پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۲۰۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

محمد خان و اسماعیل قلی خان با امراء و لشکریان که به رفاقت ایشان مأمور بودند بمشهد مقدس رسیده و بعد از وصول بدان بلده متبرکه میانۀ محمد خان و علی قلی خان مراسلات موعظت‌آمیز واقع شد.

اما ایشان به مظنه آنکه محمد خان بجهت تعصب اویماقیت ترکمان و اسماعیل قلی خان بجهت قصاص خون ولی خلیفه سر شورش و فساد دارند و میانۀ ایشان و مرتضی قلی خان کار از صلاح گذشته بود هیچ اثری نکرد مدعای علی قلی خان آن بود که میانۀ ما و مرتضی قلی خان آتش فتنه و نزاع به نوعی اشتعال یافته که به آب موعظت و نصیحت منطفی نمی‌گردد و به‌هیچ‌وجه موافقت ما و او ممکن نیست اگر او را تغییر نموده حکومت مشهد مقدس را بدیگری از امراء عظام دهند که با پادشاهزادۀ کامکار که بجکم پدر عالی‌مقدار درین سرحد است موافقت نموده در وقایع و حوادث از سخن و صلاح لله و بیگلربیگی بیرون نرود بصلاح و صواب اقرب است ما همان بندۀ دولت‌خواهیم که بودیم.

محمد خان و مرتضی قلی خان که مست بادۀ نخوت و غرور بودند به کثرت طایفۀ ترکمان و مراتب علیا که در درگاه معلی داشتند مغرور گشته راه این گونه حکایات ندادند و قطع رسل و رسایل کرده اتباع خود را از اطراف و جوانب جمع آورده در مشهد مقدس معلی نیز جمعیت عظیم واقع شد.

اما علی‌قلی خان و مرشد قلی خان صرفه در رفتن مشهد مقدس ندیده چون از اطوار درویش محمد خان که در سال گذشته بظهور آورده بود آزرده خاطر بودند صلاح وقت در آن دانستند که نخست متوجه تنبیه و تأدیب درویش محمد خان شوند اگر امراء مشهد به کومک او بیرون آیند در صحرا فیما بین صورت ملاقات اتفاق افتاده آنچه در مکمن غیبت مستور باشد بحیز ظهور آید و الا خاطر از مهم نیشابور جمع نموده بر سر مشهد مقدس آیند بدین عزیمت عنان از طرف مشهد پیچیده متوجه جانب نیشابور شدند بظاهر آن بلده رسیدند.

آمدن علی قلی خان بعزم تسخیر قلعۀ نیشابور

درویش محمد خان باستحکام و ترتیب اسباب قلعه‌داری پرداخته و دروب شهر را مسدود ساخته سپر ممانعت در روی کشیده ایشان قلعه را مرکزوار در میان گرفته سرانجام یراق قلعه گیری مشغول شدند محمد خان و مرتضی قلی خان که از رفتن ایشان به نیشابور مطلع شدند برأی خطااندیش و تدبیر ناصواب خالی گذاشتن مشهد مقدس را صلاح ندیده دفع این حادثه را آسان شمردند و خود در شهر توقف نموده جمعی از لشکریان بسرکردگی اسماعیل قلی خان چکنی بامداد و کومک درویش محمد خان مأمور ساخته روانۀ آن صوب کردند و در حدود نیشابور بین الفریقین محاربه بوقوع پیوست و نسیم اقبال بر لوای دولت امراء عباسی وزیده منسوبان حضرت اعلی بفتح و ظفر اختصاص یافتند و اسماعیل خان و بداغ خان و اتباع ایشان راه انهزام پیموده شکسته و بدحال بمشهد مقدس رسیدند این معنی ازدیاد شوکت و قدرت امراء عباسی گردیده محمد خان و مرتضی قلی خان و امراء مشهد فی‌الجمله خفیف گشته آن طبقه دلیر شدند و لشکر مشهد بعد از واقعۀ مذکور قدرت مقابلۀ ایشان نیافتند در شهر خزیدند و رفته رفته آن کثرت و ازدیاد روی در کمین نهاد و امراء عباسی خصوصا طایفۀ استاجلو بعد از شکست لشکر مشهد و ظهور عجز و زبونی ایشان اراده نمودند که چون بر حسب اقتضای قضا این گونه مقدمات بظهور پیوست و ارکان دولت قاهره نواب سکندر شأن رقم خلاف و عصیان بر ناصیۀ حال این طبقه کشیده‌اند یک‌بارگی دست توسل به دامن اقبال حضرت اعلی شاهی ظل اللهی زده آن حضرت را بسمت والای پادشاهی موسوم گردانیده بر تخت سلطنت خراسان متمکن سازند و بر همگنان ظاهر شود که سعی و خدمتی که می‌نماید در راه آن حضرت است و دوست از دشمن متمیز گردد در این باب با علی قلی خان لله گفتگو کرده چون رقم خلافت و پادشاهی آن حضرت بقلم تقدیر بر لوح قضا ثبت بود همگی نیک خواهان این رأی را مستحسن شمرده بحصول این مطلب اعلی عازم و جازم شدند.

ذکر جلوس حضرت اعلی شاهی ظل اللهی بر تخت سلطنت خراسان

در ئیلان‌ئیل ترکی موافق تسع و ثمانین و تسعمائة در روزی که قمر در بیت الشرف و مسعود ناظر کواکب منحوسه در حضیض و بال بودند مجلس پادشاهانه ترتیب داده مسند رفیع سلطنت و پادشاهی آراستند و آن شاهنشاه کشور اقبال را بتور و قاعدۀ سلاطین بر آن مسند جلوس فرموده و اسم سامیش را که تا غایت بین الجمهور عباس میرزا مشهور بود شاه عباس نامیدند هر چند آن حضرت را بجهت خردسالی و حداثت سن مدخلی در این امور