پرش به محتوا

برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۱۹۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

و نامی نباشد او ر ا نا میتوان نهاد؟ این خود محال باشد و روانبود». جای دیگر گفته است : « من عرف نفسه بالعدم عرف ربه بالوجود .». حافظ جای دیگر در همین زمینه سروده است : گر پیر مغان مرشد ما شد چه تفاوت ؟ در هیچ سری نیست که سری زخدا نیست نتیجه تصوف این بوده است که آدمیزادگان را بکمال انسانی برساند و شاید بتوان اصطلاح تازه ای مانند perfectionisme درین زمینه وضع کرد ناچار برای رسیدن باین مقصود «روایت» را کافی ندانسته و «درایت» را راه وصول و اتصال و حلول و پیوستگی بمبدأ دانسته اند . طريقة أوبسى در معارف اسلامی کرار أذكرى از يك تن زاهد عرب معاصر پيامبر رفته است که نام وی را اویس بن عامر بن جزء بن مالك قرنی از بنی مراد در گذشته در سال ۳۷ هجری دانسته اند و قرن را نام ناحیه ای یا کوهی در نجد و یا نام گروهی از بنی عامر بن صعصعة لغطفان بنام بنی قرن میدانند اویس قرنی که در یمن میزیسته بصحبت پیامبر نرسیده و چون مرد گاری بوده پیامبر وی را بزرگ می داشته و حدیثی نبوی درباره اش روایت کرده اند که معتبرترین روایات آن اینست : «انی لاجد نفس الرحمن من قبل اليمن يا انى اشم رائحة الرحمن من قبل اليمن». شهرت و جلالت قدروی سبب شده است که از دیر باز صوفیه ایران کسانی را که سر سپرده بمر شدی و شیخی و پیر و طریقه خاصی نبوده اند «اویسی» نامیده اند. این که برخی بطریقه ای بنام فرقۀ اویسیه قایل شده اند و گفته اند که پرهیز ١٨٩