نیز نفوذ بوداییان را در دین مانی میرساند. تأثیر تعلیمات بودایی در فرهنگ ایران تا مدتی از دوره ساسانی باقی بوده است زیرا که پس ایرانیان افکار دورهٔ پیش از اسلام را بکلی رها نکرده اند و حتی بلطایف الحیل و زبر دستی خاصی آن را در معتقدات دوره اسلامی خود نگاه داشته اند. جاییکه بیش از همه این نکته دقیق روشنست در آنجاییست که تازیان آنرا نهضت شعوبیه اصطلاح کرده اند . این اصطلاح بسیار وسیع را ازین آیه ۱۳ سورة الحجرات گرفته اند: «انا خلقناکم من ذکر و انثى وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم ان الله علیم خبیر مراد از شعوبیه آنگروهی از مسلما نا نست که بر خلاف تازیان که امتیاز نژادی برای خود قایل بودند و کسانیرا که عرب نبودند مولی» وزر خرید و «مملوك، میدانستند خویشتن را نسبت بتازیان امتیاز می نهادند و بهمین جهت بوسایل مختلف زیر بار استیلا و برتری دستگاه خلافت دمشق و بغداد نمیرفتند و پیشواییرا که از خود داشتند بآنها ترجیح میدادند و ناچار خلفا هم آنها را دشمن و بدخواه خود میدانستند و میکوشیدند بهروسیله هست ایشان را از میان بردارند ، یا لااقل دست نشانده و زیر دست خود کنند. تقریباً همۀ شعوبیه ایرانیان بوده اند و اگر در جاهای دیگر بیرون از ایران هم پیدا شده اند مؤسس آن اندیشه و راهنمای آن گروه ایرانیان بودهاند چنانکه نیرومندترین آنها که درمیان تازیان پیدا شدهاند یعنی «اصحاب صاحب الزنج، پیروان علی بن محمد از مردم ری و قرمطیان یا قرامطه پیشوایانشان از ایران برخاسته اند. مهمترین نهضت شعوبیه آن نهضتیست که بتصوف ایران منتهی شد تصوف نخست از میان تارکان دنیا و راهبان دیر نشین و ریاضت
برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۳۶
ظاهر