پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۴۶۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

خان در دودمان شما دارد بازماندگان سلسلۀ او را از ملک موروث آواره ساخته خود بتغلب بر تمامی ملک موروثی ایشان رقم اختصاص کشی در سوابق ازمنه همیشه میانۀ سلسله ما و ایشان نیران قتال و جدال اشتعال داشته درین وقت بمجرد توسل و التجا که به ما آورده‌اند اغماض عین از خصومت و دشمنی صدساله کرده در مقام امداد ایشان شده‌ایم که آثار نیک‌نامی در صفحۀ روزگار یادگار بماند.

اولی این است که او قطع طمع از مملکت بلخ و توابع نموده بدیشان گذارد و بممالک ماوراءالنهر و ترکستان که بدست او درآمده قانع بوده شکر باری تعالی بجای آورد و قدم از دایرۀ انصاف بیرون ننهد چه هرگاه این دو پادشاهزاده که از آن دودمان باقی مانده‌اند از مملکت وسیع اجدادی خود باین محقر ولایت راضی شده باشند که اوقات گذار ایشان باشد او را مضایقه در آن کردن محض ناانصافی است و اگر ناانصافی کرده خواهد که بالکلیه وارثان ملک را از حق موروثی محروم نماید پسندیدۀ خدا و خلق نخواهد بود و عاقبت نتیجۀ این ناانصافی که فی الحقیقة کفران نعمت آن سلسله است از عالم غیب به روزگار او عاید می‌گردد و اگر باین صلاح‌اندیشی راضی بوده با سلاطین‌زاده‌ها مذکور در مقام عطوفت و پدر فرزندی باشد ما را نیز به منزلۀ برادر گرامی است و در لوازم برادری تقصیر نمی‌شود:


من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال بعد از ادای این سخنان حقایق‌بینان مؤمن بی را مشمول نوازش و احسان رخصت دادند و او سرمست بادۀ التفات شاهی از مجلس بهشت آئین بیرون آمده روانه شد و حضرت اعلی جام امانی و آمال مؤمن بی را از بادۀ عطوفت خسروانه لبریز گردانیده یک عدد صراحی نقره مملو از رواح ریحانی که در خمخانۀ خرد و آگاه‌دلی پرورش یافته خمارشکن سرمستان باده غفلت و آگاه‌دلان را مزید آگاهی تواند بود با پیالۀ طلا و پیش‌انداز زربفت از پی او فرستادند که در راه دفع خمار نماید مردم ولایت‌اند خود و جماعت اوزبکیه که در آن ولایت بودند مبلغی خطیر به علت مال امانی متقبل می‌شدند که بدیوان اعلی واصل سازند همت بلند خسروانه رقم بخشش و احسان بر آن کشیدند و این معنی موجب ازدیاد دعاگوئی دولت روزافزون شد.

ذکر قضایائی که بعد از تسخیر قلعۀ اندخود در سفر خیر اثر بلخ ظهور یافت

چون مؤمن بی از خدمت اشرف جدا شده روانه گردید روز دیگر اردوی گردون شکوه از پای قلعه کوچ کرده در خواجه دکه که یک منزلی اندخود است نزول اجلال نموده یک روز در آن منزل ما به انجاح مطالب و حصول مدعیات صواحب و اعیان اندخود پرداخته روز دیگر کوچ کرده در دو فرسخی خواجه دکه نزول فرمودند درین منزل بتحقیق انجامید که باقی خان با بیست هزار کس از جیحون عبور نموده بطرف بلخ آمد.

حضرت اعلی بتصور آنکه باقی خان پای جلادت پیش نهاده ارادۀ مقابله با موکب همایون شاهی دارد با کمال امیدواری بظفر و نصرت حضرت باری عز اسمه امر فرمودند که در اردوی معلی نقاره‌های پادشاهی به نوازش درآوردند و بترتیب مقدمات جنگ پرداخته قراول و چرخچی و قول ساق و سول و بوکرکچی و لشکر طرح و تیب عرابه و تفنگچی و سایر اسباب محاربه انتظام دادند و رأی جهان‌آرا بدین قرار یافت که بلا تأخیر منزل بمنزل بترتیب و آئین پیش رفته در هرجا با جنود مخالف تلاقی روی دهد صف قتال آراسته آنچه مقدر الهی باشد از مکمن غیب بحیز ظهور آید و مذکور می‌شد که در بعضی از منازل آب کمیابست و عساکر منصوره از غایت کثرت و ازدحام خیول از ممر بی‌آبی عسرت و تنگی خواهند کشید.

حضرت اعلی از یارمحمد میرزا و رفقا که صاحب وقوف شوارع آن ولایت بودند تحقیق راه‌ها می‌فرمودند که از هر راه مناسب‌تر و آب بیشتر باشد روانه شوند که عساکر اقبال از قلت آب در عذاب نباشند رأی یارمحمد میرزا و ریش سفیدان اوزبکیه بدین قرار یافته بود که تعجیل در امر محاربه موافق مصلحت نیست بلکه صلاح در این است که اردوی کیهان‌پوی بجهة کثرت لشکر و انبوهی خلایق و حرارت هوا و اشتداد گرما به آهستگی کوچ نموده جنگ را در خیر تأخیر و تراخی اندازند و قرار داد خاطر ایشان آن بود که طوایف اوزبکیه که سالها - نمک‌پرورد سلسلۀ عبد اللّه خان‌اند به مصلحت وقت و حفظ حال خود مرافقت باقی خان اختیار