حال جای ملاحظه بود اما حالا عنان از جنگ کشیدن نوعی از هزیمت است و تفرقگی بحال ایل و الوس راه یافته اردو به غارت میرود حسینخان از تلون مزاج تغییر رأی کرده در جنگ روبرو متأمل شد و جنگ نکردن را صایب شمرده اردو و ایل و الوس را رخصت داد که به کنار آب رفته از پل خدا آفرین عبور نموده در محلی که ایمن از خطر باشد اقامت نمایند و هرکس اسب زبون داشته پیشتر روانه شود و قرار داد که خود با لشکر سبای به آهستگی طی مسافت نموده به کنار آب روند.
درین اثنا معلوم شد که جماعت دو نوک قراباغ عجرجی شده لشکر رومی را بر سر قزلباش میآوردند چون اکثر مردم روی به مراجعت آورده بودند سراسیمگی در میان ایل والوس و لشکر افتاده شورش عظیم واقع شد و همگی راه هزیمت پیش گرفتند سپاهیان و مردم ایل والوس که اکثر از جماعت دو نوک بودند بخیال آنکه تمامی آغرق تاراج رومیان خواهد شد پیش دستی کرده دست به غارت و تاراج یکدیگر برآوردند و بسیاری از اموال و اسباب امراء نیز به غارت رفت با حسینخان و امراء اندک مردمی مانده بودند که طلیعۀ لشکر مخالف نمودار شد که بقاعده و توزوک شایسته صف و آراسته به آئین جنگ پیش آمده به حسین خان و سپاه قزلباش نزدیک شدند.
در این وفت رستم سلطان سوکلن گفت اولی این بود که همچنانچه آمده بودیم دل در کرم الهی و اقبال روز افزون شاهی بسته مردانه قدم در معرکه کارزار نهیم که آنچه مقدر الهی باشد بحیز ظهور آید بیجنگ منهزم گشتن بدنامی دارد و مورد عتاب شاهانه خواهیم بود اگر صلاح باشد یکبار خود را به مخالفان زده دستوپائی که مقدر باشد بزنیم و سپاهیانه جنگی بگریز میکرده باشیم که یکبارگی در خدمت اشرف و میانه قزلباش بجبن و بددلی منسوب نگردیم عرق شجاعت و مردانگی حسینخان نیز به حرکت درآمده با وجود آنکه با حسینخان و امراء اندک مردمی مانده بود قرار دادند که هرکس اعتماد بر اسب خود داشته باشد ایستاده باقی مردم از معرکه بیرون رفته خود را به مأمنی رسانند چهارصد پانصد نفر از دلیران رزمآزما با حسینخان و امراء ثبات قدم ورزیده در برابر هفت هزار کس صف کشیده به جنگ مشغول شدند رستم سلطان سوکلن که جوان شجاع دلیر مردانه بود قدم جلادت پیشتر نهاده با مخالفان جنگهای مردانه کرده فوجی از رومیان او را در میان گرفتند و زخمی چند قوی یافته زنده گرفتار گشت بعد از گرفتاری او حسینخان و قلیلی از غازیان که به ملاحظه ننگ و نام مانده بودند جنگ آغاز نهاده تیرباران عظیم کردند و بضرب سهام خونآشام گروه گروه مخالفان را از تعاقب ارباب هزیمت بازداشته زمانی ممتد رومیان را به خود مشغول گردانیدند که همگی اهل هزیمت از آسیب دشمن نجات یافته بیرون رفتند و حسینخان نیز با چند نفری که با او بودند جنگ کنان و تیراندازان از معرکه بهسلامت بیرون رفت در چنین واقعۀ عظمی از سپاه قزلباش زیاده از چهار پنج نفر ضایع نشد رومیه جلادت و مردانگیهای حسینخان و شدت محاربۀ فوج قلیلی از مبارزان لشکر اقبال را بدان مثابه مشاهده نموده به همان قدر زیادتی و بدست درآوردن رستم سلطان اکتفا نموده جرأت پیش آمدن نکردند و از همانجا طبل مراجعت کوفته بازگردیدند داود پاشا رستم سلطان را تعظیم و تکریم بسیار کرده جراحان به معالجه زخمهای او پرداختند و در قلعه گنجه نگاه میداشتند حسینخان و رفقا که به کنار آب رسیدند اکثر آغرق بباد غارت تاراج رفته تفرقگی بحال مردم راه یافته بود روز دیگر که مراجعت رومیه بتحقیق پیوسته خاطر از آن ممر جمع گردید در محل مناسب فرودآمده بجمع نمودن مردم ایل والوس و تفحص اموال غارتی پرداخته مرتبه مرتبه اکثر اسباب ظاهری و اسب و شتر و خیمه و خرگاه سرکار او و امراء که به غارت رفته بود بدست درآورده به صاحبان داد اما نقود و اوانی طلا و نقره و مخفیات بسیار از میان رفت حسینخان با کمال خجالت و شرمندگی شرح حال را به پایۀ سریر والا عرض نموده استمداد نمود که به گنجه رفته بتدارک این قضیه پردازد.
حضرت اعلی شاهی ظل اللهی چون بر وفور شجاعت و دلیری او اطلاع داشتند وقوع این حال را از شمول عاطفت باقتضای قضا حواله کرده منشور استمالت باسم او در قلم آورده بسخنان دلاویز خاطر اندوهگین او را اطمینان بخشیدند آری در عالم سپاهیگری این گونه خطا بسیار واقع میشود و تدبیر عقلای صایبرأی روزگار مخالف تقدیر میافتد در معارک کارزار گاه ظفر است و گاه هزیمت و این امور اختیاری نیست و چون هنوز تسخیر