پرش به محتوا

برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۵۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

و این خود یکی از افتخارات و مواهب آنست. نخستین خطای فاحش خاورشناسان درباره تصوف ایران اینست که کلمه تصوفرا بیشتر بلفظ mysticisme و کمتر بلفظ ésoterisme ترجمه کرده اند و تنها برخی از آگاهان دقیق از کلمۂصوفی اصطلاحی وضع کرده و بحق این حکمت را Soufisme نامیده اند . کلمه mysticisme و mystique مشتق از mysterium زبان لاتین بمعنی پنها نیست که آنهم از musterion یونانی آمده که در اصل زبان یونانی بمعنی آگاهیست. این کلمه را میتوان دربارهٔ هر حکمت مخفی و تعلیمی که مدون و مکتوب و آشکار نباشد بکار بردو تصوف ایران مطلقاً هرگز چنین حالی نداشته است، زیرا که همیشه تعلیمات صوفیه آشکار و علانیه بوده و حتی از جان خود برای تبلیغ آن دریغ نکرده اند . کلمه 6soterisme نیز تقریباً همان معنی را دارد زیرا که مشتق از کلمه esoterikos یونانی بمعنى ( مخصوص بپیروان » است و این کلمه درباره حکمتی باید گفته شود که بیاران نزدیک و باصطلاح قدما تنها به «خصیصین» می آموخته اند و ایشان باعلان و اعلام آن مجاز نبوده اند و این نوع از تعلیم در ایران نخست در دین مانی و سپس در تعلیمات اسمعیلیه بوده و در برخی از طرق نصرانیت هم بوده اما در تصوف ایران هرگز نبوده است و اگر هم خلوتی و اربعین و چله نشینی در تصوف ایران بوده باشد برای ورزیده کردن و تهذیب اشخاص و عادت دادن ایشان بریاضتها و مجاهدتها بوده و گرنه اسراری در اربعین و خلوت و اوراد نبوده است که کسی آنها را فاش و بر ملا نکند. نکته اساسی درباره تصوف ایران اینستکه تصوف ما همیشه « طریقت » بوده است یعنی مشرب و مسلک فلسفی بوده و نه «شریعت و مذهب و دین