پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۱۴۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

چشمهای او را کنده برادرم امام قلی میرزا را برداشته باستقبال موکب همایون آید چون علیخان بیک به گیلان رسید پیره‌محمد خان فورا امتثال امر عالی نموده و کلمۀ بالرأس و العین بر زبان آورده علیخان بیک به خدمت مرجوعه قیام نموده بازگشت و پیره‌محمد خان در رکاب شاهزاده مزبور متوجه استقبال شده در چمن زنجان به سعادت ملازمت فایز شد و بانواع تفقدات شاهانه سرافراز گشتند اسماعیل میرزا امام قلی میرزا را فرزند نامیده در آغوش مهربانی کشیده و از آنجا منزل بمنزل در کمال شکوه و عظمت و کامرانی به تأنی طی مسافت نموده روز پنجشنبه شانزدهم ربیع الاول بحوالی قزوین نزول کرد شاهزادگان و حسینقلی خلفا و امراء عظام که در شهر بودند به سعادت ملازمت فایز گشتند و بجهت ملاحظه ساعت بشهر نیامد و در جانب شمالی شهر نزول کرد در این منزل حسین بیک را در کسوت شبانان نمدپوش و کلاه نمدی بر سر برسوائی که کس مبیناد آوردند خلایق از اطراف و جوانب طعن و لعن می‌کردند و کارد و شمشیر و خنجر بر او حواله می‌کردند و محافظان مانع می‌شدند چون بنظر عالی اسماعیل میرزا درآمد سجده کرد به مصلحت وقت نگاهی بر اطراف و جوانب حضار مجلس کرده گفت سبحان اللّه از میانه این‌همه مردم گناهکار ما بوده‌ایم اسماعیل میرزا فرمودند که جمعی دیگر در باب سلطان حیدر از تو مجدتر بودند کاسه همه بر سر تو شکست حسین بیک گفت ای پادشاه عالم سلطان حیدری بود غایتش اقبال تو بلندی نمود و خدای تعالی به مصلحت خود عمل کرد و اگر در مقام انتقام خواهی بود عالمی را قتل کن اول اسماعیل میرزا تصدیق قول او کرده این مقدمات باعث تأخیر قتل او شد او را بمجلس فرستادند و به قورچیان دیوان اعلی سپردند حضار مجلس خصوصا خلفا که در سیاست او مبالغه داشتند از این سخنان زبان در کام کشیدند و خاموشی گزیدند روز دیگر از آنجا بباغ سعادت‌آباد که احداث کرده شاه جنت مکان و از باغ ارم نشانی است تشریف آورده سیر فرمودند و بملاحظۀ ساعتی که اختیار کرده بود داخل دولتخانه مبارکه نشد و جهت سکنی چند روز خانه‌های حسینقلی خلفا تعیین یافته از باغ بمنزل او رفت در آنجا سلطان مصطفی میرزا حاجی ویس سلطان بیات آورده به پای‌بوس اشرف مشرف شد اسماعیل میرزا روی شاهزاده را بوسیده و استمالت داده میانه برادران بجلوس امر کرد و شاهزاده اراده نشستن نمود و هیچیک از برادران تعظیم او نکردند خود پائین‌تر از سلطان سلیمان میرزا که به سال از او بزرگتر بود جا اختیار نموده بر سایر برادران تقدیم کرد اسماعیل میرزا در مقام نصیحت برادران در آمده مهربانیهای زبانی بظهور آورده گفت اگر شما با من در مقام محبت و راستی باشید ان‌شاءالله تعالی من به نوعی با شما سلوک خواهم کرد که هیچ پادشاهی با برادران نکرده باشد اما دل او از این حکایت خبر نداشت و مکنون خاطرش جزا فناء و اعدام ایشان نبود عاقبت آنچه در خاطر داشت به منصه ظهور آورد و چنانکه در محل خود سمت گزارش خواهد یافت فتح اللّه بیک و شاه‌قلی بیک و ندر علی بیک و شاه‌ویردی بیک برادران حسین بیک را آوردند ایشان را به مراد خان کنگرلو که در سلک امراء استاجلو منتظم بود سپردند و او بجهت رشد و اعتبار خود در خانه خلفا هر چهار را بقتل آورد چنین قرار یافته بود که هرکس را به اویماق بیگانه می‌سپردند نگاه می‌داشتند و هرکس را به اویماق خودش می‌سپردند همان لحظه بقتل می‌آوردند چهارده روز در خانه خلفا بسربردند و اکثر امراء بطریق معهود ملازمت در خانه نواب پری‌خان خانم می‌نمودند و این معنی را باعث رفع درجات و زیادتی اعتبار پادشاهی می‌دانستند و وکلای نواب مشار الیها آئین پادشاهانه و توزوک و طمطراق در خانه زیاده از زمان شاه جنت مکان طرح نهاده بواب و حاجیان و ملازمان بطریق سلاطین نظم و نسق درگاه می‌نمودند و اعتقاد نواب خانم این بود که چون سلطنت اسماعیل میرزا بسعی او صورت بست و در زمان شاه جنت مکان نیز ممد و معاون او بود او زیاده از شاهزاده سلطانم همشیره شاه جنت مکان در امور پادشاهی صاحب دخل خواهد بود بحسب تقدیر بر عکس نتیجه داد و به امراء سخنان کنایه‌آمیز در باب ملازمت در خانه خانم می‌گفت نوبتی تصریح کرده گفت که مگر یاران نفهمیده‌اند که دخل عورات در امور مملکت لایق ناموس سلطنت و پادشاهی نیست و آشنائی مردم به مخدرات استار دودمان علیه قبیح است امراء از حقیقت کار آگاه گشته ترک تردد نمودند در این اثناء مزاج اشرف از خلفا منحرف گشته