پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۲۸۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

قزلباش از اطراف و جوانب در کمال شوق و شعف به پایۀ سریر سلطنت مصیر رسیده ادراک ملازمت اشرف نموده از فر طلعت جهان‌آرا روشنائی دیده بینائی حاصل می‌نمودند.

در خلال این حال که ایام سور و سرور معنوی روزگار بود عروسی صوری نیز به میان آمده نواب کامیاب اشرف را تکلیف دامادی کردند و از شاهزادگان و بنات مکرمه این دودمان صفت نشان صبیۀ سلطان مصطفی میرزا که در حجلۀ تربیت جدۀ محترمه‌اش نشو و نما یافته تا غایت به حبالۀ احدی درنیامده بود و صبیۀ سلطان حسین میرزا ابن بهرام میرزا را که در حبالۀ نواب غفران مآب شاهزاده مغفور سلطان حمزه میرزا بود لایق تزویج و مناسب پرستاری ذات مبارک اشرف دانسته بعد از استجازه از آن حضرت علماء عظام و فقهاء کرام در بهترین ساعتی آن دو زهرۀ زهرای آسمان سلطنت را با مشتری اوج سعادت عقد کردند و در باغ سعادت‌آباد و میدان اسب شاه جنت مکان جشن ملوکانه و مجلس پادشاهانه آراسته سه شبانه روز عروسی کرده ابواب عیش و طرب بر روی خلایق گشوده وضیع و شریف و خواص و عوام به مسرت و شادکامی گذرانیدند و در شب سیم حریم حرم‌سرای مقدس بوجود شریفۀ آن دو پرده‌نشین سرادق صفوت آرایش پذیرفته بدین نسبت والاسعادت امتیاز یافتند و بعد از فراغ از لوازم جشن و سرور هریک از امراء عالیقدر را بمناصب مناسب و تیولات ارجمند اختصاص بخشیده منصب قورچی‌باشیگری بیوسف خان قرار گرفت و مهرداری بعلی قلی سلطان ذو القدر مفوض شد و ایالت شیراز به مهدی قلی خان تعلق گرفت و کور قورخمس ولد ولوبوداق منصب خلفائی یافت.

اما در باب وزارت دیوان اعلی که بمیرزا عبد اللّه ولد میرزا سلمان وعده نموده رقم فرستاده بودند به ملاحظه خاطر میرزا شاه ولی ولد میرزا احمد که وزیر مرشد قلی خان بود و پدرش در قلعه تربت بقتل آمده حق خدمت در این دولت داشت تغافل ورزیده خدمت وزارت از میرزا شاه ولی متمشی می‌شد و ولایت دلگشای اصفهان که بین الجمهور بنصف جهان اشتهار دارد و اکثر املاک خاصه شاه جنت مکان و خاص آن حضرت بود و در زمان نواب سکندر شأن بشاهزاده مغفور سلطان حمزه میرزا و بعد ازو به ابو طالب میرزا تعلق داشت مرشد قلی خان به خود متعلق و مخصوص ساخت و این اول بی‌ادبی و خطائی بود که در عراق ازو در وجود آمد و الکاء قم بسلیمان خلیفه ترکمان تعلق گرفته قورخمس خان شاملو به حکومت همدان منسوب گشت و سایر ممالک به نوعی که رأی مرشد قلی خان اقتضاء کرد به امراء عظام تقسیم یافت و از هریک فراخور الکا و ایل و اویماقی که داشتند در باب لشکر و قشون سند گرفت که در سفر خراسان حاضر سازند و قرار یافت که در اول بهار موکب جهانگشای شاهی بجانب خراسان در حرکت آمده با لشکرهای عراق و خراسان بدفع عبد اللّه خان پرداخته محصوران دار السلطنه هرات را از مضیق محاصره خلاصی دهند

ذکر باقی حالات و واقعات سنۀ تنگوزئیل سال اول جلوس سعادت مأنوس همایون اعلی و بیان فتنه که در درگاه معلی میانۀ امرا وقوع یافته جمعی از امراء بقتل آمدند

چون حضرت اعلی شاهی ظل اللهی از اوان طفولیت در دار السلطنۀ هرات نزد علی‌قلی خان لله و طایفه شاملو نشو و نما یافته بالطبع خواهان ایشان بود و بعد از آنکه میانۀ او و مرشد قلی خان چنانکه در صحیفۀ اول رقم نگارش یافته نزاع واقع شده مهم به محاربه انجامید و آن حضرت بدست مرشد قلی خان درآمده بمشهد مقدس تشریف آوردند لله‌گی مرشد قلی خان و در میانه استاجلو بودن مکروه خاطر شریفش بود اما بجهة صلاح دولت رضا بآن داده بود در این وقت که بر تخت فیروز بخت موروثی جلوس نمود و مرشد قلی خان پایه قدر و منزلت بایوان کیوان رسانیده شوکت و اقتدارش ازدیاد پذیرفت امراء عظام خصوصا پیر غیب خان استاجلو و برادران که از مشهد مقدس معلی آمده از ته کار خبر داشتند و اکراه خاطر اشرف را در شوکت و اقتدارش بیش از پیش مرشد