رایات جلال او را بدین خدمت مأمور فرموده بخراسان فرستادند و چون از علیخان ذو القدر بیگلربیگی فارس تقصیر یساق واقع شده درین دو سه سال که سفر آذربایجان اتفاق افتاد لشکر فارس به بهانۀ ظهور و خروج قلندر که در کوهگیلویه واقع شد از یساق تقاعد نموده نیامدند رقم عزل بر صفحه احوال او و چند نفر دیگر از امراء ذو القدر فارس کشیده امت بیگ یوزباشی را که از عظماء و ریش سفیدان طائفۀ ذو القدر بود برتبه خانی و ایالت و دارائی و امیرالامرائی آن ولایت که تختگاه سلیمان و دار الملک کیان بود منصوب گردانید امراء مجددا تعیین نمودند حکم شد که امت - خان از لشکر فارس جمعی را به مدافعۀ قلندر و معاونت اسکندر خان افشار به کوهگیلویه فرستد و خود با بقیه لشکر متوجه خراسان گشته بموکب ظفر قرین پیوندد و فرمان واجب الاذعان عز اصدار یافت که ولی خان تکلو حاکم همدان بیگلربیگی قلمرو علیشکر و امراء آن سرحد و ولی خان افشار حاکم دار الامان کرمان با جنود آن ولایت عزیمت یساق خراسان نموده درین سفر در موکب همایون باشد.
مجملا سه ماه بهار را در دار السلطنه قزوین به عشرت و کامرانی گذرانیده ارکان دولت ابد پیوند به سرانجام اسباب یساق خراسان پرداختند و در هنگام ارتفاع محصولات عنان عزیمت بدان صوب در حرکت آمد و استمالتنامهها به امراء خراسان مصحوب قورچیان قمر مسیر ارسال یافت که از روی اخلاص و شاهی سیونی بر سر مرتضی قلی خان پرناک جمعیت کرده باتفاق او بموکب اعلی پیوندند و فوج فوج عساکر نصرت مآثر از اطراف و جوانب در ظل رأیت فیروزی آیت جمع میشدند و در اندک زمانی آن چنان جمعیتی دست داد که در هیچ زمان جمعیت لشکر قزلباش را بدان مثابه نشان ندادهاند در اثناء راه شاهویردی بیگ یکان از خراسان عود نموده بعضی معذرتها از جانب مرشد قلی خان در قفاء عرض نموده در اثناء محاوره و گفتگو درشت خوئی کرده عاقبت مورد عتاب و خطاب گشته مؤاخذ گردید مهدی قلی بیگ ولد حسن بیگ چاوشلو نیز که قورچی تیر و کمان و از عظماء و معتبران طایفه استاجلو بود درین مراتب گفتگوها بتعصب اویماقیت و حمایت ایل و عشیرت در مجمع امراء دلیرانه سخن میگفت او نیز چون صاحب داعیه و محل اعتماد نبود مؤاخذ گشت سلمان خان و ریش سفیدان استاجلو به اغوا و تحریک معاندان و دوستی شاهزادۀ عالمیان هر دو را بقتل آوردند.
اما علی قلی خان و مرشد قلی خان آوازۀ وصول لشکر عراق شنیده در رکاب مقدس شاهزادۀ گیتیستان اعنی حضرت ظل اللهی اعلیحضرت شاهی از دار السلطنه هرات بیرون آمده امراء عظام که با ایشان عهد و پیمان بسته موافقت حضرت اعلی و مخالفت نواب سکندرشأنی اختیار نموده بودند همه بر سر ایشان جمعیت نموده منزل بمنزل تا بلدة المؤمنین سبزوار آمدند و در وقتی که موکب همایون شاهی بدامغان رسید ایشان در سبزوار بودند با وجود قوت و شوکت لشکر عراق که اضعاف مضاعف آن گروه بودند از دلیری خراسانیان و آمدن ایشان تا سبزوار خاطرها مکدر و پریشان گردیده گمان مردم آن بود که فیما بین آن دو گروه در همان چند روز مقابله و مقاتله عظیم واقع میشود و اکثر عظماء و ریش سفیدان این جنگ را مکروه میشمردند زیرا که طوایف قزلباش را اقرباء و خویشان به یکدیگر آمیخته جمعی در آن طرف و جمعی در اینطرف بودند از امراء صلاحاندیش خصوصا قلی -
گرفتار شدن غازیگرای خان تاتار بدست غازیان قاجار
بیگ قورچیباشی و شاهرخ خان سخنانی که مشعر بر ترک مخالفت بود صدور مییافت.
اما میرزا سلمان امراء مذکور را با نواب جهانبانی از اهل نفاق شمرده اسناد دو رنگی به ایشان مینمودند ایشان به مصلحت وقت به - اظهار ما فی الضمیر زبان نمیتوانستند گشاد در روزی که اردوی همایون در مزینان نزول اجلال نمود خبر مراجعت خراسانیان در اردو شیوع یافت تبیین این مقال آنکه علی قلی خان و امراء عباسی بسبزوار رسیدند از ورود موکب همایون پادشاهی و کثرت و ازدحام لشکر عراق خبر یافتند دانستند که مقابله با ایشان از حیز قوت و قدرت ایشان بیرون است صلاح حال خود در آن دیدند که عنان از محاربه پیچیده هریک به الکاء خود رفته قلاع خود را محکم سازند و الحق در آن وقت فکر درست و تدبیر صایب جز آن نبود مرشد قلی خان تحصن قلعه تربت اختیار کرده متوجه آن صوب شد و علی قلی خان و امراء هرات و غوریان آن حدود در رکاب سعادت انتصاب شاهزادۀ جهانستان بدار السلطنه هرات رفتند و رایات نصرت آیات متعاقب ایشان در حرکت آمده مرتضی قلی خان اکثر امراء