ترکستان و بلخ و بدخشان حسبالمدعاء صورت یافته امور سلطنت انتظام یابد اگر میل خراسان داشته باشند از روی اقتدار و استظهار بخراسان آمده بتسخیر و تنظیم و تنسیق آن پردازیم و الا به مقتضای وقت عمل نمائیم.
اکثر عقلا و ریش سفیدان این رأی را پسندیده داشته قرار نامه نوشتن و تهیۀ اسباب قلعهداری به خود دادند و جمعی از اهل هرات و سرخیلان قبایل که مظنۀ خلاف به ایشان بود گرفته مقید ساختند اما بعضی جهلاء و جنگجویان باین صلاحاندیشی راضی نشده گفتند حالا از پادشاه قزلباش خبری و اثری نیست و جمعی که پیش آمدهاند ده دوازده هزار کس بیش نیستند و معهذا بسیار نزدیک شدهاند در بدایت سلطنت از ده دوازده هزار قزلباش که قریب بما شدهاند خوف نموده پشت بدیشان دادن نوعی از ضعف و هزیمت است و هرگاه باین طریق به ماوراءالنهر رفته خراسان را از دست داده باشیم بدنام فرار و مورد طعن بهادران شجاعت شعار خواهیم بود و در این صورت پیداست که چه مهم از پیش خواهد رفت چون هنوز از اوضاع ماوراءالنهر و قرارداد خاطر امرای آنجا اطلاعی نداریم دست از ممالک خراسان داشتن نقد را به نسیه دادن مقتضی عقل و مردانگی نیست کمر محاربۀ این جماعت بر میان بسته مردانهوار روی همت بدفع ایشان آوریم اگر مظفر و منصور گردیم آوازۀ اقتدار خانی بلندی یافته کل مهام بر حسب مرام تمشیت خواهد یافت و اگر عیاذا بالله مهم به نوعی صورت بندد باری نزد همگنان معذور باشیم دین - محمد خان بشق ثانی راغب گردید اکثر جهلای پرخاشجوی که لذت حکومت خراسان از مذاق ایشان بیرون نمیرفت این کنگاش را ترجیح دادند و چون دین محمد خان در ایام حیات عبد الله خان و هرج و مرج خراسان به بعضی از امرای بیتدبیر قزلباش جنگ کرده غالب آمده بود محاربه قزلباش را سهل و آسان انگاشته از غروری که داشت قرار محاربه با خود داده و جمعی که حرف رفتن میگفتند درین وقت بجهت آنکه بجبن و بد ولی منسوب نگردند از آن حکایت ساکت شدند ابوالمحمدبی که مرد عاقل کاردان بود و محاربۀ او را با قزلباش صلاح نمیدانست و اوضاع او را بر وفق دلخواه مشاهده نمینمود شبی با جمعی کثیر از اوزبکیه ازو جدا شده راه فرار پیمودن گرفت و دین محمد خان از این معنی واقف شده چون مسافت بعید قطع کرده بود علاجی نتوانست کرد.
درین اثنا خبر بازگشتن قزلباش رسید که بجهت اخبار موحش که از جانب عراق به ایشان رسیده بازگشتند بالکلیه اندیشۀ قلعهداری از خاطر بیرون کرده بعزم تعاقب از باغچۀ خواجه نور کوچ کرده پیشتر آمدند به محاربۀ قزلباش دلیرتر شد تا آنکه میانۀ او و حضرت اعلی شاهی در رباط پریان هرات مقابله واقع شد شرح آن مفصلا در طی داستان فتح خراسان و تضییع احوال دین محمد خان و باقی حالات ماوراءالنهر بعد از تحریر آن داستان رقمزدۀ کلک بیان خواهد شد انشاءالله تعالی وحده العزیز.
آغاز داستان فتح خراسان و بیان حالات که در خلال این احوال به ارادۀ ملک متعال روی نمود
قبل از این نگاشتۀ کلک نکتهپرداز شد که درین سال حضرت اعلی شاهی ظل اللهی را یورش خراسان در ضمیر الهامپذیر تصمیم یافت در تهیۀ اسباب آن سفر بودند که خبر فوت عبد الله خان اوزبک رسیده آن اراده در خاطر خطیر ازدیاد پذیرفته بعزم درست و طالع میمون در سیم شهر رمضان المبارک ست و الف که ساعت سعد بود از دار السلطنۀ اصفهان بیرون فرموده چند روز در کاشان بجهت تنخواه مواجب عساکر منصوره و انجام مهمات و ضروریات آن سفر توقف فرموده اردوی معلی را مقرر فرمودند که از راه خوار و فیروز کوه بچمن بسطام رفته توقف نماید و چون خاطر خطیر بسیر و شکار مازندران بهشتنشان که ملک موروث حضرت اعلی شاهی است مایل بود تا آن ملک به حیطۀ تصرف درآمده بود ندیده بودند در این ولایت که فرهاد خان در آنجا بود بنفس نفیس جریده و سبای از راه سیاه کوه روانۀ مازندران شدند که تا جمعیت سپاه چند روزی در آن عرصۀ دلگشا عشرتپیرا بوده بعد از فراغ از سیر و شکار از آن راه ببسطام آیند و احکام مطاعه باحضار امراء و قلمرو عساکر همایون فرستاده مقرر داشتند که قورچیباشی با قورچیان