پرش به محتوا

برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۱۹۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

کسانی که از یشان نبوده اند بکار می بردند بجان آمده بودند و بهرگونه وسیلهٔ رهایی ازین دشواریهای جانفرسای دست می یازیدند . گروهی میکوشیدند دوباره آیینهای پیش از اسلام را در ایران رواج دهند گروهی دیگر بخارجیان که همه مخالف خلافت بودند می پیوستند تا از نیروی خلافت بکاهند و خلفا را براندازند. پیداست که صوفیه نیز از همان گروه ستم کشیده بوده اند و تصوف را وسیله ای برای رهایی از بیداد خداوندان زر و زور دانسته اند. از طرف دیگر چون بر طوایف مختلف خوارج و شعوبیه روز افزون افزوده میشد صوفیه کوشیده اند آن اختلافها و دوگانگیها را که بر ناتوانی مردم و توانایی دستگاه خلافت می افزوده است از میان بردارند و مسلکی را رواج دهند که همۀ آزار دیدگان و ستم کشیدگان از دستگاه خلافت آنرا بپذیرند و با هم متحد .بشوند. پیداست که مهمترین مقصود از تصوف اعراض از مخلوق و اتصال بخالقست و این مقتضای این دوره آشفته از تاریخ ایران و دشواریهای جانگاه استیلای بیگانگان تازی بوده است. میتوان گفت تصوف در آغاز واکنشی در برابر حکومت امویان بوده است . نخستیین مشایخ تصوف ایران که نام و شرح حالشان در کتابها مانده است ابو اسحق ابراهیم بن ادهم بن سلیمان بن منصور بلخی در گذشته در ١٦١ يا ١٦٢ يا ١٦٦ و ابو على شقيق بن ابراهیم بلخی در گذشته در ١٧٤ و ابوعلی فضیل بن عیاض خراسانی مروزی در گذشته در ۱۸۷ بوده اند . چون ایشان پس از انقراض خلافت امویان از جهان رفته اند شاید برخی چنین پندارند که تبلیغات ایشان انعکاسی از بیداد گریهای امویان نبوده است . اما باید در نظر داشت این مشایخ که از شست تا • ١٩٣