پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۲۰۸

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

ذکر توجه موکب همایون بجانب دار السلطنۀ هرات و بیان محاربۀ لشکر عراق و خراسان و غوریان و انهزام لشکر خراسان بتقدیر خالق کن فکان

در هنگامی که اردوی معلی از قلعه کوچ کرده در توجه جانب هرات و مشهد مقدس متردد بودند خواجه عبد المؤمن هروی که از اقوام خواجه اختیار منشی بود از دار السلطنۀ هرات رسیده خبر رسانید که علی‌قلی خان و امراء و اتباع که در بلدۀ فاخرۀ هرات بودند در رکاب مقدس شاهزادۀ جهان‌ستان اعنی حضرت اعلی شاهی ظل اللهی از شهر بیرون آمده در غوریان رحل اقامت انداخته‌اند از کیفیت و کمیت لشکر استفسار شد زیاده از هفت هشت هزار نشان نداد میرزا سلمان و امراء را محل استعجاب گشت که با این مایه مردم چگونه به مقابلۀ عساکر نصرت‌نشان که ده برابر ایشانند توانند آمد و چه معاونت بمرشد قلی خان توانند کرد خواجۀ مذکور تقریر نمود که مطلب ایشان از این بیرون آمدن آنست که موکب همایون بعزم رزم ایشان از پای قلعۀ تربت کوچ کرده مرشد قلی خان از تنگنای محاصره خلاصی یابد چون موکب اقبال پادشاهی به غوریان قریب گردد کوچ کرده خود را به قلعۀ هرات رسانند چه ظاهر است که هرگاه قلعۀ تربت در شش ماه مفتوح نگردد تسخیر قلعۀ سپهر اساس هرات که از قلاع مشهورۀ آفاق است در عرض یک سال میسرپذیر نخواهد بود و لشکر عراق را بجهت استیلاء رومیه و مشاغل عظیمه سرحد آذربایجان مجال توقف خراسان نیست بالضروره مهم دلخواه تمشیت خواهد یافت و این تدبیر در نظر عقلاء پسندیده نمود.

اما چون مقدر الهی خلاف آن بود صورت دیگر روی نمود مفصل این مجمل آنکه میرزا سلمان و هواخواهان نواب جهانبانی خصوصا اسماعیل قلی خان که با علی‌قلی خان بجهت قتل ولی خلیفه پدر او خصومت می‌ورزید و ولی خان تکلو و اعیان آن طبقه که با طایفه شاملو و استاجلو عداوت قدیم داشتند بعد از تعارف بر احوال امراء عباسی اندیشه نمودند که چون علی‌قلی خان هنوز از کوچ کردن اردوی ظفر قرین از پای قلعه تربت مطلع نیست عنان عزیمت بجانب غوریان معطوف داشته بر سبیل ایلغار خود را به ایشان رسانند که شاید ذات مقدس آن حضرت و علی‌قلی خان را بدست آورند چه محتمل بود که هرگاه خبر برخاستن از پای قلعۀ تربت به علی‌قلی خان رسد باحتمال آمدن بجانب هرات در غوریان توقف ننموده خود را بشهر هرات انداخته به تهیه اسباب قلعه‌داری پردازد فی‌الفور این مقدمه را با نواب جهانبانی در میان نهاده تأکید نمودند که همان روز با والد نامدار قرار ایلغار دهد و یک لحظه تأخیر جایز ندارد و نواب جهانبانی در مجمع امراء اظهار این اراده در خدمت نواب سکندر شأن کرده به ایلغار عازم و جازم گشتند و امراء و ارکان دولت از بیم مفتریان لب

محاربه لشکر عراق و خراسان در غوریان و انهزام خراسانیان

از گفتگوی ممانعت بسته سر رضا جنبانیدند در همان مجلس ولی خان تکلو با جمعی دیگر از امراء ترکمان و تکلو و غیرهم به چرخچی‌گری معین شدند و این خبر در اردو شایع گشته لشکریان به تنعیل اسبان و سرانجام ضروریات ایلغار پرداختند دریای لشکر چون بحر اخضر در تموج آمده امراء عظام طوعا او کرها در رکاب اشرف نواب سکندر شأن و شاهزادۀ عالمیان روی براه آورده تا کنار تیر پل لحظۀ از شبگیر و ایوار نیاسودند و آن مسافت بعید را در سه شبانروز طی نموده صبح روز چهارم که هنوز زمانه ملبس بلباس عباسیان بود قراولان لشکر ظفر قرین به کنار تیر پل رسیدند و قراولان اردوی علی‌قلی خان واقف گشته خبر ورود لشکر رسانیدند علی‌قلی خان در آن حال حمل بر کذب آن خبر نمود زیرا که لشکر عراق را در پای قلعۀ تربت گمان داشت و از آنجا تا کنار پل مسافت بعید بود.

اما چون صبح کاذب طلیعۀ صبح صادق گشت غلغله عبور لشکر از کنار تیر پل برخاست علی‌قلی خان و امراء رفیق او سوار شده چرخچی قرار داده قول و دست راست و دست چپ آراسته مستعد رزم و پیکار گشتند و اردوی خود را کوچانیده بر سر پا بازداشتند از این طرف لشکر ظفر اثر بعضی از سر پل عبور نموده بعضی دیگر از آب معبر یافته عبور نمودند و مبارزان طرفین به یکدیگر تلاقی گشتند و معرکۀ رزم گرم گشت طایفۀ شاملو و اتباع ایشان لحظۀ به مدافعه مشغول گشته آثار جلادت بظهور رسانیدند و چون لشکر عراق ده برابر خراسانیان بودند اندک زمانی پای ثبات