پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۳۲۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بیچارگی زده بهمین قدر راضی شد که بجان ایمن بوده در گوشۀ انزوا به دعاگوئی مشغول باشد فرهاد خان این شیوه را که مقتضی عقل بود ازو پسندیده داشته متعهد آن شد که در خدمت اشرف استدعای عفو زلات و تقصیرات او که از کوتاه‌خردی و نادانی و اغوای یعقوب خان بظهور آمده نماید بالجمله قلعه بتصرف اولیاء قاهره درآمد فرهاد خان ولی خان و اسماعیل خان را در کرمان گذاشت و مهمات آن ولایت را بر وجه دلخواه ساخته و پرداخته بجانب شیراز مراجعت نمود و در وقتی که بندگان حضرت اعلی مهمات فارس را انتظام داده از راه یزد عازم اصفهان بودند رسیده در بیرون شهر شرف پای‌بوس دریافت و یوسف خان را با تیغ و کفن بدرگاه والا آورده استدعای جان‌بخشی نمود چون یوسف خان تکیه بر مروت شاهانه نموده اداهای نامعقول از خاطر بیرون کرده شمشیر در گردن آویخته آمده بود عفو شاهانه شامل حال او گشته بجان امان یافت اما یولی بیک در آن‌روز بجهة آنکه در کرمان با

کشته شدن یولی بیک

فرهاد خان در مقام غدر برآمده بود و اراده داشته که به همراهی یوسف خان دیگرباره سر بعصیان و طغیان درآورد و یکی از اهل مواضعه فرهاد خان را از آن حال خبر داده بود بدست ملازمان او بقتل رسید و در همان ایام ملازمان مهدی قلی خان چاوشلو که همراه شاهزادۀ نامدار سلطان حیدر - میرزا به ایلچی‌گری روم رفته بود آمده خبر رسانید که فرمانفرمای روم مقدم شاهزادۀ نامدار را گرامی داشته معامله صلح بر وجه دلخواه انعقاد پذیرفت و مهدی قلی خان رخصت انصراف یافته عن‌قریب با نامۀ محبت آئین می‌رسد چون این معنی موجب ترفیه احوال کافۀ خلایق و عباد اللّه بود باعث ازدیاد دولت قاهره گردید.

بالجمله بعد از آمدن فرهاد خان بندگان حضرت اعلی اردوی همایون را از شیراز روانه اصفهان نموده خود بتبریز تشریف بردند فرهاد خان در رکاب مقدس همایون بیرون رفت و چون آن خطه دلپذیر از تشریف قدوم همایون زیب و زینت یافت باغ گلشن که مقام و مسکن شاه خلیل اللّه ولد میر میران بود آرامگاه خسرو دین گردید شاه خلیل الله بلوازم خدمت و میزبانی پرداخته خدمات لایقه بجای آوردند و در آنجا جناب آصف صفات حاتم بیک وزیر سابق ولی خان را بازار خدمتی که در این ولا در کرمان بتقدیم رسانیده بود شفقت شاهانه فرموده بمنصب رفیع القدر استیفای ممالک محروسه سربلند گردانیدند و چند روز در آن خطه دلگشا بعیش و عشرت و کامروائی ساکنان آن ملک مشغولی فرموده مرهم جراحات دلخستگان گشتند و مطالب و مدعیاتی که رعایا و عجزه داشتند بعز انجاح مقرون گردانیده عنان عزیمت بصوب دار السلطنۀ اصفهان معطوف داشتند و دیگرباره دولتخانه مبارکه نقش جهان محل نزول شهریار گیتی‌ستان گردیده و تا یک ماه در صفاهان جنت‌نشان بانجاح مطالب زیردستان پرداختند از سوانح اقبال که در آن اوقات به منصه ظهور رسید آن بود که چون احمد بیک کرامپا کوتوال قلعۀ طبرک در ایام غیبت همایون آذوقه و ما یحتاج بسیار بقلعه کشیده اسباب قلعه‌داری بروجه لایق سرانجام نموده بود و شاهزادگان در آن قلعه بودند احمدبیک مورد طعن بدگویان گشته او را به اداهای دور از کار متهم ساختند و بندگان حضرت اعلی هر چند می‌دانستند که این حکایات فروغی از صدق ندارد اما رعایت طریق حزم و احتیاط لازم بود اهالی اصفهان

امر بتخریب قلعه طبرک

چون قلعۀ مذکور را موجب شورش مملکت و اختلال احوال رعیت می‌دانستند در تخریب آن مبالغه می‌نمودند نواب اشرف رضای اهالی اصفهان جسته به ویرانی آن راسخ گشتند اما در باب شاهزاده‌ها و محل توطن ایشان متردد بودند و عموم دولت‌خواهان عدم ایشان را که رایحۀ فرمانروائی در دماغ داشتند بر وجود راجح دانسته مبالغه در تضییع ایشان می‌نمودند و حضرت اعلی رعایت صلۀ رحم فرموده رضا به افناء و اعدام ایشان نمی‌فرمودند بالاخره به مصلحت جمهور و رفع افساد مفسدان نزدیک و دو دیدۀ جهان‌بینشان را که چراغ فتن و فتور بود از دیدن عاری و عاطل کردند و ایشان