پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۱۹۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

و اتباع ایشان را عرض می‌نمود محمد خان ترکمان را که مرد مدبر کاردان بود با فوجی از امراء مثل اسماعیل قلی خان شاملو و قورخمس خان شاملو که معاند علی‌قلی خان بودند و غیر ذلک بخراسان فرستادند که به امراء خراسان گفت و شنید نموده در تسکین نایرۀ فتنه و فسادی که فیما بین ایشان و مرتضی قلی خان پدید آمده کوشند و ایشان را از طریق مخالفت و عصیان بازآورند در خلال این احوال غازیگرای خان وصفی گرای خان تاتار با لشکر طرار جرار بطریق ایلغار بشیروان آمدند و هنوز سلمان خان بیگلربیگی قزلباش و امراء در یورت خود نشسته بشیروان نرفته بودند چون در شیروان از قزلباش اثری ندیدند تفحص حال قزلباش نموده شیروانیان نااعتماد خاطرنشان کردند که بیگلربیکی قزلباش و امرائی که بشیروان منسوب شده‌اند در فلان موضع اقامت دارند لشکر تاتار بی‌تأمل به قلاوزی طاغیان شیروانی از آب گذشته در وقتی که شش هفت شبانروز باران بی‌قیاس بر سر قزلباش می‌بارید و از کثرت بارندگی و گل و لای ملاقات دو کس با یکدیگر میسر نبود بی‌آنکه قزلباش را خبری باشد از راه غیر متعارف عبور نموده بر سر اردوی امراء ریختند لشکریان را فرصت جبه و یراق پوشیدن و یکجا جمع شدن نشد بی‌آنکه فیما بین محاربه و مقاتله واقع شود پراکندگی به میان لشکر قزلباش افتاد و دست از اموال و اسباب و یراق بازداشته بقصد تشویش پیاده و سوار راه فرار پیمودند قلیلی که به جنگ ایستادند مردانه شربت شهادت چشیدند و ما یعرف آن گروه بالتمام به غارت و تاراج رفت از امراء استاجلو علی‌قلی سلطان چاوشلو ولد ایشیک عوض بقتل آمد و دیگران به‌سلامت بیرون رفته در کمال پریشانی و بی‌سامانی در حدود قزل‌آغاج رحل اقامت انداختند و تاتاران در همان روز با غنایم موفور مراجعت نمودند و عثمان پاشا باستظهار لشکر تاتار جمعی از رومیه را بقلعه بادکوبه فرستاد آن حصن حصین را استحکام داده اسباب قلعه‌داری ترتیب دادند و در هنگام وصول قراباغ این اخبار باردوی معلی رسیده و موجب اکراه خاطر شاه و سپاه گردید چون در سلطان بود قزل‌آغاج که یورت قشلاق بود نزول اجلال واقع شد میرزا سلمان وزیر و امیر خان و قورچی‌باشی و شاهرخ خان و پیره‌محمد خان استاجلو و سایر امراء و قورچیان و عساکر نصرت‌نشان به مدافعۀ خوانین تاتار بجانب شیروان توجه نمودند و جماعت رومیه و تاتار آوازۀ

محاربۀ جمعیت رومیه و تاتار با قزلباش

ورود لشکر قزلباش شنیده در مقام محاربه شده در یورت ملا حسن میانۀ ایشان و چرخچیان لشکر ظفر اثر قزلباش محاربه اتفاق افتاد چون مدد عساکر منصوره پی در پی می‌رسید مخالفان مقابله با سپاه منصوره در حیز قوت و قدرت خود ندیده دست از محاربه کشیده رومیه بدستور بقلعه دربند رفتند تاتاران بطرف داغستان بدیار خود شتافتند و سلمان خان بیگلربیکی و امراء رفیق او چون از ورود موکب ظفرنشان و رفتن امراء بشیروان اطلاع یافتند در کمال پریشانی و بی‌سامانی از آب کر گذشته متوجه شیروان شدند و بتدارک شکستگی که از تاتاران به ایشان رسیده بود تسخیر قلعۀ بادکوبه را پیشنهاد همت ساخته متوجه آن صوب شدند و قلعه را محاصره کردند امیر خان و امراء قزلباش نیز از شابران بازگشته بامداد سلمان خان بر سر قلعۀ بادکوبه آمدند هیجده روز در پای قلعه بادکوبه نشسته در تسخیر آن اهتمام نمودند اما اثری بر آن مترتب نشد و بجهت خرابی الکاء و اختلال احوال رعایا آذوقه در میانه لشکر نایاب گشت روزی چند آرد جو به سنگ تبریز به شش‌صد دینار که شش مثقال نقره مسکوک باشد خرید و فروخت می‌شد در اواخر آن هم مفقود و توقف نمودن متعذر گردید بالضروره ترک محاصره کرده کوچ نموده بقراباغ آمدند و از امراء قزلباش در آن زمستان کسی در شیروان نماند و این معنی باعث آن شد که رومیه در بعضی محال شیروان استقامتی یافته عثمان پاشا که در دربند توقف داشت بهر ولایت از ولایات شیروان دست یافت مال گرفت اهالی شیروان طوعا او کرها اطاعت می‌نمودند درین سفر پیره‌محمد خان بیمار شده رخت هستی بر راحلۀ نیستی بسته سفر آخرت گزید بعد از فوت او فتور تمام باحوال استاجلو راه یافته اگر چه پیره‌مراد خان ولد او بجای پدر به ایالت و خانی منصوب گشت اما زیاده اعتباری نیافت و روز بروز آوازۀ اقتدار مرشد قلی خان - یکان استاجلو که در خراسان بود موجب انحطاط احوال این طبقه که در درگاه معلی بودند می‌شد و امیر خان و امراء ترکمان و تکلو بیشتر از پیشتر زبان اعتراض و سرزنش به آن طایفه دراز کرده ایشان را مفتن و فتنه‌انگیز می‌گفتند و در کسر عزت و اعتبار بلکه انعدام ایشان