به پایۀ سریر اعلی فرستاده چون حضرت اعلی نمیخواستند که سید مبارک را از این دولت مأیوس گردانند و اعمال سابق او را بعفو و اغماض مقرون گردانیده بودند به مهدی قلی خان احکام مطاعه فرستادند که با سید مبارک من بعد سلوک مستحسن کرده اصلا دست درازی به الکاء مملکت او نکند و مطلقا با عشایر و قبایل اعراب متعلقه به او کاری نداشته باشد.
اما نائرۀ غضب قیامت لهب دربارۀ مفسدان افشار اشتعال یافته حکومت کوهگیلویه را علاوه مهمات فارس گردانیده باللّهویردی خان مفوض گردانیدند و تنبیه و تأدیب متمردان افشار و قلع و قمع بیدولتان آن طبقه بحسن اهتمام او منوط فرمودند و خان مشار الیه بدان ولایت رفته جمعی کثیر از مفسدان افشار سیما اراشلو و کندرلو که خمیرمایۀ فساد بودند بقتل رسانیده خرمن عمر بسیاری از قبایل سرکش خانکی و جوانکی و بندانی و غیره الوار که همیشه در آن ولایت آتش فتنه و فساد میافروختند بباد داده بر سایر الناس تحمیلات نمود بیدولتان بدبخت و سرکشان افشار و الوار آن چنان گوشمالی یافتند که بعد از آن خیال فساد پیرامون خاطر ایشان نگشت و مهمات آن ولایت را حسب الادعا انجام داده از غلامان خاصه شریفه حاکم در کوهگیلویه تعیین نموده مراجعت کرد و حقایق حالات به پایۀ سریر اعلی عرض کرده خدمات او درجۀ استحسان یافت و مشمول نوازش و التفات شاهانه گردید.
ذکر آمدن جنود اوزبکیه از خراسان بتاخت دار العبادۀ یزد و محاربه نمودن علیقلی خان شاملو و جماعت قزلباشیه و مغلوب شدن اوزبکیه بتوفیق پروردگار جهان
درین سال جمعی از جنود اوزبکیه پای از دایرۀ اعتدال بیرون نهاده به ارادۀ تاخت و غارت دار العبادۀ یزد از راه طبس و رباطات مفازه و جندق آمدند علیقلی خان شاملو قورچی ترکش حاکم یزد بود و محراب خان قاجار حاکم طبس کس نزد او فرستاده او را از آمدن جنود اوزبکیه آگاه گردانید و او شهر را مضبوط کرده خود با چهارصد پانصد نفری از جنود قزلباش و تفنگچیان آن حدود که فراهم آورده بود بعزم جنگ استقبال اوزبکیه نمود جنود اوزبک از راه دیگر آمده بحوالی شهر رسیدند.
علیقلی خان که هشت فرسخ راه طی نموده بود بازگشته بحوالی شهر که رسید روز دیگر طلیعۀ سپاه مخالف که قریب یکهزار و دویست نفر بهادر بودند و سپاهی ایشان دو سه هزار میشد نمایان شده بظاهر شهر رسیدند و در کمال قدرت و اقتدار در حوالی شهر فرودآمدند و بهر جا دست ایشان رسید نهب و غارت نموده آنچه در هرجا بنظر ایشان درآمد رقم تملک و تصرف بر آن کشیده اموال بینهایت جمع آوردند.
علیقلی خان در اول حال حسب الصلاح یزدیان سالک طریق حزم و احتیاط گشته به محافظت شهر و قلعه و دروازه پرداخت و اهالی یزد بجهة بسیاری اوزبک تجویز جنگ نمیکردند اما خان مشار الیه با آنکه از کیفیت احوال و کمیت لشکر خسران مآل اطلاع یافته بود تکیه بر اقبال بیزوال شاهی کرده با فوجی قلیل از غازیان شاملو و تفنگچیان و غیر ذلک که حاضر بودند پای به معرکه مردانگی نهاده طرح جنگ انداخت دلاوران جنود قزلباش و تفنگچیان و غیر ذلک مردانه به محاربه اعدا شتافتند چون اوزبکیه را غرض از این آمدن تاخت و غارت اموال بود خواستند که بازگشته اموالی که فراهم آوردهاند بیرون برند علیقلی خان با غازیان شاملو جلوریز بر سر ایشان تاخته فیما بین جنگ در پیوست و غازیان شاملو بحملات دلیرانه سلک جمعیت ایشان را از هم فروریخته تا موازی سیصد نفر قتیل و جمعی دستگیر شدند بقیة السیف اوزبکیه شکسته و پریشان حال روی بوادی فرار آوردند و قطع نظر از اموال کرده سلامتی را غنیمت شمردند و علیقلی خان بفتح و ظفر اختصاص یافته غازیان شاملو چند فرسخ اوزبکیه را تعاقب کرده جمعی را با اموال بدست آورده مظفر و منصور بازگشتند محراب خان از طبس با فوجی از جوانان کار آمدنی از عقب ایشان به دار العباده میآمد در رباط خرانق بجنود اوزبک که بازگشته بودند رسیده جنگ در پیوستند در این مرتبه نیز شکست فاحش بحال آن جماعت راه یافته جمعی کثیر بقتل درآمده بقیة السیف پراکنده گشته سر به کوه و بیابان بیآب نهادند مولانا فخر -