تبریز جشنی عظیم آراسته چنان عروسی کردند که هنوز آن جشن و سور در میانۀ قزلباش زبانزد خاص و عام است و از غایت اشفاق پدرانه آن حضرت در چنان جشنی شاهانه و بزم طربافزای خسروانه قد افراخته بر قاضی درآمدند و حضار آن محفل سعادتپیرا هریک فراخور حال و اقتضای وقت نثارها کرده ارباب طرب و ساز و مغنیان نغمهپرداز از بسیاری نثار که در آن عشرت سرا فراهم آمده بود بینیاز گشتند و او قدر این مراتب عالی و شفقتهای شاهی را ندانسته باموری که مرضی خاطر مبارک پدر بزرگوار نبود اقدام مینمود حضرت شاه بودن شاهزاده را در رکاب معلی مصلحت ندانسته در سنۀ ثلاث و ستین و تسعمائة نواب سلطان محمد میرزا را از دار السلطنۀ هرات به اردو طلبیده اسماعیل میرزا را بهرات فرستاد علی سلطان تکلو حسب الامر او را بهرات رسانید و سلطان محمد میرزا را آورد در محور ساوجبلاغ علی سلطان مغضوب گشته بضرب لگد قورچیان مضمحل گردید سببی جز آن ظاهر نشد که در بردن جناب میرزا عهد و شرطی چند به میان آمده باشد العلم عند الله همانا سلوک خراسان میرزا نیز بر وفق رضای اشرف نبوده بنا بر بعضی مصالح ملکی و پاس دولت اندک زمانی نگذشته بود که جناب شاهزادگی از حکومت آن ولایت معزول گردید و سوندوک بیک افشار قورچیباشی حسب الامر بهرات رفته او را از راه طبس و یزد آورد چون به ساوه رسید وکیل السلطنه معصوم بیک صفوی رفته او را از ساوه به قلعۀ قهقهه برده نواب سلطان محمد میرزا باز بهرات تشریف برده چنانچه مذکور شد و اسماعیل میرزا نوزده سال و شش ماه و بیست و یک روز در آن قلعه روزگار گذرانید تا آنکه بعد از رحلت شاه جنت مکان و شهادت سلطان حیدر میرزا به مرتبۀ بلند سلطنت و فرمانروائی رسید چنانچه در ذیل این دفتر در محل خود مرقوم و محرر خواهد گشت.
فرزند سیم سلطان حیدر میرزا که از بنات مکرمۀ عظمی و اعیان گرجیه که در سلک زوجات مطهرۀ حضرت شاه جنت مکان انتظام داشت تولد یافته تاریخ ولادتش معلوم محرر اوراق نگشته اما در حین ارتحال حضرت شاه جنت مکان بیست و دوساله بود برین تقدیر در شهور سنۀ اثنی و ستین و تسعمائة متولد شده باشد از وقت تولد تا حین ارتحال والد در درگاه معلی بود و در ظل تربیت و اشفاق والد بزرگوار نشو و نما مییافت صدر الدین خان والد او که از امراء معتبر بود بدستور متکفل خدمت شاهزاده بود و حضرت شاه را توجه تام بشاهزاده بود و او نیز بر وفق رضای پدر سلوک مینمود در اواخر ایام حیات که بانتظام بعضی امور دولت و مهمات سلطنت بنفسه ملتفت نمیشدند بشاهزاده رجوع میکردند و بتوجهات خاطر اشرف بین الاخوین امتیاز داشت بدین جهت روز بروز در نظر شاهزادگان و امراء طوایف قزلباش قدر و مقدارش میافزود از آثار توجهات ظاهری آن حضرت اعتبار عظیم یافته از غرور جوانی و تخیلات نفسانی قرار ولیالعهدی و پادشاهی با خود داده اکثر معارف لشکر خصوصا طایفۀ شیخاوند و استاجلو و طبقۀ گرجیه و غیرهم دل بر سلطنت او بسته در بیماری شاه جنت مکان که یکدو سال قبل از ارتحال روی داد اتباعش بیحوصلگی کرده ارتکاب بعضی امور که منافی صوفیگری و اخلاص بود کردند چنانچه مشروحا در قضایای ایام بیماری مرقوم کلک بیان گشته شاهزاده اندکی خجلت زده گشت اما آن حضرت بعد از بیماری و صحت بوفور تهور و تغافل نوعی نکردند که بیالتفاتی نسبت به فرزند ارجمند ظهور یابد و بهمان دستور منظور نظر عاطفت بود تا آنکه در شانزدهم ماه صفر سنۀ نهصد و هشتاد و چهار یک روز بعد از واقعۀ هایله والد نامدار چنانچه در ذیل این صحیفه مشروحا نگاشتۀ کلک بدایعنگار میگردد درجۀ شهادت یافت و چون منشور دولتش در لوحۀ قضا رقم ثبت نیافته بود و روزنامچۀ عمرش بآخر رسیده این واقعه دست داد بسیار صالح و پرهیزگار و رحیم دل و با خلق اللّه مشفق و مهربان و عدلپرور بود و سوای یک دختر فرزندی دیگر نداشت.
فرزند چهارم آن حضرت سلطان سلیمان میرزا است که از همشیرۀ شمخال سلطان چرکس که او نیز از جملۀ زوجات مطهره بود متولد شده در حین ارتحال والد غفران مآل بیست و یکساله بود حضرت شاه جمجاه جنت مکان در زمان طفولیت او را بمشهد مقدس معلی فرستاد و حاکم مشهد را به للهگی شاهزاده تعیین فرموده معلمی قرار دادند که اکتساب فضایل و کمالات نموده منصب خادمباشیگری روضۀ حضرت امام الجن و الانس به او تفویض یافت و مدتها بدین خدمت قیام داشت در سنۀ ثمان و سبعین و تسعمائة که شاهولی سلطان تاتی اغلی ذو القدر از حکومت مشهد مقدس معزول گشت شاهزاده را به اردو طلب فرمودند بدرگاه معلی آمده در خدمت والد بزرگوار معزز و محترم بود بعد از رحلت شاه جنت مکان و ایام سلطنت اسماعیل میرزا که همتش بدفع