داخل شدند و در دار السلطنۀ مذکور بمسامع جلال رسید که باقی خان لشکری به جیجکتو فرستاده و اراده دست درازی به سرحد خراسان دارند حضرت اعلی فوجی از عساکر منصوره را بر سر آن جماعت فرستادند و به ایلغار رفته سلک جمعیت آن جماعت بمجرد ورود لشکر ظفر اثر از هم پاشیده به فیروزی و اقبال مراجعت نمودند و الحق در این سفر حضرت اعلی بنفسه الشریف متحمل انواع شداید گشته عساکر منصوره زحمت بسیار کشیدند و جمعی کثیر از هر طایفه بمرض اسهال تلف شدند چنانچه بسیاری از فقرای لشکر و مردم فرومایه که بیمار خود را نمیتوانستند بار کرده بمنزل رسانند از عالم غیرت و بیم آنکه مبادا اوزبکیه مردهکشی کرده سر او را ببرند هنوز آخرین رمق از حیوتشان باقی بود که در خاک میکردند و تغسیل و تدفین بوجه شرع صورت نمیبست و ارباب اخلاص در رضاجوئی ولینعمت آن را حیات ابدی شمردند القصه تا ده بیست روز که در هرات بودند هنوز اثر آن حادثه عظمی باقی بود. مشاهیر متوفاها که در این سفر رخت بعالم آخرت کشیدند: سید بیک کمونه که از نقباء نجف اشرف و از زمان شاه جنت مکان در سلک امراء بزرک منتظم و مهردار مهر مبارک شرف نفاذ بود و سید محمد جد او در زمان خاقان سلیمان شان در بغداد شعار شاهی سیونی ظاهر ساخته حاکم حله بود و در رکاب مقدس آن حضرت در جنگ چالدران شهادت یافت در زمان جلوس همایون اگر چه در الکاوتیولات و اسباب جاه و حشمت او تحقیری شده بود اما منصب مهرداری و قرب ظاهری داشت.
دیگر ابراهیم خان والی لار که در منزل اللهویردی خان بطریق میهمان معزز و محترم میبود بیمار شده بمرض اسهال رفت.
دیگر قاسم بیک یساولباشی قور شاملو که از معتبران آن طایفه و در سلک مقربان بود.
دیگر میرزا یعقوب دست غیب که از سادات شیراز و محتسب آن ولایت بود بدین مرض گرفتار آمده در هرات از هم گذشت.
مولانا قوسی شوشتری که از افاضل روزگار و سخن سنجان نادرهکار بود نهال عمرش بصرصر اجل از پای درآمده در اندخود مدفون گشت.
القصه از هر طایفه و هر طبقه جمعی راه فنا پیمودند از اطناب اجتناب نموده زبان قلم را از تعداد کشیده داشت رحمة الله علیهم و علی جمیع اهل الایمان و الایقان.
ذکر مراجعت خسرو آفاق از خراسان بصوب عراق و بعافیت و خوشدلی بمقر دولت پیوستن بمیامن الطاف مالکالملک بالاستحقاق
چون رایات نصرت آیات از سفر بلخ مراجعت نموده در دار السلطنۀ هرات نزول اجلال واقع شد چند روز جهت نظم و نسق معاملات توقف نموده از آنجا بمشهد مقدس معلی تشریف بردند چند روز در مشهد مقدس معلی بانجاح مطالب و مدعیات حکام کرام و صواحب و اعیان خراسان پرداخته همگی را به نوازشات خسروانه و خلع فاخره شاهانه خوشدل و سرافراز ساخته رخصت انصراف ارزانی فرمودند و دو سه روز در آستانۀ مقدسه متبرکه اوقات شریف صرف نسق سرکار آستانه و انجاح ملتمسات سادات و خدام و ارباب وظایف و سایر مهمات آستانه نموده از آنجا عنان عزیمت بجانب عراق منعطف ساخته روزی چند در النک رادکان خیمۀ اقامت نصب نموده بسان قورچیان عظام و ملازمان سرکار خاصۀ شریفه پرداخته چند روزی در آن حدود بنشاط شکار سرورافزای خاطر بودند و جمعی که در این سفر خدمات شایسته بظهور آورده بودند به انعامات سرافراز گشته جمعی که در خدمات مقصر بودند از ملازمت اخراج شدند و بعد از فراغ از آن امور از راه خبوشان شکارکنان رفته اردوی کیهانپوی را با اغرق از راه حنک مغز بسطام روانه نموده خود جریده و سبای با معدودی از ملتزمان رکاب اقدس به الکاء درون تشریف برده بنیک و بد قلعه درون و مهمات آنجا رسیده شاه قلی سلطان غلام خاصۀ شریفه میر چمشکزک را برتبه والای ایالت و خانی سربلند گردانیده حکومت الکاء درون را به او عنایت فرمودند و خاطر از مهمات آنجا جمع فرموده در الکاء خوار باردوی کیهانپوی ملحق شدند و - سلاطینزادههای اوزبکیه را