پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۲۷۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

زیب و زینت یافته و منشور این موهبت عظمی باسم سامی آن سلطان سلاطین‌نشان توشیح و تزیین پذیرفته بعد از آنکه آن نزهت‌آباد ارم‌نهاد که ممدوح جمهور صاحب‌خردان عالم تمییز است از خشک سال حوادث زمان پژمردگی یافته گلشن احوال ساکنان آن دیار از سموم هموم بی‌طراوت شده بود از ابتسام صبح اقبال و انتسام نسیم عنایت ذوالجلال و زلال کوثر مثال بهترین جاه و جلال آن حضرت طراوت تازه و نکهت بی‌اندازه یافته نضارت و خرمی از سر گرفت و همچنانچه در صحیفۀ اول نگاشتۀ کلک بیان گردید مقر سلطنت روز افزون و مستقر خلافت ابد مقرون را بورود موکب مسعود رشک دار الخلود گردانیده اعادی مخذول العاقبه که خس و خار گلشن همیشه بهار دولت ابد پیوند آن حضرت بودند از نایره قهر قهرمان زمان سوخته راه عدم گرفتند و آن حضرت بعنایت واهب منان و تفویض والد عالی شأن بی‌مانع و منازعی بر مسند فرمانروائی ایران و تخت فیروز - بخت آبا و اجداد عالی‌مکان تکیه زده جمیع طوایف قزلباش که سرگردانان بادیۀ حیرت و بی‌سرانجامی بودند وجود گرامی آن حضرت را گزین هدیۀ از هدایای آسمانی و بهین عطیۀ از عطایای یزدانی دانسته از میمنت قدوم فرخنده لزومش آثار بشاشت و خرمی بظهور آورده غلغله بشارت و مبارکباد از خاکیان به ملکوتیان افتاد فراز منابر و وجوه دنانیر باسم و لقب همایونش آرایش یافته صیت سلطنت و پادشاهی و آوازه خلافت و شاهنشاهی آن برگزیده الهی در اقطار آفاق اشتهار یافت خلایق از اطراف و جوانب روی ارادت بدرگاه کیوان اشتباهش آورده پیشکش و نثار ایثار می‌نمودند و زبان حال کافۀ انام بدین مقال گویا بود:

شعر شها ملک و دولت بکام تو باد فلک پیرو و بخت رام تو باد مبارک بود بر تو تاج شهان که بر تست زیبنده تخت کیان بر آرای اورنک فرماندهی که هستی سزاوار شاهنشهی بود از عنایات پروردگار قضا با تو رام و قدر با تو یار بعمر طبیعی رسد سال تو بود گیتی افروز اقبال تو بمانی بفرخندگی و جلال بر اورنگ شاهی صد و بیست سال تاریخ جلوس میمنت مأنوس آن حضرت را مستعدان عراق «ظل الله» یافته‌اند و بدین طریق در رشتۀ نظم کشیده شده:

تاریخ کرد بر مسند شهنشاهی چون جلوس آن شه همایون گاه بود چون سایۀ خدای جهان سایه انداخت بر عباد الله سال تاریخ دل طلب می‌کرد هاتفی بانک زد که «ظل الله» و اسم شریفش «عباس بهادر خان» نیز تاریخ جلوس همایون و از الهامات غیبی و رموز و اشارات لاریبی است.

تاریخ بر مسند خاقانی زد تکیه شه ایران تاریخ جلوسش شد «عباس بهادر خان» امید که زمان دولت سعادت پیوندش بظهور حضرت صاحب الامر متصل بوده انوار معدلتش بر بسیط عرصۀ گیتی گسترده باد و قواعد قصر خلافتش از اختلال حوادث دوران مصون بوده بهار دولتش را آفت خزانی مرساد و سالکان مسالک اخلاص و دولت‌خواهان عتبه علیه گردون مناص که ابا عن جد حلقه ارادت و نیکوبندگی این آستان رفیع بنیان بر گوش و غاشیۀ عقیدت و خدمتگزاری بر دوش جان دارند بتخصیص صاحب سعادتی که در خدمت این خدیو زمان بمنصب والای وزارت دیوان معزز و سربلند و این دیباچۀ اقبال بنام نامی آن سعادتمند موشح و مزین و صدر صحیفه اول باوصاف کمالش معنون است از نهال برومند حدیقۀ رأفت و امتنان و شجره سعادت ثمره ریاض معدلت و احسان آن سلطان سلاطین‌نشان بهره‌مند بوده بیمن توجهات خاطر آفتاب اشراق آن خسرو آفاق کامیاب عزت و عافیت باشند بحق الحق و اهله.

اما بعد راقم این مقالات و محرر این حالات که در زمره کمترین غلامان باخلاص این دولت ابد پیوند معدود است بتوفیق و یاری حضرت باری عز اسمه شرح وقایع ایران و ظهور دولت این خاندان ولایت‌نشان