پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۴۳۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بصوب خراسان معطوف داشته سوی جمعی که همیشه ملازم رکاب اقدس بودند دیگری از امرا و عساکر ممالک را احضار نفرمودند و در مبادی این سفر خیر اثر ایلچی از جانب پیر محمد خان و امرای بخارا باتفاق ملازم نور محمد خان به پایۀ سریر اعلی آمده مکتوب صداقت اسلوب و عرایض اخلاص آوردند.

خلاصه مضمون بعد از رسم تحیت و ثنای مخلصانه آنکه فرزند اعز محمد ابراهیم که از نبایر پادشاه مرحوم جانی بیک خان و بنی اعمام عبد اللّه خان و این مخلص دولتخواه است در باغباد گرفتار ملازمان اشرف گشته بود در این ولا چنین مسموع شد که با او به مقتضای مروت جبلی که از اجداد معصومین میراث دارند عمل نموده منظور نظر شفقت گردانیده‌اند چون نوبت سلطنت این ولایت حسب الارث بمخلص رسیده و او این محب را به منزلۀ فرزند است اگر عنایت شهریاری او را رخصت این دهد غایت مرحمت و مخلص‌نوازیست.

اما امرای بخارا بنور محمد خان در این باب متوسل گشته پیغام نموده بودند که بالضروره به سلطنت پیر محمد خان راضی شده‌ایم اگر چه او از دودمان سلطنت و بحسب ارث شایسته پادشاهی است اما مرد درویشی است که کنج فراغت و قناعت را بر مشاغل سلطنت و ترددات که لازمه مملکت‌داریست راجح می‌داند و بدین سبب خللها در امور ملک و دولت پدید آمده باقی سلطان بر ولایت سمرقند استیلا یافته کوس مخالفت می‌زند و در بلخ طرح دیگر افکنده‌اند و اکنون به سلطنت ماوراءالنهر و قائم‌مقامی پادشاهی که اختیار کرده‌ایم بحسب ارث و استحقاق شایسته‌تر از محمد ابراهیم سلطان نیست ملتمس آنست که آن حضرت وسیله شده از خدمت حضرت همایون اعلی شاهی ظل اللهی استدعاء نمایند که او را رخصت این دیار دهند و مردم این ولایت را رهین منت خود گردانند که در مدت عمر با منسوبان درگاه شاهی برادرانه و مخلصانه سلوک نمایند و من بعد میانۀ طبقۀ اوزبکیه و قزلباش طریقۀ اتحاد و دوستی مرعی باشد چون از بدو حال که محمد ابراهیم سلطان را از باغباد به خدمت اشرف آوردند مکنون خاطر اشرف شده بود که او را بر مسند سلطنت ماوراءالنهر متمکن سازند این مسئول درجۀ قبول یافته قرار یافت که از مشهد مقدس یکی از امرای عظام را همراه او نموده نزد نور محمد خان بمرو فرستند که اگر امرای بخارا در قول خود صادق و راسخ باشند باستقبال او بمرو و چهارجو آیند و نور محمد خان از ایشان عهد و میثاق گرفته خاطر از غدر و نفاق جمع نموده او را روانه نماید اما چون رایات نصرت آیات به خطۀ سمنان رسید کسان از جانب نور محمد خان رسیده اخبار ماوراءالنهر عرض کردند که میانۀ پیر محمد خان و باقی سلطان محاربه واقع شد و پیر محمد خان بدست باقی سلطان بقتل رسیده اکثر امرا کشته شده خدای نظربی که مؤسس و مرتب امور دولت پیر محمد خان بود از معرکه بیرون آمده بمرو آمده است و باقی سلطان بر بلده بخارا مستولی شده اوزبکیه طوعا او کرها قدم در وادی متابعت او نهاده‌اند تمامت مملکت ماوراءالنهر را به حیطۀ ضبط درآورده بعد از استماع این خبر حضرت اعلی مقرر فرمودند که نور محمد خان خدای نظربی را بدرگاه جهان‌پناه فرستند که از تقریر او بر کما هی حالات اوزبکیه اطلاع تمام حاصل آید و در باب محمد ابراهیم سلطان بدانچه وقت مصلحت باشد عمل رود اکنون بنا بر ارتباط سخن برخی از وقایع ماوراءالنهر و بیان احوال باقی سلطان که بچه کیفیت بر مسند سلطنت عروج نمود نگاشته کلک وقایع‌نگار نمودن اولی نمود.

ذکر وقایع ماوراءالنهر و بیان احوال باقی سلطان و ارتفاع لوای دولت و کامرانی او

سابقا نگاشته کلک سخن‌پرداز گردید که بعد از قتل عبد المؤمن خان و امراء و اعیان اوزبکیه بخارا پیر محمد خان را که از اقربای عبد الله خان و سلاطین‌زاده‌های دودمان جانی بیک بود پادشاه کردند چون خبر قتل عبد المؤمن خان در بلاد ترکستان اشتهار داشت توکل خان قزاق ماوراءالنهر را از پادشاه صاحب وجود خالی یافته لشکر بی‌حد و مر از قبایل ترکستان و اوزبکان صحرانشین سخت کمان جمع آورده بعزم تسخیر آن بلاد روی توجه بدان صوب نهاد اکثر مردم آن ولایت مقاومت با آن لشکر انبوه کوه شکوه در حیز قوت و قدرت خود نیافته طوعا او کرها مطیع و منقاد گشتند و توکل خان ولایات ترکستان و ماوراءالنهر سیما اخسیکث و اندجان و تاشکند و سمرقند