ذکر بعضی سوانح و قضایا که در سفر خیر اثر خراسان به اراده و تقدیر ملک منان وقوع و درجۀ ظهور یافت
از سوانح این سال که در سفر خراسان بوقوع پیوست در دار السلطنۀ هرات میرزا علی بیک کرامیلو را که در سلک یوزباشیان شاملو انتظام داشت برسم رسالت بجانب هندوستان فرستاده مکتوب صداقت اسلوب محتوی بر حقیقت فتح خراسان و بیان محاربه با دین محمد خان بحضرت پادشاه عالیجاه جلال الدین محمد اکبر پادشاه مرقوم قلم عنبرین رقم منشیان عطاردنشان بسلطان محمد خان بن سلطان مراد فرمانفرمای ممالک قیصری نوشته از فتوحاتی که روی نموده اعلام دادند از عواطف و الطاف شاهانه که در این سفر خیر اثر نسبت بعموم رعایا و زیردستان عراق سمت ظهور یافت آنست که تا موازی یکصد هزار تومان عراقی به شکرانۀ عطایای الهی که قرین حال خیر مآل گشته بود اکثر بقید همهساله به رعایا و عجزه تخفیف و تصدیق فرمودند:
اول وجوه چوپانبیکی است که از شمارۀ گوسفند بازیافت میشود و قریب بیست هزار تومان عراقی هرساله از آن وجه بوصول میپیوست چون از ابتدای فترت خراسان الی یومنا هذا اهل خراسان بمال و جان امداد عساکر نصرتنشان و خراسانیان و هر طبقه مهمانان کرده تعب و تشویش بسیار کشیده بودند حضرت اعلی در ازاء آن نیکوخدمتیها وجوه چوپان را بتخفیف مقرر داشته تصدق فرمودند که من بعد یک دینار بدین علت از احدی بازیافت نشود.
دیگری تخفیف دیناری پنج دینار عمل کرد حکام است که بمرور ایام در عراق معمول شده بود که اصل مال نقدی را با منافع تیولداری و داروغگی یکی را پنج از رعایا میگرفتند چون خلاف قانون قدیم و دستور العمل زمان شاه جنت مکان بازیافت نموده رسم محدث که معمول ساخته بودند منظور ندارند و آن وجه زیاده از پنجاه شصت هزار تومان میشد.
دیگری تخفیف مال و منال یکسالۀ کل اصفهان بود که قریب بیست هزار تومان میشد در ازاء خدمات عظمی و نیکوبندگیها که از اهل صفاهان بظهور آمده بود بارباب و رعایا بخشیدند و الحق عطایای بود که از کمال رأفت و رعیتپروری و نهایت شفقت و مرحمتگستری بظهور آمد امید که ذات خجسته صفات این پادشاه والاجاه و تأییدیافتۀ درگاه اله از آفات و عاهات مصون بوده پرتو انوار معدلتش بر مفارق عجزه و زیردستان تابنده و پاینده باد.
سانحۀ دیگر که در اثنای سفر روی داد کشته شدن ولی خان میرزای ولد علیقلی خان نوادۀ دورمش خان شاملو است که بین الاقران بشرف مصاهرت این دودمان امتیاز داشت بدست صالح نام جوان تبریزی که از پیشخدمتان محفل بهشت آئین بود این معنی بر عقلای روزگار پوشیده نیست که بر ذمت همت نمکپروران هر سلسله به دلایل و براهین قاطعه پاس حقوق ایادی و نعم ولینعمت یکی آنست که منتسبان آقای خود را که خواجهتاشان یکدیگرند فرزند و یار و برادر دانسته در حفظ ناموس یکدیگر کوشند هر کدام بچشم خیانت بدیگری نگرد بمذهب ارباب غیرت مستوجب زجر و عقوبت است و ولی خان میرزای مذکور از غایت جهل و عدم فطانت و شعور همانا یکدو مرتبه بصالح مذکور اظهار محبت و همزبانی خاص نموده بود در اثنای خراسان شبی که در حوالی جاجرم ولی خان میرزا در مجلس بهشت آئین در حالت کیفیت باده و عدم شعور بیرون آمده صالح از عقب او رفته بتیغ تیز و شمشیر خونریز او را از پای درآورد و همان ساعت بازگشته بعرض اشرف رسانید در عالم غیرت چون پسندیده طبع اشرف بود مورد تحسین گردید جسد او تا صبح در همان مکان افتاده برادر و ملازمانش را یارا نبود که به تدفین او پردازند صبحی ملازمانش رخصت تدفین حاصل کردند قشون و لشکر او بحسین خان میرزای برادر کوچکتر که او نیز با برادر همداماد بود شفقت شد.
سانحه دیگر آنکه در اوایل این سال جماعت اوخلو و یقه ترکمان با محمد یار خان ولد علیار خان ایمور که بعد از پدر به حکومت استرآباد منصوب شده بود در مقام غدر و خلاف