و شطری از حالات اجداد کرام عالیمقام حضرت اعلی شاهی ظل اللهی را که شهریاران عالم معنیاند و قضایای زمان ولادت با سعادتش با خلاصه احوال خیر مآل بر سبیل اجمال این سال که تنگوزئیل مطابق نهصد و نود و شش هجریست در مجلد اول بیعبارات منشیانه و استعارات مترسلانه بطریق رموز بیتکلفانه تسوید نموده باتمام رسانید که همچنانچه در صحیفۀ اول اشارتی بر آن رفته اگر از عمر امان یابد و فرصتی بدست افتد مسوده مذکور را که رموزی از حکایاتست بعبارات شریفه و استعارات لطیفه در رشته تحریر کشیده ببیاض برد و زواید را که در وقت کتابت بیاختیار بر زبان قلم جریان یافته و ضروری فن تاریخ نیست انداخته نسخه بنظم و نثر پرداخته آید که مقبول طبع بالغ نظران صاحب طبیعت و مستعدان عالیفطرت گردد اکنون بنا بر وعده سابقه اراده چنانست که درین صحیفه یک قرن سعادت اقتران از قضایای زمان سلطنت ایران آن حضرت که فی الحقیقة آغاز دولت و سال اول تمکن بر اورنک خلافت است سال به سال مرقوم قلم وقایعنگار گرداند و با خود اندیشید که اگر بروش اهل تاریخ سنه هجری را که مبدأ آن بعرف عرب اول ماه محرم است منظور دارد اکثر اهل عجم نمیفهمند زیرا که در میانۀ اتراک و اهل عجم مبدأ سال نوروز سلطانیست که اول بهار عالم آراست و تا انقضای چهار فصل که نوروز دیگر میشود یک سال است و ماه محرم در عرض سال ترکی واقع میشود و تواریخ که ارباب استعداد بجهة وقایع عظیمه روزگار در رشته بلاغت انتظام میدهند با سال ترکی مختلف است بعضی موافق سنه سابق هجری و بعضی مطابق سنه لاحق است یعنی یکی کم است یا زیاد چون ذره حقیر ملتزمست که این نسخۀ عالمآرا از غوامض و مشکلات بری و عاری بوده عام فهم و خاصپسند باشد نظر از آن اختلاف پوشیده به سال ترکی که عامفهمتر است قرار داد که هم مستخبران احوال را دانشافزا باشد و هم بر سالکان مسالک جهانداری روشن گردد که در عهد خلافت این یگانه دوران در هر سال چگونه قضایا روی داده بتوفیق حضرت ذوالجلال و حسن سعی این شهریار بیهمال به نیروی اقبال در هر سنه چه مقدار ترقی در امور دین و دولت واقع شده اگر چه در دو سه سال اوایل دولت ظفر مآل چون هنوز اختر بخت ایرانیان در حضیض و بال بود بعضی مکروهات که در لوحۀ قضا مثبت شده بود بحیز ظهور آمد اما بتوفیق الله زمان ادبار زود سپری شده زمانه ابواب سعادت و اقبال بر روی اولیای دولت بیزوال گشاد و به میمنت بخت همایون و نیروی همت والا رفع مکاره گردیده ریاض مملکت از رشحات سحاب لطف الهی و حسن اعتنا و اهتمام پادشاهی خرمی تازه یافت و فیالواقع بیشایبۀ تکلف و سخنپردازی اگر بدیدۀ بصیرت مشاهده شود کردار خجسته آثار این تأییدیافتۀ حضرت آفریدگار عمت آلاؤه کارنامۀ سلاطین جهان و دستور العمل پادشاهان جلی الشأن است.
اکنون بر سر سخن رفته به نوعی که خامۀ وقایعنگار قبل از این بتحریر آن پرداخت مرشد - قلی خان خاطر از امراء عراق جمع نموده من حیث الاستقلال تکیه بر مسند وکالت زده قطع و فصل مهمات دیوان پیش گرفت و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی بجهة استحکام قواعد قصر سلطنت و صلاح دولت دست تکفل او را در انتظام امور جهانداری قوی و مطلق داشته روز بروز عظمت و اقتدارش میافزود در اوایل حال در دولتخانه مبارکه بسربرده صبح و شام امراء و وزراء و ارکان دولت در دولتخانه همایون نزد او حاضر گشته کلی و جزوی مهام دیوانی برای و صلاح او فیصل مییافت بعد از چند روز از دولتخانه بیرون رفته در منازل مرحومۀ پریخان خانم صبیه شاه جنت مکان که در جنب دولتخانه بود نشیمن ساخت و از امراء اطراف ولی خان افشار از کرمان و یوسف خان ولد قلی بیک قورچیباشی افشار از ابرقوه و مهدی قلی خان ذو القدر و میرزا عبد الله ولد میرزا سلمان از شیراز و علیقلی سلطان نواده شاه قلی خلیفه ذو القدر مهردار از قم و امیر حمزه خان طالش از آستارا و محمد خان ترکمان از حدود اردبیل به پایۀ سریر سلطنت مصیر رسیده بشرف پایبوس مشرف شدند و همهروزه اعیان طوایف