پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۲۸

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

تبریز از مقدم شریف فرمانفرمای ایران عطر بیز گردید از جانب شیروان خبر رسید که شیخشاه بار دیگر در آن ولایت رایت سروری افراخته و در ادای باج و خراج تعلل می‌نماید آتش غضب قیامت لهب زبانه کشیده در شدت زمستان و سورت سرما عنان عزیمت بصوب شیروان معطوف ساختند و در جواد بترتیب جسر پرداختند و به‌سلامت عبور فرمودند شیروان شاه تاب توقف نیاورده بجانب قلعه بیغرد گریخت رایات جلال به فیروزی و اقبال بشیروان در آمده ایالت آن ولایت بلله بیک تفویض یافته او در بلدۀ شماخی رحل اقامت انداخته مستحفظان قلاع بادکوبه و شابران بقدم اطاعت و انقیاد پیش آمده مفاتیح دروب تسلیم نمودند مردم در بند به متانت قلعه و رفعت خاکریز اعتماد نموده روزی چند دست‌وپائی زدند اما عاقبت دست در دامن استیمان زده مراسم متابعت بتقدیم رسانیدند و خاقان سلیمان شأن در همان زمستان از شیروان بیرون آمده بقراباغ تشریف آورده در اول بهار بجانب سلطانیه در حرکت آمده به تهیه اسباب یورش خراسان پرداختند.

آغاز داستان فتح خراسان

بلبل نوایان گلشن روایات و قصه‌پردازان انجمن حکایات اخبار بدایع آثار فتح خراسان را که به شعشۀ تیغ آتشبار خاقان سلیمان سمت وقوع پذیرفت بدین عنوان ایراد نموده‌اند که چون طنطنۀ کوس رعد آوای خسرو کشورگشا در عرصۀ جهان بلندآوازه گشت سلاطین آفاق از رعب جهانگیری آن شهریار باستحقاق آن حضرت در مقام خلت و وفاق در آمده طریق موافقت و مصادقت بارسال تحف و هدایا و رسل و رسائل می‌پیمودند خاقان منصور ابو الغازی سلطان حسین میرزای بایقرا که در ممالک خراسان و مرو شاهیجان و خوارزم و طخارستان و زابلستان و قندهار تا حدود کابل و بدخشان فرمانروا بود و چندین سال زمان دولتش امتداد یافته فرزندان رشید کامکارش از پسر و پسرزاده بسیار بودند به دلالت عقل دوراندیش با آن حضرت در مقام صداقت و خصوصیت درآمده همواره اظهار محبت و دوستی می‌نمودند خاقان سلیمان شأن نیز با آن پادشاه والاجاه طریقۀ پدر فرزندی مسلوک داشته احترام سلسله تیموریه و ارتباط سابق و لاحق واجبی بجای آوردند و در آغاز کشورگشائی متعرض ممالکی که در حوزۀ تصرف آن شاه مؤید منصور بود نشدند و همواره بین الجانبین ابواب مراسله و آمد و شد مفتوح بود بعد از فوت آن پادشاه عالیجاه که از بی‌اتفاقی فرزندان و دعوی استقلال دو سه نفر از ایشان خصوصا بدیع الزمان میرزا و مظفر حسین میرزا و کپک میرزا چنانچه در حبیب السیر مسطور است اختلال باحوال آن سلسله راه یافت و محمد خان شیبانی و بوداق سلطان بن ابو الخیر خان بن دولت شیخ اغلی از نژاد شیبان بن جوجی بن چنگیز خان اوزبک که از مرتبۀ نوکری سلطان احمد میرزای بن سلطان ابو سعید گورکان والی خطۀ ماوراءالنهر بود برتبۀ والای سلطنت ترقی کرده در این ممالک پادشاه نافذ فرمان شده بود شمۀ از اختلال احوال و عدم اتفاق شاهزادگان سلسلۀ تیموری شنیده طمع در ملک خراسان کرد و کمر همت باستیصال اولاد خاقان منصور بست و در شهور سنۀ ثلاث عشر و تسعمائة لشکر بخراسان کشیده با آن شاهزادگان بی‌تدبیر محاربات نموده بر ایشان ظفر یافت و بقطع رشته حیاتشان پرداخت مجملا دود از دودمان بایقرائی چنانچه در تواریخ مبسوطه مسطور است بر آورده مملکت ایشان به حیطۀ ضبط و تصرف اوزبکیه درآمد و محمد خان شیبانی که بین الجمهور به شاهی بیک خان مشهور است از اقصای ترکستان تا حدود عراق در حوزۀ تسخیر کشیده الویۀ دولت و رایات عظمت و اقتدارش سر به عیوق افراشته بخار نخوت و غرور به مثابه به کاخ دماغش متصاعد گشت که هیچ پادشاه ذی شوکت صاحب اقتداری را بنظر درنمی‌آورد و با خدام آستان فلک آشیان شاهی در مقام خلاف درآمده در سالی که رایت کشورگشا مرتبۀ ثانی بجانب شیروان توجه نموده بود جمعی از لشکریان را از راه بیابان بر سر کرمان فرستاده انواع خرابی و قتل و غارت از ایشان در آن ولایت وقوع یافته بود و مع‌ذلک خاقان سلیمان شان دو سه مرتبه رسولان سخن‌دان سیما شیخ‌زاده لاهیجی را که از مشاهیر مستعدان روزگار بود برسالت فرستاده بترک فتنه و ستیز دلالت نمودند او از بخت‌برگشتگی در جواب سخنان خشونت‌آمیز نوشته لافهای گزاف زد و اظهار نموده بود که گزاردن حج اسلام در دل رسوخ دارد آیا وعدۀ ملاقات در کدام محل خواهد بود خاقان سلیمان شأن نیز جواب مکتوب بر نهج مرغوب نوشته فرستادند که ما را نیز طواف مرقد منور حضرت امام الجن و الانس در دل رسوخ