ایشان از خضر پیامبر الهام گرفته اند توجیه درستی نیست و اویسی و اویسیان را نمیتوان پیروان طریقه خاصی از طرق مختلف تصوف .دانست الهام گرفتن از خضر نیز اشاره بآنست که مرید و پیرو یکی از مشایخ زمان خود نشده و از عالم ماوراء طبیعت الهام گرفته اند یعنی از راه کشف و شهود . در تصوف ایران و بیشتر در اشعار فارسی نام عربی «اویس» را بنام فارسی «ویس» تبدیل کرده اند از آن جمله مولانا جلال الدین سروده است: شمس تبریزی بعشقت می کند دندان خود خواب و خور را ترك كردم همچوویس اندر قرن بدینگونه هر يك از متفکران ایران را که سندی در انتساب ایشان و پیوستگی ایشان بیکی از طرق تصوف که سلسله روایت و نسبت و نسب ایشان معلومست در دست نیست « اویسی » دانسته اند و معروفترین ایشان را سنایی غزنوی و فریدالدین عطار نیشابوری و شمس الدین حافظ شیرازی شمرده اند. برخی نظامی گنجوی را هم ازین گروه دانسته اند و آن نتیجه ازین گفته اوست که در بارۀ خویش سروده است : يارب تو مرا ، کاویس نامم در عشق محمدی تمامم ز آن شب که محمدی جلالست روزی کنی آنچه در خیالست برخی دیگر تصور کرده اند که نام وی وی اویس یا ویس بوده ،است اما پیداست که مقصود وی درین اشعار اینستکه مانند اویس قرنی دلداده و شیفته پیامبر بوده است و گویا از همین جاست که وی را نیز اویسی دانسته اند . 19.
برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۱۹۳
ظاهر