در میان این بنیاد گذاران تصوف ایران پنج تن یعنی ابراهیم ادهم وشقيق بلخي وحاتم اصم و احمد بن خضرویه و ابوعبدالله محمد بن فضل از مردم بلخ بوده اند و بجز نه تن که از شهرهای دیگر ایران برخاسته اند دیگران همه از مردم شهرهای خراسان بجز بلخ یعنی مرو وهرات و باورد و سمرقند و بسطام و نخشب و نیشابور و طوس و ترمذ ومهنه و فرغانه بوده اند. بهمین جهت میتوان گفت مرکز تصوف ایران را اصلا خراسان بمعنی قدیم یعنی خراسان و ماوراءالنهر باید دانست و چنان مینماید که سرچشمه آن شهر بلخ از مرکزهای بوداییان ایران بوده باشد. مشایخ دیگر از مردم شیراز و اصفهان وری و همدان و قرمیسن (کرمانشاهان و کرمان و شوشتر و نهاوند و ابهر و بیضا بوده اند که شاید از مشایخ خراسان ملهم شده باشند در ادبیات ایران همیشه صوفیه ایران را ازرق «پوش» و «کبود پوش دانسته اند و این سنت را نخست صوفیه عراق و جزیره از ترسایان تارک دنیای آن سرزمین گرفته اند و صوفیه ایران از یشان پیروی کرده اند. در زمانهای بعد یکی از امتیازات صوفیه و درویشان کلاهی بوده است که بآن کلاه تا تاری یاد کلاه،تتری میگفته اند و شاید چیزی بوده است مانند کلاه شش ترک که هنوز در میان درویشان و قلندران رایجست . سلسله نسب فرق تصوف ایران و هند پیش ازین گذشت که تصوف ایران و هند از يك سرچشمه تراویده و همیشه منتهای الفت ویگانگی را با یکدیگر داشته اند. مهمترین فرقه تصوف ایران و هند نخست فرقۀ قادری بوده که در ایران کمتر و در ۱۹۷
برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۲۰۰
ظاهر