بجانب قزلباش بازگشته کلابی خان به تبلیس نزد شرف خان کرد داماد امیر خان رفت مآل حال هریک از ایشان در زمان فرخندهنشان حضرت اعلی رقمزدۀ کلک بیان خواهد شد.
طایفۀ تکلو در صحرای ابهر پراکنده شده خلیل بیک للۀ ابو طالب میرزا و اکثر معارف تکلو بقتل رسیده بقیۀ لشکر رو بجانب همدان آوردند و جمع کثیر از آن طبقه بطرف بغداد رفتند مسیب خان شرف الدین اغلی را مرشد قلی بیک برادر اسماعیل قلی خان گرفته آورد و اکثر هزیمتیان را رعایای مواضع و محال پیاده و برهنه و عریان کردند بحالی که کس مبیناد و ایشان حیات را غنیمت شمرده عریان و برهنهپای راه نجات و خلاص پیش گرفتند و جمیع اموال و اسباب و یراق ترکمانان و تکلو که بر شتران کوه پیکر بار شده در نیم فرسخی معرکه ایستاده بود عرضه نهب و تاراج غازیان شد شاه قوام الدین حسین اصفهانی که وزیر و اعتماد الدولة شده بود در معرکه بقتل رسید قاتل معلوم نشد محمد خان را متجنده به میان گرفته زبان طعن و لعن برو گشودند و قریب بصد نفر از اواسط الناس تیغ و سنان بقصد قتل او تیز کرده بودند نواب جهانبانی به سروقت او رسیده طاغیان را بطعن سنان ازو دور کرده بنظر عفو و اغماض درو نگریست و او را به معتمدان سپردند که بهسلامت به اردو رسانند.
مجملا بعد از ظهور فتح و فیروزی نواب جهانبانی خواجه آقا شاه ابهری که مشرف خزانۀ نواب عالی بود به اردو فرستادند که مشتلق فتح و فیروزی بنواب بلقیس مکانی علیۀ عالیه عمۀ محترمه نواب جهانبانی و سایر مخدرات استار سلطنت رساند مشارالیه در حالتی که اخبار موحش به اردو رسیده مخدرات سرادق سلطنت مشوش خاطر و مضطرب الاحوال بودند رسیده مژدۀ فتح و بشارت فیروزی داد و در اردوی عالی نقارههای شادمانی به نوازش درآمد و نواب جهانبانی بمراسم شکرگزاری الطاف الهی قیام نموده در کمال شوکت و کامرانی و نصرت یزدانی رو باردوی عالی آوردند و از آسمان و زمین غلغله مبارکباد فتح و آواز تحسین و آفرین بگوش ساکنان کرۀ خاک و مقیمان سرادق افلاک میرسید و درین قضیه عظمی نواب جهانبانی بجز لطف ایزدی و عنایت پروردگار منتپذیر هیچکس از امراء و عساکر ظفر شعار یار و مددکار نبودند.
چون به دولتخانۀ عالی نزول فرمودند بحرم تشریف برده مخدرات دودمان قدسنشان از سلامتی ذات اقدس و فتح و فیروزی بلوازم شکرگزاری قیام نموده مسرور و خوشحال گشتند چون دو شبانه روز بود که خواب نکرده بودند لحظۀ استراحت فرمودند و آخر روز مجلس عیش و عشرت آراسته سرهای مخالفان را در برابر بارگاه چیده نظارگی نظارگیان عالم عبرت بودند.
در همان شب شاهویردی بیک یساول صحبت بایبردلو را جهت تبلیغ این بشارت بدارالسلطنۀ تبریز و خدمت نواب سکندر شأن فرستادند روز دیگر مجلسی در کمال مهابت و عظمت آراسته بر صندلی مرصع آرام گرفته امراء و خوانین عالی شأن خصوصا علیقلی خان و اسماعیل قلی خان و پیر غیب خان و اسلمس خان بر یمین و یسار قرار گرفته دلاوران نصرت شعار و هواخواهان جلادت آثار سرها و افسرها و گرفتاران را یکیک بنظر انور میرسانند.
اول برادر طفل بیگناه طهماسب میرزا را در آغوش مهربانی کشیده در پهلوی خود جای دادند محمد خان و مسیب خان حسب الامر عالی دستها گشوده در مجلس جای دادند که بنشینند و رقم عفو اغماض بر زلات اکثر کشید.
اما جمعی که تمول داشتند به محصلان سپرده مورد مصادره و مؤاخذه ساختند و بعضی را اطلاق فرموده در مقام انتقام درنیامدند محمد خان را به علیقلی خان و مسیب خان را به اسماعیل قلی خان سپردند که بطریق مهمان معزز و محترم نگاه دارند ایشان غریق بحر خجالت گشته از کردهها نادم و پشیمان در منازل امراء عالی شأن معزز و گرامی بسر میبردند و علی قلی خان پدر فرزندانه با محمد خان سلوک مینمودند و بیلمسبیک آسان اغلی ایناللو را بجهت آنکه از اویماق شاملو است داخل لشکر مخالف شده بود و کچل مصطفی افشار را بجهت آنکه ترک منصب قورچیباشیگری نواب جهانبانی نموده به میان آن جماعت گریخته مورد قهر و سیاست گردانیده در چرم گاو کشیدند و چند روز در چرم گاو بودند چون به سرحد هلاکت نزدیک شدند بیلمسبیک به شفاعت اسماعیل قلی خان شاملو و کچل مصطفی به درخواست علیقلی خان خلاص شدند.
بعد از این فتح نامدار که طراز فتوحات سلاطین کامکار تواند بود عنان عزیمت بصوب مقر دولت و مستقر خلافت منعطف ساخته در ساعت میمون دولتخانۀ همایون از فر قدوم شاهزادۀ عالمیان رشک باغ جنان گردید و جمعی را که درین معرکه مردانگی کرده از ایشان