نموده مطیع و منقاد او گشتهاند و حالا که موکب نصرت قرین همایون شاهی بدان صوب در حرکت آمد، خوف و دهشت بر آن جماعت استیلا یافته قرارداد خاطر آنست که حضرت اعلی را بتسخیر ولایت ماوراءالنهر و قلع و استیصال اوزبکیه پیشنهاد همت والاست بالضروره بر سر باقی خان جمعیت نموده بقدر مقدور در مدافعه میکوشند و هرگاه بر ایشان ظاهر شود که حضرت اعلی شاهی ظل اللهی طمع در این ملک ندارند و غرض از این نهضت احیای سلسله عبد الله خانست و اختیار آن ولایت در دست امرای اوزبکیه خواهد بود بتدریج اطمینان یافته ازو جدائی اختیار مینمایند و رفته رفته جمعیت لشکر روی بتفرقه و پراکندگی خواهد نهاد و هر روز که یک فرسخ پیش میرویم جمعی از اوزبکیه استقبال موکب سلاطینزادهها خواهند نمود و مکنون ضمیر منیر بیجنگ و جدال به منصه ظهور جلوهگر خواهد شد هر چند این رأی موافق صوابدید اشرف اعلی نبود.
اما چون ریش سفیدان اوزبکیه در این ماده غلو داشتند و بعضی از دولتخواهان قزلباش نیز موافقت این رأی اختیار مینمودند و نیز مذکور میشد که باقی خان باین قصد آمده که برادرش را از بلخ بیرون برد و عزیمت جنگ ندارد بعد از مشاوره و مصلحت اوزبکیه بدین کنکاش عمل نموده در طی مسافت تأنی و تأخیر نموده هر روز اندک راهی قطع میشد از اتفاقات که مؤید قول اوزبکیه گشت آن بود که بعد از آنکه قطع مسافت به تأنی قرار یافت میرزا محمد بیگ نام شخصی از اعیان اوزبکیه که از اقربای یارمحمد میرزا بود با دهپانزده نفر بهادر از جانب بلخ آمده بمعسکر سلاطینزادهها ملحق شدند و در خاطرها رسوخ یافت که این رأی صایب بوده و من بعد گروه گروه از آن مردم عزم آمدن خواهند کرد و یارمحمد میرزا نیز از جانب جهانگیر خان یرلیغها به استمالت امرا و اعیان اوزبکیه فرستاده همهروزه منتظر بودند که عنقریب صورتی روی نماید که منتج مطلوب باشد اتفاقا این تدبیر موافق تقدیر نیامد و دو مفسدۀ عظیم لازم آمده بر آن مترتب گشت.
اول آنکه ازین توقفات بیماحصل و عنانکشیدگی که مخالف رأی همایون بود مخالفان چیره شده خوف و دهشتی که از لشکر قیامت اثر قزلباش برایشان استیلا یافته بود زایل گشت دوم آنکه آبوهوای آن ولایت موافق مزاج اهل اردو نیامده از حرارت هوا و عفونت گرما و آبهای گلآلود بکار میرفت بیماری عظیم در میان لشکر حادث شده مرض اسهال شیوع یافت علیایّحال در عرض بیست روز بحوالی شهر بلخ آمده نزول اجلال فرمودند اما بیماری لشکر حضرت اعلی را در امر محاربه متأمل و متردد ساخت و چگونه متأمل نگردد چه رأی مآلاندیش همایون همواره در امور جزئیه نهایت حزم و احتیاط مرعی میدارند در مقابله و مقاتله لشکر ایران و توران که از قدیم الایام معظمترین قضایای عالم بوده و مفاسد آن محتاج بشرح و بیان نه چگونه مرعی ندارند.
اما احوال باقی خان آنچه معلوم همگنان گردید آن بود که چون از آب عبور نموده بجانب بلخ در حرکت آمد مؤمن بی از اندخود رسیده شرح گرفتن قلعه و حقایق حالات بازنمود و باقی خان ظاهرا با او عتاب و خطاب سپاهیانه آغاز نهاده در خفیه که تحقیق احوال مینموده او شمۀ از عظمت و جلال پادشاهی و کثرت و ازدحام لشکر ظفر اثر اظهار نموده خاطرنشان کرده که جنود اوزبک را به هیچوجه قدرت مقابله و مقاتله با جنود بیشمار قزلباش نیست.
باقی خان در بحر تحیر افتاده نه روی بازگشتن داشت و نه رأی پیش آمدن اما روز بروز توقف و عنانکشیدگی لشکر قزلباش خوف و هراس از خاطر اوزبکیه زایل ساخته اندکی چیره شدند و عساکر اوزبکیه از اطراف و جوانب به او ملحق شده در اردوی او نیز جمعی فراهم آمدند معهذا جرأت جنگ روبرو نمیکرد و بحوالی شهر آمده در سواد شهر قریب قلعه مناسب تعیین نموده نزول کرد و پشت بقلعه و دیوار بست شهر داده اقامت نمود و در پیش روی خود خندق کنده عقب خندق را بتوپ و تفنگ استحکام داد و قرارداد که بدین نسق حراست شهر و قلعه نماید یکمرتبه که قراولان طرفین تیزعنانی کرده به یکدیگر تلاقی گشتند موازی بیست و چهار نفر از بهادران نامی بدست مبارزان جنود اقبال و گرفتار شدند و از دستبرد سپاه ظفر پناه قدم بازپس کشیده در سواد شهر خزیدند و تا قرب یک ماه لشکرهای ایران و توران در مقابل یکدیگر نشسته بودند و اصلا محاربه میان ایشان بوقوع نمیپیوست زیرا که از طرف اوزبکیه احدی بعزم رزم قدم از دیوار بست شهر و قلعه پیش نمینهاد و بوضوح پیوست که باقی خان جنگ صحرا نمیکند و از اینطرف نیز