بر ضمایر هوشمندان کارآگاه و باریکبینان عالم انتباه صورت این مدعا با حسن وجهی جلوه ظهور دارد که هرگاه کوکب اقبال سعادتمندی از مطلع امید درخشیدن آغازد به دستیاری پردهگشایان سرادق غیبی ابواب فتوحات از مکمن الطاف لاریبی بر چهره آن سعادتمند گشایش یافته اسباب رفعت و جلال آن صاحب اقبال علی احسن الحال مهیا و آماده میگردد مصداق این مقال صادرات احوال سعادت منوال شهریار بیهمال اعنی حضرت اعلی شاهی ظل اللهی تواند بود که چون پای همت در رکاب
فوت سلطان محمد خان خواندگار روم
دولت و اقبال نهاده به مقتضای همت ارجمند قلعه تبریز و نخجوان به نوعی که تحریر یافت به حیطۀ تسخیر درآمده محاصره قلعۀ ایروان فرمودند در حین محاصره سلطان محمد خان بن سلطان مراد خان که در آنوقت فرمانفرمای ممالک روم بود بعد از آنکه پسر بزرگ بیست و یکساله خود را که آثار سلطنت و پادشاهی از ناصیه احوالش لایح بود به اغوای بعضی از اهل حرم که ضد مادر او بودهاند بحرم سرای خود طلبیده بدست خواجهسرایان ناچیز گردانیده بود و از آن ممر ملالت تمام داشت از اخبار فتح تبریز و آشوب و شورش آن مملکت کدورت و ملال بیشمار بر ضمیرش استیلا یافته به مقتضای آیۀ کریمۀ فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ هادم لذات بر سرش تاختن آورده روی بعالم عقبی آورد هر چند تمشیت امور عالم در قبضۀ قدرت پادشاه لمیزل و لایزال است و در حقیقت پادشاهان مجازی را بیتأیید الهی در انتظام مهام دولت اختیاری نیست اما ملوک اطراف و مردم دور و نزدیک نظر بر امور متعارفه ظاهر دارند از این وقایع به افزونی دولت و اقبال همایون و تزلزل احوال رومیه متقن گشته احوال مستحفظان قلعه نیز فیالجمله اختلال پذیرفت.
وزراء و ارکان دولت عثمانی از این دو واقعۀ هایله که باعث ازدیاد شورش و آشوب بود
آمدن میر محمد معصوم خان به ایلچیگیری از هند
متزلزل گشته چون یک پسرش سلطان مصطفی نام را بخبط دماغ منصوب میساختند سلطان احمد نام پسر دیگر او را که شانزدهساله بود بر تخت پادشاهی روم جلوس فرموده بتدارک اختلال احوال مملکت پرداختند دیگری از سوانح ایام محاصره آمدن میر محمد معصوم خان مکری است که از امرای معتبر سلسلۀ پادشاه عالیجاه جلال الدین محمد اکبر پادشاه و حاکم ولایت مکر بود که از جانب آن پادشاه فریدون بارگاه همراه منوچهر بیک ایشیک آغاسی غلام خاصه شریفه که هفت سال قبل از این برسم رسالت بجانب هند رفته بود بجهة تجدید قواعد دوستی به ایلچیگری آمده تحف و هدایای لایقه آورد از جمله هدایا یک قبضه شمشیر غلاف و آهن جامه سراسر طلا مرصع بالماس ریزه و جواهر ثمینی بود و دوربینان عالم معنی فرستادن شمشیر مذکور را در حینی که حضرت اعلی کمر همت بکین اعدا بسته متوجه تسخیر ممالک موروث شیروان و آذربایجان و گرجستان بودند از جانب صاحبدولت ذی جاهی از خانوادۀ صاحبقرانی و دودمان گورکانی که همیشه تیغ قهرش بر فراق اعادی افاغنه و هنود و مظفر و منصور آمده به فال و شکون گرفته بفتح و ظفر شهریار کامکار امیدوار شدند القصه ایلچی مذکور در پای قلعۀ ایروان باردوی ظفرنشان رسیده باتفاق منوچهر بیک شرف مجالست مجلس بهشت آئین دریافت و هدایای پادشاهی را بدر دولتخانه همایون آورده بر زبر یکدیگر چیدند که هرگاه رخصت یابند از نظر اقدس بگذرانند حضرت اعلی شاهی ظل اللهی از مشاغل قلعه گیری صرف نظر همت بحر خاصیت از تحف و هدایای مذکور نموده سوای شمشیر که منشأ آن قال و شکون بود متوجه دیدن آنها نشدند و ملازمان خان مکر مدت چهار ماه که از سورت سرما و شدت شتا روح در ابدان منجمد میشد در دولتخانه به کشیک و محافظت بارخانه مشغول بودند تا آنکه بعد از فتح قلعه که شریف پاشا و اکثر عظما و معارف سپاه رومیه و اکراد در بارگاه معلی حاضر بودند تحف و هدایای پادشاهی را با پیشکش ایلچی از نظر اقدس گذرانیدند و حضرت اعلی جمیع آنها را به امرای عظام و حکام ولایت و اشراف و اعیان هر طبقه و هر طایفه که در اردوی همایون مجتمع شده بودند علی قدر مراتبهم قسمت فرمودند.
دیگری از سوانح حین محاصره آمدن الکسندر خان بن لوند خان والی گرجستان کاخت است که از جمله باجگزاران این دودمان و تابع امر و فرمان بود و او بعد از پدر و برادر بزرگتر حسب الفرمان حضرت شاه جنت مکان والی ولایت مذکور گشته تا حین حیات آن حضرت بر جاده اطاعت و انقیاد راسخ بود و همهساله باج و خراج میداد و بعد از سنوح واقعه شاه جنت مکان و آغاز