پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۱۲۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

رقبات کلی بود و کل املاک خود را وقف کرده تولیت به اسن و ارشد اولاد داده میر عبد الباقی مذکور به بی‌عقلی و ضایع روزگاری جمیع آنها را نابود کرده خود نیز بعد از واقعۀ حضرت شاه جنت مکان از اراده‌های بی‌حاصل و تقبلات بی‌موقع و خواست و طلبهای عنیف انواع بلایا کشیده پریشان حال و مورد تشویشات روزگار بود.

میرزا احمد: ولد میرزا نور الله کفرانی اصفهانی وزیر سرکار خاصۀ شریفه فارس بود و حضرت شاه جنت بارگاه را شفقت خاصی بمیرزا نور الله مذکور و پدرش بود و مشار الیه نیز بدستور پدر مشمول عنایات شاهانه بود در زمان نواب سکندر شأن بنا بر حسن خدمات و رابطه خدمتکاری که در شیراز به آن حضرت داشت بمنصب نظارت کل سرافراز گشته ناظر مستقل مطلق العنان بود.

میر سید حسین خطیب قاینی وزیر بعضی محال خاصۀ شریفه دار السلطنه هرات و در آن ملک به غایت صاحب اعتبار و مشار الیه بود. میرزا محمد کرمانی که وزیر احمد بیک افشار قورچی‌باشی بود به وزارت دار الارشاد اردبیل قیام داشت. چون اسامی این چند نفر که از مشاهیر وزرای جزو بودند نگاشته کلک بیان گشت در تفصیل سایر وزرای جزو زیاده فایدۀ نیست لهذا زبان قلم از تحریر آنها خاموشی گزید. جمعی دیگر از تاجیکیه و وزرای معزول و منصوب امراء در خدمت اشرف مشرف و معزز بود و دیگری خواجه هدایت الله که وزیر امیر غیب سلطان بود و در میان تاجیکیه اناقۀ ابلغ به او عنایت شده بر سر می‌زد و بدین عنایت مخصوص الاقران سر مفاخرت بچرخ برین می‌افراشت، دیگری خواجه ضیاء الدین سلمانی اصفهانی که وزیر عبد الله خان استاجلو بود بعد از فوت او باردوی معلی آمده از زمرۀ مجلسیان بود. دیگری خواجه حسن نخجوانی مشهور به اقساق مشرف که هیچ منصبی نداشت و از زمرۀ مجلسیان بود. خواجه شاه منصور فراهانی که وزیر حیدر سلطان ترخان ترکمان بود رخصت دخول مجلس همایون داشت. میر سراج الدین علی قمی وزیر معصوم بیک که بعد از واقعه شهادت او که در فوق بتحریر پیوست به منصبی از مناصب دیوان سرافراز شده بود اما بدستور سابق راه ملازمت داشت.

از مشرفان بیوتات: هر چند نفر صاحب عزت و اعتبار بودند: میرزا بابائی شیرازی مشرف خزانۀ عامره که در خدمت اشرف معزز و معتبر و محل اعتماد شاهانه بود.

میرزا قاسم شیرازی: مشرف طویله اکثر اوقات در طویله و میدان اسب به سعادت خدمت سرافراز بود. میرزا محمد پیشکش قوم میرزابابای پیشکش نویس و معتبر بود. میرزا حسن اصفهانی مشرف رکاب‌خانه و قبجاجی‌خانه بود. میر سید سیفی برادر میر شاه‌میر که سابقا مشرف خزانه بود باشراف شترخان قیام داشت و دیگر مشرفان بودند بدین چند نفر اقتصار نمود. جمعی دیگر از اکابر و اعیان طبقۀ تاجیکیه در درگاه معلی بودند بعضی راه خدمت داشتند اگر چه بمهمی از مهمات جهان اختصاص نیافته بودند اما در مجلس بهشت آئین مشیر و مشار الیه و صاحب دخل بودند خصوصا میر هاشم قمی که از سادات موسوی دارالمؤمنین قم و مرد شیرین سخن هزال بود صاحب املاک و رقبات و ثروت و مکنت گشته در خدمت اشرف راه سخن و عرض مطالب و مدعیات ارباب حاجات زیاده از دیگران داشت گاهی رایحۀ منصب وزارت دیوان اعلی به مشامش می‌رسید اما بدین رتبه سرافرازی نیافت.

شاه جنت مکان همیشه با او بهزل و مطایبه پیش آمده توجهات هزل‌آمیز می‌فرمودند و اکثر اوقات در اثنای عزت و اعتبار به مؤاخذه و مصادره گرفتار بود و تا حین ارتحال شاه جنت مکان معزز و محترم اما از خواست و طلب عنیف خالی نبود، و دیگر از اهالی و اعیان این طبقه خواجه عبد القادر کرمانی ولد خواجه عبد الرشید بود و از اعاظم و اکابر و اعیان ممالک به زیادتی املاک و رقبات و حاصل و منافع منفرد و ممتاز بود و از دار الامان کرمان حسب الفرمان قضا جریان به پایۀ سریر اعلی آمده از زمرۀ مجلسیان بهشت آئین بود و گاهی نوید وزارت دیوان اعلی می‌یافت، اما او نیز بطریق میر هاشم با وجود عزت و اعتبار از تشدد ارباب حوالات آسودگی نداشت و برضا و رغبت خود دوازده هزار تومان پیشکش قبول نمود که رخصت رفتن کرمان یافته بدستور در آن ولایت به زراعت و عمارت قیام داشته باشد. اما این مأمول به درجۀ قبول نیافت تا حین ارتحال شاه جنت مکان در اردوی معلی بوده و در زمان نواب سکندر شأن رخصت انصراف یافته متوجه وطن اصلی گردید اما در آن ملک از سلوک ناپسند بکتاش خان افشار که رایت خودسری افراخته تحصیل دار تقبل مشار الیه بود مجال اقامت نیافته متوجه عتبات عالیات گردید و مدتها در دارالسلام بغداد و آن حدود توقف نموده از بیم خفت و بی‌اعتباری آرزوی وطن نکرد و در آن ولایت ایام حیاتش