و رفع شاهزادگان مقصور بود او را به شمخال سلطان چرکس خال شاهزاده سپردند مشار الیه بجهت کسب اعتبار خود رضای خاطر اسماعیل میرزا جسته بدفع او اقدام نمود چنانچه در وقایع زمان جلوس او مرقوم کلک بیان میگردد.
فرزند پنجم آن حضرت سلطان مصطفی میرزا است که والدهاش از طایفۀ گرجیه و از جملۀ سراری حضرت شاه جنت مکان بود در حین ارتحال والد بزرگوار بیستساله بود للهگی جناب میرزا به امراء عظام استاجلو تعلق داشت و در میان استاجلو نشو و نما یافت بسیار قابل و مستعد و خوش سیما بود در ایام تسخیر گیلان بیهپیش که گیلانیان یکدو مرتبه یاغی شده لشکر بر سر ایشان تعیین شد جناب میرزا نیز بدان خدمت مأمور گشته فیروز جنگ آمد و رتبۀ ایالت یافته صاحب جیش و لشکر بود بعد از آنکه نظر سلطان لله میرزا فوت شد للهگی او بحسین بیک یوزباشی که بجای نظر سلطان مرتبۀ ایالت یافت در کل مواد با سلطان حیدر میرزا متفق بود بعد از رحلت شاه جنت مکان که امراء استاجلو به پادشاهی سلطان حیدر میرزا اتفاق نموده به دولتخانه رفتند جناب میرزا رفیق ایشان بود بعد از شهادت سلطان حیدر میرزا که تفرقگی در میانه اتباع او افتاد جناب میرزا از قزوین بیرون رفته به میانۀ ایل بیات که ملازم میرزا بودند رفت حاجی اویس سلطان بیات میرزا را بدست آورده به خدمت اسماعیل میرزا آورد او را به پیره محمد خان استاجلو سپردند امراء استاجلو صلاح خود را در افناء و اعدام شاهزاده تصور نموده در خانۀ پیرهمحمد خان آن شهزادۀ نوجوان را به خبه هلاک کردند چنانچه در طی وقایع سلطنت اسماعیل میرزا مذکور خواهد شد.
فرزند ششم آن حضرت سلطان محمود میرزا است که از جواری آن حضرت متولد گشته در حین سلطنت پدر بزرگوار هیجدهساله بود یکمرتبه به حکومت گیلان بیهپیش منصوب گشته در بلدۀ لاهیجان اقامت داشت بجهت یاغیگری و فتنۀ گیلانیان حسب الامر بیرون آمد در اواخر زمان شاه جنت مکان به حکومت شیروان منصوب گشت اوس خان به للهگی و اتالیقی مقرر گشت اما تا حین ارتحال پدر بزرگوار در پایۀ سریر اعلی توقف نموده بشیروان نرفت و در میانۀ طایفۀ روملو بسر نبرده پسران اوس خان متکفل خدمت بودند و چون امراء اسماعیل میرزائی بودند جناب میرزا درین امر با ایشان متفق بود در زمان سلطنت اسماعیل میرزا با یک پسر طفلی که داشت و محمد باقر میرزا موسوم بود شربت شهادت چشید چنانچه مذکور خواهد شد.
فرزند هفتم آن حضرت امام قلی میرزا است که از همشیرۀ زال بیک گرجی که از معتبران طبقۀ گرجیه بود متولد گشته در زمان رحلت پدر بزرگوار چهاردهساله بود و حضرت شاه جنت مکان او را والی لاهیجان که دار الملک و حاکمنشین گیلان بیهپیش است گردانیده در آن خطه اقامت داشت و پیرهمحمد خان استاجلو لله میرزا بود در زمان جلوس اسماعیل میرزا که پیرهمحمد خان از گیلان بیرون آمده باستقبال او رفت جناب میرزا را همراه آورده در النک قراباغ زنجانرود به ملازمت برادر رسید چند گاه بحسب ظاهر منظور نظر مرحمت و اشفاق بود تا آن که در دار السلطنۀ قزوین به مرافقت سایر برادران وداع عمر و زندگانی کرده بعالم آخرت شتافت چنانچه مذکور خواهد شد.
فرزند هشتم آن حضرت سلطان علی میرزا است که برادر مادری سلطان مصطفی میرزا است و در آن وقت چهاردهساله بود و در بلدۀ گنجه اقامت داشت ابراهیم سلطان زیاداوغلی بیگلربیگی قراباغ للّه میرزا بود در زمان اسماعیل میرزا آقایان قاجار حسب الامر به اردو آوردند چندگاه بعد از شهادت شاهزادگان بقزوین رسیده بملاقات برادر فایز گردید بفرمودۀ اسماعیل میرزا مکحول و معدوم البصر گردید و تا حین تحریر این صحیفه در قید حیات است و الیوم در ظل عاطفت و اشفاق حضرت اعلی شاهی ظل اللهی معزز و گرامی و آسوده حال روزگار میگذراند.
فرزند نهم سلطان احمد میرزا است که حضرت شاه او را سلطان احمد بغدادی خطاب میفرمودند والدۀ او از جمله جواری بود و در هنگام رحلت آن حضرت سیزدهساله بود امیر اصلان سلطان ارشلو افشار لله میرزا بود چند گاه او را در اصفهان نگاه میداشت و در آن حین حسب الامر به اردو آورده در خدمت پدر نامدار معزز و گرامی بود چون طایفۀ افشار خصوصا ارشلو در سلک هواخواهان اسماعیل میرزا بودند او نیز به تبعیت لله تابع آن حلقه بود در زمان اسماعیل میرزا او نیز بطریق سایر شهزادگان راه عدم پیمود.
و بنات مکرمۀ حضرت شاه جنت مکان هشت نفر بودند:
ذکر اسامی بنات شاه طهماسب اول
اول گوهر سلطان بگم که در حبالۀ نکاح سلطان ابراهیم میرزای ولد مرحوم بهرام میرزا بود و چند روز بعد از واقعۀ میرزا از بسیاری ناله و زاری و اندوه و سوگواری پهلو بر بستر ناتوانی نهاده عزیمت سفر آخرت نمود و سوای یک دختر فرزندی دیگر نداشت.
دویم پریخان