که از فساد ایشان بجان رسیده بودند هجوم نموده عازم آن شدند که آن گروه را از حصار مذکور بیرون نمایند و آن جماعت به مدافعه قیام نموده فیما بین نائرۀ شورش و آشوب اشتعال یافت حسن خان جهة اصلاح این حال و امداد محمد آقا متوجه آن صوب شد در این شورش و غوغا محمد آقا ترک حکومت و سلامت روی غنیمت شمرده سر خود گرفت از زمره سکنۀ حصار ولی بیک و رمزیار شعار شاهی - سیونی و دولتخواهی این دودمان ظاهر ساخته برجی از بروج قلعه را که در ید تصرف او بود بدست بیرونیان داد و رومیه از این حال خبردار گشته بین الفریقین جنگ و جدال بوقوع پیوست و سردار آن جماعت با چند نفر بقتل رسیده قلعه بدست بیرونیان درآمد.
در خلال این حال حسن خان به پای قلعه رسیده بقیة السیف را امان داد هر کدام بطرفی رفتند و قلعه خالی گشته حسن خان حسب الامر الاعلی بتخریب آن پرداخت و وقوع این حال که احدی را در خیال نبود باعث آن شد که عنقریب امر مصالحه اختلال پذیرفت و ارادۀ یورش بلخ را که در خاطر انور بود در باقی گذاشته بمضمون این مقال که:
شعر ز آب خرد ماهی خرد خیزد نهنگ آن به که با دریا ستیزد بیاختیار سفر آذربایجان وقوع یافت به نوعی که در ذیل مرقوم میگردد.
ذکر یورش جهانگشای شاهی بجانب آذربایجان و فتوحات عظیمه قلاع و بلاد که در این سال روی داد
عندلیب نغمهپرداز قلم در گلشن سخنسرائی نوای دلگشای فتح آذربایجان و باعث توجه موکب ظفر نشانرا بدان مملکت نزهت بنیان بدین آهنگ میسراید که چون بمیامن تأییدات الهی و نیروی دولت شاهنشاهی عرصۀ دلگشای ملک ایران از خس و خاشاک ارباب طغیان پاک گردیده خاطر اشرف همایون فیالجمله از آن امور فراغت یافت همواره شعلۀ غیرت در کانون ضمیر انور زبانه کشیده پیشنهاد همت والا بود که ممالک شیروان و آذربایجان که معظم ممالک ایران است و از حوادث روزگار بتصرف سلاطین روم درآمده بتخصیص دار السلطنۀ تبریز که از بلاد مشهورۀ آفاق و تختگاه فرمانروایان والاشکوه ایران بوده در عهد دولت همایون بدستور سابق در حوزۀ تصرف این دودمان درآید و هرگاه از این مقوله حکایات بر زبان میگذشت بعضی از دولتخواهان و کاردانان بساط آگهی بنا بر عافیت طلبی از شکوه و جلال قیصری و افزونی سپاه و بزرگی و جاه سلطان روم سخنان حکیمانه مذکور مجلس خلد آئین نموده منازعه و مجادله با غلغلۀ روم صلاح دولت قاهره نمیدانستند و آتش عزم همایون را بر شحۀ کلمات موعظهآمیز فرونشانیده در تسکین نایرۀ نزاع و جدال میکوشیدند ظهور این مطلب علیا به مقتضای همت والا مکنون ضمیر منیر ملکآرا بود لیکن چون فیما بین صورت صلحی روی نموده بر حسب آیه کریمۀ و لا تنقضوا الایمان بعد توکیدها از نقض عهد و پیمان احتراز نموده خار این معنی دامان عزم همایون میگرفت و منتظر لطیفۀ غیبی بودند چون حصول این مدعا بقلم تقدیر در لوحۀ قضا نگارش یافته بود و اسباب آن به دستیاری کارکنان عالم غیب سرانجام مییافت و از منسوبان آن طرف بعضی مقدمات بظهور پیوست که نهضت موکب ظفر قرین بدان صوب لازم آمد و به نوعی که در فوق بتحریر پیوست اجامره و اوباش روم و بیدولتان اکراد سر شورش و فساد برآورده دماغ هریک را سودای خودسری شوریده داشت پاشایان و حکام سرحد بشیوۀ جلالیان اظهار عصیان و طغیان نموده با منسوبان اینطرف نیز سلوک ناهنجار پیش گرفتند و بیادبیها از ایشان بظهور میآمد چنانچه احمد پاشا که دروان فرمانروا بود تا جریرا از تجار خاصه شریفه گرفته بطمع مال بقتل آورده مبلغهای کلی مال خاصۀ شریفه را متصرف شد.
در شیروان نیز ملازمان اشرف را که بجهة خریداری اسیر و جوارح بطرف داغستان رفته بودند گرفته اموالشان را غارت نمودند و حضرت اعلی تجاهل از آنها فرموده بتغافل پادشاهانه میگذرانیدند مکررا اعمال قبیحه پاشایان سرحد به پادشاه روم و وزراء اعظم اعلام شد نتیجۀ بر آن مترتب نگشت و در سلوک ناپسند اصرار