه او کرده بر سر قزلباش تعیین نمودند و لشکرهای آن طرف استنبول را که رومیان اناطولی میگویند و عبارت از برساوبلاد قرامان و سام و صلب و طرابلس و طرابوزون و دیار بکر و ارزن الروم و وان و کردستان و غیرهم است به مرافقت او مأمور گردانیده چاوشان قمر سیر باحضار ایشان فرستادند و جغالاغلی از استنبول بیرون آمده بحدود دیار بکر رسیده در صحرای موش بجهة جمعیت لشکر توقف دارد.
بعد از تحقیق این اخبار رأی صوابنمای حضرت اعلی شاهی ظل اللهی بتدبیر دفع دشمن و عسرت حال پرداخته عساکر منصوره را فوج فوج و جوق جوق بتاخت و غارت الکای قارص و زرنشاد و آن حدود و سوختن غلات و علفزارها فرستادند و مقرر شد که چند روزه که عبور لشکر روم از آنجا خواهد بود خراب و ویران ساخته در صحراها از غله و علف و آبادانی آثار نگذارند و رعایای آن حوالی را که غیر ملتاند باین طرف کوچانند و مردم هر محل که شعار دولتخواهی رومیان ظاهر ساخته در کوچ کردن به این طرف کاره باشند تاخت و غارت کرده دقیقۀ فرونگذارند و عساکر نصرتنشان پذیرای فرمان گشته تا حسن قلعه سی که ما بین قارص و ارزن الروم است تاخت و غارت کرده در لوازم خرابی و سوزانیدن علفزارها و غلات تقصیری نکردند و تا دو سه هزار خانوار از ارامنه والوس و احشام که در آن ولایت ییلاق داشتهاند کوچانیده باین طرف آورده بعراق فرستادند و مواشی و اغنام بسیار بدست عساکر ظفر شعار افتاده و تا قریب بیست هزار اسیر غیر ملت آوردند که در میانۀ قزلباش شرف اسلام دریافتند و رایات نصرت آیات جاه و جلال با عساکر اقبال که در موکب همایون مجتمع بودند در آن حدود توقف فرموده هر چند روز مکانی و منزلی دلکش خوش محل نزول اردوی کیهانپوی میشد و منتظر ورود عسکر روم بودند که چون قدم بدین ولایت نهند به نوعی که مصلحت وقت باشد به مدافعۀ خصم پرداخته آنچه مستور پردۀ تقدیر باشد بحیز ظهور آید.
بر دوربینان بساط آگهی پوشیده نماند که در قانون سلسلۀ عثمانی چنانست که بهر طرف لشکر کشند بجهة ترفیه احوال سپاه در سیزدهم عقرب که آن را قائم کونی مینامند یعنی روزی که فوج داخل گلۀ میش میشود در هرجا باشند عنان بصوب مراجعت انعطاف میدارند که قریب بتحویل جدی که اول زمستان و شدت سرما و بارش برف است بمنازل خود رسیده باشند بجهت آنکه بقانون راه نیابد این قاعده را از دست نمیدهند و اگر پادشاه خود همراه باشد روز قائم کونی طایفه ینکچری که پیادهاند و استعداد سفر کمتر از دیگر سپاه دارند علامتی را که در برابر خیمه و خرگاه پادشاهی نصب میشود از آنجا کنده بر عقب خرگاه پادشاه برده نصب مینمایند و این حرکت اشاره بدانست که پادشاه مطلع گردد که روز موعود و زمان مراجعت است و روز دیگر البته کوچ واقع میشود و تغییر بدین قاعده راه ندارد و هرگاه در موکب پادشاه چنین باشد سردار لشکر خود بطریق اولی خواهد بود و اگر آن سردار بجهة حصول مقصود اراده چند روزه توقف نماید ینکچریان تمکین نکرده طنابهای خیمۀ سردار را به شمشیر زده خیمه را بر سرش فرودآورده جبرا و قهرا میکوچانند و احدی بمنع ایشان قادر نیست.
غرض از تمهید این مقدمه آنکه رایات فیروزی آیات تا هنگام پائیز در آن حدود خیام اقامت نصب نموده توقف داشت تا آنکه وقت اقامت صحرا گذشته هوا روی به سردی آورد و قائم کونی رومیان نزدیک شده جغالاغلی هنوز در صحرای موش بود بنا بر قاعده و قانون عثمانی در این سال آمدن او محتمل نبود و قرارداد خاطر اشرف آن بود که در این سال در هرجا مناسب باشد قشلاق نموده در اوایل بهار که هنگام حرکت لشکرهاست در هرجا از ییلاقات صلاح دولت قاهره باشد جمعیت نموده آماده پیکار دشمن باشند لهذا جمعی از امرا و قورچیان