که از و مانده کراراً اعتقاد خود را بخرافات وطلسم و جادو ومخصوصاً اباطیل یهود اظهار کرده و در معروفترین کتاب خود «فتوحات المكيه في اسرار المالكية و المكيه ، چندین فصل درین زمینه ها دارد و کتاب دیگر وی محاضرة الابرار ومسامرة الاخيار في ادبيات والنوادر و الاخبار انباشته ازین گونه مطالبست جنبۀ دیگر تصوف مغرب که با تصوف ایران هیچ سازگار نیست خشکی و قشری بودن آنست در تصوف ایران حظوظ ولذات تا جایی که زیاده روی نکنند مجاز ست و شعر و موسیقی و سماع و رقص و پای کوبی و دست افشانی نه تنها پسندیده است بلکه گاهی مردم را بدان برانگیخته اند و بالعکس برخی از عبادات و احکام شرع را تخطئه کرده و ناروا دانسته اند. بدین گونه وسعت مشرب صوفیۀ ایران تا قرن هشتم مطلقا در تصوف مغرب نیست و بهمین جهت تصوف مغرب را با تصوف ایران تا قرن هشتم نمیتوان سازگار دانست و باید حتماً دو مسلك جداگانه شمرد چنانکه در جای خود اشاره رفت بنیاد گذاران تصوف ایران تصوف را تابع هیچ دین و آیینی ندانسته اند و بطریق اولی هیچ مذهبی را بر مذهب دیگر ترجیح نداده اند و کسانی که شافعی یا حنفی و یا شیعه بوده اند با یکدیگر ستیز نکرده اند چنانکه مشایخ شافعی و حنفی همیشه حرمت خاندان رسول را نگاه داشته اند. در صورتی که تصوف مغرب همه جا تابع شریعتست و بسته بناحیه ای که در آن پدید آمده گاهی حنبلی و بیشتر مالکی و حتی ظاهریست که طریقه ایست کاملا قشری و جنبه عرفانی در آن نیست .
برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۲۱۵
ظاهر