پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۲۰۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

قزوین نزول اجلال واقع شد او را بدرگاه معلی فرستاد و نواب جهانبانی در خیابان میدان اسب قبای باروط در او پوشیده آتش زدند و با وجود آن موجب تنبیه قلندران بی‌سروپا نشده دیگری در طوالش این آرزو کرد جمعی نادان بی‌عاقبت بر سر او جمع شده به دار الارشاد اردبیل آمده در آنجا به جزای عمل رسیدند و دیگری در غور و حدود فراه خراسان ظهور کرد و خلقی کثیر از خرد مفلسان فتنه طلب آن سرحد بر سر او جمع آمده آغاز فتنه کردند.

کشته شدن حسین سلطان و برادرش علیخان سلطان در جنگ قلندر فراه خراسان

حسین سلطان افشار حاکم فراه متوجه دفع فتنۀ او گشته بین الجانبین محاربه بوقوع پیوست و غوریان غالب آمده از قضای ربانی حسین سلطان در معرکه کشته گردید و طایفۀ افشار منهزم به فراه آمدند و حقیقت به پایۀ سریر اعلی عرض شده علی خان سلطان برادرش که در درگاه معلی یوزباشی زمره قورچیان افشار بود بجای برادر منصوب گشته به فراه آمد و بانتقام خون برادر بر سر قلندر بغور رفت اتباع قلندر آهنگ محاربه ساز داده بعد از سعی بسیار که از جانبین بوقوع پیوست او نیز بقتل رسیده طایفۀ افشار در این مرتبه نیز کاری نساخته یکان سلطان قوم ایشان حاکم فراه شده چون به‌آنجا رسید در اندیشۀ دفع او بود که کذب قلندر بر اتباعش ظاهر شده عاقبت به قتلش پرداختند.

مجملا تا چهار پنج سال آغاز دولت نواب سکندر شأن زمزمه و گفتگو جناب اسماعیل میرزا بر زبان مردم بود.

ذکر قضایای خراسان و جلوس حضرت اعلی بر تخت سلطنت آن ولایت بتقدیر فرمانده کشور کون و مکان که در سنۀ ئیلان‌ئیل تسع و ثمانین و تسعمائة وقوع یافت

در قضایای سال گذشته مرقوم کلک بیان گردید که چون مرتضی قلی خان پرناک حاکم مشهد مقدس عصیان و طغیان علی قلی خان شاملو بیگلربیگی هرات و مرشد قلی خان یکان استاجلو و اتباع و آمدن ایشان بر سر مشهد مقدس و نیشابور متعاقب و متواتر بدرگاه معلی عرض نمود امیر خان و امراء ترکمان بجهت تعصب اویماقیت در آن باب بگفتگو درآمده امداد و معاونت مرتضی قلی خان پیشنهاد همت ساخته بودند ارکان دولت قاهره انتظام مهمات خراسان را در عهده اهتمام محمد خان ترکمان نموده او را باتفاق اسماعیل قلی خان شاملو که طالب خون پدر بود و قورخمس خان و بعضی از امراء و لشکریان بخراسان فرستادند که از روی عقل و دانش آتش آن فتنه را منطفی گردانیده امراء خراسان را از مخالفت نواب سکندر شأن و شاهزادۀ عالمیان سلطان حمزه میرزا منع نموده کلفتی که میانۀ ایشان و مرتضی قلی خان روی داده اگر قابل اصلاح باشد باصلاح آورند و الا به نوعی که مقتضای وقت و مصلحت دولت باشد عمل نموده نوعی نمایند که شیوۀ دو هوائی که در میانۀ قزلباش پدید آمده مفقود گشته همگی سر از یک گریبان برآورند و ایشان بر حسب فرمان روی براه آورده روزی چند در عراق ترتیب قشون و لشکر خود داده عنان عزیمت بصوب خراسان معطوف داشتند و چون آوازۀ آمدن ایشان در خراسان شیوع یافت علی‌قلی خان و مرشد قلی خان نیز عزیمت مشهد مقدس در خاطر تصمیم داده اتباع خود را اخبار نموده در موکب همایون شاهزادۀ کامکار نامدار اعنی حضرت اعلی شاهی ظل اللهی از دار السلطنۀ هرات بیرون آمدند و امرائی که با آن طبقه هم‌عهد بودند همگی با لشکرهای آراسته باردوی عالی جمع آمده در کمال شوکت و اقتدار تا حدود مشهد مقدس آمدند و مرتضی قلی خان خواست که به آوازۀ داد و دهش قشون و لشکر موفور فراهم آورده با آن گروه انبوه مقاومت نماید زیاده از حاصل و مداخل مشهد مقدس اخراجات ملوکانه بر خود لازم آورده انعامات غیر مقدور می‌داد و به طوایف اویماق و سپاهیان صلای زر دادن داده از متمولین مشهد مقدس و تجار و سوداگران که در طول ایام جمع آمده در آن بلدۀ متبرکه مسکن گرفته بودند توقعات عنیف کرد و چون شیوۀ مصادره و مؤاخذۀ او از حد اعتدال تجاوز نموده هیچ در یمین و یسار نگذاشت دست جسارت به خزانۀ معمورۀ سرکار آستانۀ مقدسه و حلی و زیور آن روضۀ متبرکه دراز کرده جمیع قنادیل و شمعدانهای طلا و نقره را مساعده‌گویان تصرف نموده صرف علوفه و مرسومات لشکریان کرد و از این جهت بود که مطالب او بحصول نمی‌پیوست و آنچه با خود می‌اندیشید بر عکس مطلوب نتیجه می‌داد و تائید نمی‌یافت.

القصه