با سلاح تمام. امیر گرد بر گرد قلعت بگشت و جنگجایها بدید. ننمود پیش چشمش و همت بلند و شجاعتش آن قلعت و مردان آن بس چیزی نیایست تا لشکر در رسد، با این مقدار مردم جنگ پیوست و بتن عزیز خویش پیش کار برفت با غلامان و پیادگان، و تکبیر کردند، و ملاعین حصار غور برجوشیدند و بیکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید، و اندیشیدند که مردم همان است که در پای قلعتاند. امیر غلامان را گفت دستها به تیر بگشایند، غلامان تیر انداختن گرفتند و چنان غلبه کردند که کس را از غوریان زهره نبودی که از برج بر کردندی. و پیادگان بدان قوة ببرج بر رفتن گرفتند بکمندها، و کشتن کردند سخت عظیم، و آن ملاعین هزیمت شدند. و غلامان و پیادگان بارها و برجها را پاک کردند از غوریان و بسیار بکشتند و بسیار اسیر گرفتند و بسیار غنیمت یافتند از هر چیزی و پس از آن که حصار ستده آمد لشکر دیگر اندر رسید، و همگان آفرین کردند که چنان حصاری بدان مقدار مردم ستده شده بود.
و امیر از انجا حرکت سوی ناحیت رزان[۱] کرد. مردم رزان چون خبر این حصار بدیشان رسیده بود بیشتری بگریخته بودند و اندک مایۀ مردم در آن کوشکها مانده، امیر ایشان را امان داد تا جمله گریختگان باز آمدند و خراج بپذیرفتند و بسیار هدید از زر و نقره و سلاح بدادند. و زین ناحیت تا جُروَس[۲] که درمیش بت[۳] آنجا نشستی ده فرسنگ بود، قصدی و تاختنی نکرد که این درمیش بت رسولی فرستاده بود و طاعت و بندگی نموده و گفته که چون امیر بهرات باز شود بخدمت پیش آید و خراج بپذیرد. امیر بتافت و سوی ناحیت وی[۴]
- ↑ کذا در فا مو در یب و مج و حاشیهٔ مو زرا . رک ، تعلیقات.
- ↑ جروس بضم جیم و سکون را و فتح واو شهری است در کوههای غور، میان هرات و غزنه (از معجم البلدان)
- ↑ کذا در فا و مج مو در متن رئیس تب، در حاشیه رمیش بت یب ورمیش بت احتمال میدهیم صحیح همان شکل متن باشد یا «درمیش نب»، و در هر حال درمیش گویا عنوان یا لقب شخص است رک تعلیقات
- ↑ مناسب آن است که کلمۀ «وی» خوداسم ناحیتی باشد یا تحریف شده اسم ناحیتی، بهر حال نمیتوان آن را ضمیری راجع به «درمیش» گرفت چه در آن صورت معنی عبارت درست نمی شود و معنی ندارد که پس از تصریح با نظرات اخیر از تعرض بدرمیش و گفتن آنکه «قصدی و تاختنی نکرد» باز بناحیت او لشکر بکشد و مخصوصاً با داشتن کلمه «بتافت» که صریح در انصراف است و همچنین با ملاحظه ذیل مطلب از ذکر وصف ناحیت و رسول فرستادن و غیره. و اما اینکه بعضی تسخهها «بتافت» را «بتاخت» نوشتهاند اولاً با صدر و ذیل مطلب درست نمیآید و متناقض است چنانکه گفتیم، ثانیاً اکثر نسخهها برخلاف آن است