بنا بر اعزاز و احترام این طبقۀ جلیله بعد از اسامی شاهزادگان عالی شأن رقمزدۀ کلک بیان گردد اما چون در معظم قضایا اسامی امراء و ارباب جلادت بیشتر مذکور میگردد و تعارت بر احوال ایشان بر سیاق تاریخ انسب و الزم بود قلم جسارت رقم بر تحریر آن تقدیم داد.
ذکر سادات رفیع القدر و المنزلة و الشأن به نحوی است که قلمی میشود بعون الله
بالجمله سادات عظام را که ذریۀ طیبین و طاهرینند معزز و گرامی داشته در توقیر و احترام ایشان مبالغۀ عظیم میفرمودند مصدق این مقال تعظیم و توقیر زیاده از حد اعتدال سادات اسکویۀ تبریز است که چند گاه مورد تعظیمات بیکران شاه جنت مکان بودند مجملی از حال ایشان در این مقام نگاشتن مناسب نمود. سادات مذکور چهار برادر بودند: میر صدر الدین محمد، و امیر نظام الدین احمد، و امیر قمر الدین، و امیر ابو الحامد و جد آنان میر ابو القاسم از سادات عالی شأن و جامع کمالات صوری و معنوی و در خدمت سلاطین معزز و محترم بوده اما ایشان در خدمت شاه جنت مکان بمدارج علیا ترقی نموده به مرتبۀ محرمیت و عزت و اعتبار یافتند که هرگز در هیچ زمانی احدی در خدمت سلاطین عشر عشیر قرب و منزلت و اختیار و اقتدار نیافته هر اراده مقدور و غیر مقدور که میگردید هنوز زبان باظهار آن نگشوده بودند که ایما و اشعار بلاتوقف صورتپذیر گشته بود اگر همه در امور دولت محظورات لازم آمدی و روز تفقدی و هر روز هفته انعامی و احسان دربارۀ ایشان بلاتوقف بظهور میآمد به مثابۀ گستاخ بودند که آنچه ملبوسات و تحف و هدایا سرکار خاصه نظر قبول ایشان بر آن میافتد و همان ساعات فرمان بر آن حسب الفرمان قضا جریان تسلیم مینمودند و اکثر اوقات محتاج بعرض بودند مکررا آن حضرت در منزلی که در موضوع اسکویه واقع است قدمرنجه فرموده از شهر بهآنجا تشریف میبرند و انواع انبساط و شکفتگی جهت انبساط خاطر ایشان بظهور میآورند سادات مذکور قدر این مراتب و منزلت ندانسته حفظ دولت خود نتوانستند کرد به بیعقلی مهم خود را بزبان آوردند زیرا که در امور دیوانی بیوقوف بودند و از راه و رسم عالی چیزی نداشتند ارادههای دور از کار مینمودند رفته رفته ارادت مخالفت ایشان موجب غبار خاطر اشرف گردید چنانچه میخواستند تغییر و تبدیل در مهمات کارخانۀ سلطنت مثل تعیین وکیل و وزیر و صدور و غیرها نمایند قاضی جهان وزیر که مبادی حیل مربی ایشان بود و از بیجوهری ایشان ورق برگردانیده به دلایل معقوله بتدریج ایشان را از نظر اعتبار آن حضرت انداخت و حکم شد که در خانۀ خود مقیم بوده تا نطلبند من بعد بدرگاه معلی نیایند از سیورغالات که به ایشان شفقت شده بود برقرار بود غرض از ایراد این حکایت حسن اعتقاد آن حضرتست که دربارۀ این طبقۀ جلیله بچه مثابه بوده و چون در این دودمان ولایتنشان منصب صدارت که عبارت از تقدیم سادات و ارباب عمایم و تکفل مهمات ایشان و ضبط اوقاف و رسانیدن وجوه بر معارف شرعیه است بجز سادات عظیم القدر فاضل پرهیزگار بدیگری تفویض نمیباید در زمان حضرت شاه جنت مکان از زمرۀ این طبقه جلی الشان دو نفر منصب عالی صدارت یافتند در اوایل جلوس همایون امیر قوام - الدین حسن اصفهانی به شراکت میر جمال الدین استرابادی صدر شد بعد از فوت او میر نعمت اللّه حلی که از فضلاء حله بوده به شراکت امیر قوام الدین حسن رتبۀ صدارت یافت بعد از فوت امیر قوام - الدین حسن علامةالعلمائی امیر غیاث الدین منصور شیرازی با امیر نعمت الله حلی شریک صدارت گشت و میر نعمت الله بجهت خصومت و نزاع خاتم المجتهدین شیخ علی عبد العالی و موافقت شیخ ابراهیم قطیفی که معاند خاتم المجتهدین بود از صدارت معزول گشته بحله رفت و علامةالعلمائی من حیث الانفراد صدر بود و اما میانۀ او و خاتم المجتهدین طرح بدنشست میر او را تجهلات میکرد و او میرزا را بعدم قید متهم میداشت روزی در خدمت اشرف میانۀ ایشان مباحثه علمی واقع شده منجر بنزاع شد رفته رفته منازعات ایشان به قباحات کلی انجامید حضرت شاه مراعات جانب خاتم المجتهدین کرده میرزا از صدارت معزول گردید و او در همان چند روز بیرخصت متوجه شیراز شد منصب صدارت حسب الارادۀ مجتهد الزمانی بمیر معز الدین محمد اصفهانی که جامع کمالات علمی و عملی بود تفویض یافت و او هشت سال من حیث الانفراد و الاستقلال صدارت کرد بنا بر خدعۀ حکیم کازرونی معزول شده میر اسد الله مرعشی شوشتری رتبۀ عالی صدارت یافت و تا حین حیات صدر بود بعد از فوت او شاه تقی الدین