این برگ همسنجی شدهاست.
راز آفرینش
۱
| هرچند که رنگ و روی زیباست مرا، | ||||||
| چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا، | ||||||
| معلوم نشد که در طربخانهٔ خاک | ||||||
| نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟ | ||||||
۲
| آورد به اضطرارم اول بوجود، | ||||||
| جز حیرتم از حیات چیزی نفزود، | ||||||
| رفتیم به اکراه و ندانیم چه بود | ||||||
| زین آمدن و بودن و رفتن مقصود! | ||||||
۳
| از آمدنم نبود گردون را سود، | ||||||
| وز رفتن من جاه و جلالش نفزود؛ | ||||||
| وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود، | ||||||
| این آمدن و رفتنم از بهر چه بود؟ | ||||||