ذکر محاربه حضرت اعلی و ملازمان موکب معلی با علی پاشا و رومیه عسکر تبریز و ظفر یافتن بر آن طایفه بعون عنایت حضرت خالق الارض و السماء
فارسان مضمار سخنسرائی کمیت جهانپیمای قلم را در جولانگاه معارک حدیثآرائی بدین آئین بجولان در آوردهاند که در حینی که موکب جهانگشای شاهی بعون الطاف الهی داخل شهر تبریز شدند روز اول جماعت رومیه که به حراست قلعه مانده بودند بتصور آنکه اجامره و اوباش سرحد بخیال نهب و غارت بآمدن دلیری و جسارت کردهاند قاصد سریع السیر نزد علی پاشا فرستاده او را از این حال خبردار گردانیدند و پاشای مذکور این قضیه را سهل و آسان انگاشته عنان عزیمت بصوب مراجعت انعطاف داد و در حدود مرند لشکر نخجوان و ایروان ازو جدا شده به الکای خود رفتند و چون ادبار بآن طایفه روی آورده پیمانۀ حیاتشان از باده اجل لبریز شده بود پردۀ غفلت و دیده بصیرت ایشان را پوشیده از طریق حزم و احتیاط دور افتادند و متهورانه در کمال غرور روی بجانب تبریز آوردند در منزل دیگر قاصدی از اهل قلعه بدیشان رسید که چنین معلوم باشد که ذو الفقار خان حاکم اردبیل با لشکر خود آمده در آمدن کمال حزم و احتیاط مرعی دارند.
علی پاشا از این خبر درآمدن متأمل گشته با خلیل پاشا و محمود پاشا که رفیق او بودند و عظما و ریش سفیدان عسکر در حرکت و سکون مشورت نموده چون اهل و عیال و اموال و اسباب لشکریان بالتمام در قلعۀ تبریز بود و اعتمادی بر قلعهداری سکنۀ قلعه نداشتند همگی متفق اللفظ پیش آمدن را صایب شمرده از آن خبر نیز حسابی نگرفته با پنجهزار کس کمابیش که همراه داشتند کوچ کرده پیش آمدند روز سیم نزد اهل قلعه بتحقیق پیوست که حضرت اعلی شاهی بنفس شریف نهضت فرمودهاند قاصد دیگر فرستاده علی پاشا را از نزول موکب همایون خبردار کردند.
پاشای مذکور این خبر را از لشکریان مخفی داشته از غایت تهور و دلیری با کمال سفاهت و غفلت و بیعقلی پیشتر آمده در موضع صوفیان که شش فرسخی تبریز است فرودآمد و حضرت اعلی نیز متواتر کسان آگاهدل بجهة تحقیق حال پاشا و لشکریان فرستاده بودند و ایشان حقیقت حال و کیفیت و کمیت لشکر را معلوم نموده متعاقب یکدیگر خبر میرسانیدند تا آنکه مشخص شد که به صوفیان رسیده آماده حرب و قتالند و از جرأت و دلیری پاشای مذکور که چنین بیباکانه پیش آمد جای تعجب بود اگر چه در موکب ظفر قرین نیز درین هنگام زیاده از پنج شش هزار کس نبود اما مقابله و مقاتله نمودن او با پادشاه ملک عجم و مسند آرای اورنک جم با آن قلت سپاه و کمی لشکر و عدم استعداد از عقل دور مینمود.
بالجمله چون بتحقیق پیوست که رومیان به صوفیان رسیدهاند در همان شب رایات جلال از شنبغازان کوچ کرده بعزم رزم مخالفان در حرکت آمده در موضع حاجی حرامی که دو فرسخی شهر است نزول فرمودند صبح روز دیگر ذو الفقار خان را چرخچی لشکر ظفر اثر فرموده به مقابلۀ رومیان فرستادند هر چند مهم ایشان بمجرد توجه یکی از اعاظم امرا و فوجی از دلیران لشکر ظفر انتما به کفایت مقرون میشد و احتیاج به نهضت موکب همایون نبود اما حضرت اعلی از غایت حزم و احتیاط که لازمۀ ارباب خرد و دانشمنشان روزگار است بمضمون این مقال که:
بیت دشمن اگر پشه است سهل نباید گرفت آتش اگر زره است خرد نباید شمرد عمل فرموده میمنه و میسرۀ همایون را به مردان کار و دلیران معرکۀ کارزار استحکام داده
حرب لشکر قزلباش با لشکر رومیه
خود بنفس شریف در قلب قرار گرفته اعلام نصرت فرجام افراخته متعاقب چرخچیان در حرکت آمدند و صدای کرهنای و نفیر و کور که و کوس در گنبد نیلگون فلک پیچید از آن طرف نیز پاشای مذکور چنانچه قاعدۀ رومیان است عرابهای توپ و ضربزن را به یکدیگر استوار گردانیده توپچیان و ینکچریان را پیش انداخته خود با محمود پاشا در قلب قرار گرفته به آئین شایسته پیش میآمدند تا آنکه بین الفریقین تباعد بتلاقی انجامید و مبارزان طرفین دست باستعمال سیف و سنان بردند در اول حال رومیان آثار جلادت ظاهر ساخته متواتر حملات دلیرانه مینمودند و چرخچیان جیوش دریا خروش قزلباش تا قول همایون دورتر بود با رومیه جنگ به مدارا میکردند ایوبه سلطان ولد اولامه کرد که مقدمة الجیش بود بدست رومیان مقتول گردید بعد از آنکه قول همایون نمایان شده شعشعۀ نیر عالم افروز موکب نصرت قرین شاهی بر ساحت معرکه نبرد پرتو انداخت عساکر فیروزینشان بیکبار جلو انداخته با مخالفان در آمیختند